کتاب رستوران چینی درجه یک

Number One Chinese Restaurant
  • 10 % تخفیف
    85,000 | 76,500 تومان

  • موجود
  • انتشارات: علم علم
    نویسنده:
کد کتاب : 39463
مترجم : بیتا قوچانی
شابک : 978-6222461089
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 452
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 5 بهمن

معرفی کتاب رستوران چینی درجه یک اثر لیلین لی

کتاب رستوران چینی درجه یک، اثر لیلین لی یک رمان جذاب و خواندنی درباره ی هویت، عشق، دوستی، فرهنگ است. داستانی با نثری روان و طنزی دردناک که از زندگی یک خانواده که مالک رستوران چینی درجه یک هستند، روایت می کند.
این کتاب از عشق می گوید، فرهنگ و خوراک را در جزئیاتش وارد می کند و ماجرایی به یاد ماندنی می سازد که خواندنش لحظات خوشی را به شما هدیه می دهد. کتاب رستوران چینی درجه یک ماجرای زندگی یک خانواده است که چندین سال است یک رستوران محبوب را اداره می کنند. در ابتدای کتاب یک شجره نامه وجود دارد که زندگی شخصیت های مختلف و صاحبان رستوران را نوشته است. این رستوران چینی درجه یک، نه تنها درمانی برای درد گرسنگی و محیطی دوست داشتنی برای برگزاری جشن هاست، بلکه دنیای خاص خودش را دارد؛ پیشخدمت ها و کارکنان آشپزخانه که با هم جنگیده اند، عاشقی کرده اند، و پیر شده اند، دهه هاست در حصار دیوارهایش ساکنند. اما زمانی که بلا نازل می شود، توان کنترل آشوب در این خانواده کمرنگ می شود که همین مسئله باعث می شود هریک از آنها به اجبار با تناقضاتی مواجه شوند که ریتم سریع زندگی در رستوران، در مقابلشان قرار می دهد.

کتاب رستوران چینی درجه یک

قسمت هایی از کتاب رستوران چینی درجه یک (لذت متن)
یشخدمت ها در حال خواندن آهنگ «تولدت مبارک» به زبان چینی بودند. هر پانزده نفرشان دور میز مهمانی جمع شده بودند و دست می زدند. حتی یک نفر هم کوک نمی خواند. مشتری میز بغلی برای اینکه صحنه را ببیند، صندلی اش را برگرداند. نگاه مرد اردک پز روی اردک خیره ماند. آهنگ به پایان رسید. مشتری شمعی را که روی چیزکیک مجانی اش بود فوت کرد و در حالیکه هنوز مشغول تعریف و تمجید بود، پیشخدمت ها به سمت میزهایشان متفرق شدند، و دوباره مشغول حرف زدن به زبان انگلیسی رستوران شدند.

جیمی هان در حالی که به آرامی در اتاقکی در آن نزدیکی نشسته بود، با کراوات طرح اردک خود بازی می کرد. واضح بود که پیشخدمت متوجه شده دارد استراق سمع می کند. هیچ کس او را «رئیس بزرگ» صدا نمی زد. جیمی در آواز خواندن، صدایی قوی و نرم داشت- شاید این برای کسانی که او را می شناختند تعجب برانگیز باشد- اما لقب واقعی ای که کارکنان در غیابش برایش انتخاب کرده بودند «رئیس کوچک» بود. زیاد محترمانه نبود، اما چه می توانست بکند؟ اغلب پیشخدمت ها به اندازهٔ کافی آنجا بوده اند که او را از وقتی پسر کوچکی بود به یاد بیاورند. حتی بعضی از آنها سی سال سابقه داشتند. چه کس دیگری خارج از خانواده اش برای مدتی طولانی او را شناخته بود؟ پیشخدمت ها از وسط رستوران به جای خودشان برگشتند. جیمی احساس دردی در سینه اش کرد، و دستش را روی پارچهٔ برجستهٔ جیب ژاکتش فشار داد. پاکت نامهٔ قطور درون آن، مثل قلب دوم فشرده شده بود.