1. خانه
  2. /
  3. کتاب دختران هانا

کتاب دختران هانا

4.15 از 2 رأی

کتاب دختران هانا

Hanna's Daughters
ناموجود
410000
معرفی کتاب دختران هانا
بازخوانی تبارنامه‌ی زنان در آثار ماریانه فردریکسون، بیش از آنکه مروری بر یک رمان عامه پسند باشد، مواجهه با کالبدشکافی دقیق تروماهای موروثی در بستر تاریخ سوئد است. کتاب «دختران هانا» که در اواسط دهه‌ی نود میلادی منتشر شد، روایتگر گسست‌ها و پیوندهایی است که میان سه نسل از زنان یک خانواده شکل می‌گیرد؛ از هانا که در فقر مطلق روستایی سده‌ی نوزدهم زاده شده، تا یوهانا که با تحولات صنعتی شدن دست و پنجه نرم می‌کند و در نهایت آنا، که در اواخر قرن بیستم به دنبال تکه‌های گم شده‌ی هویت خویش در گذشته‌ی این زنان می‌گردد. فردریکسون به سراغ زبانی عریان و گزنده رفته تا نشان دهد چگونه جزم‌اندیشی‌های مذهبی لوتری و ساختارهای سلب جنسیتی، روح هانا را در جوانی دچار فرسایش کرد. نکته‌ی دست‌اول در تحلیل زندگی هانا اینجاست که او نه یک قهرمان آرمانی، بلکه زنی است که صبوری‌اش نه از روی انتخاب، بلکه برآمده از نوعی استیصال تاریخی است. نویسنده نشان می‌دهد که فقر، تنها شکم را گرسنه نگه نمی‌دارد، بلکه توان کلامی و ابراز عاطفه را هم از مادر می‌گیرد؛ میراثی که مثل یک غده‌ی بدخیم به نسل‌های بعد منتقل می‌شود و سکوت را به زبان مشترک این خانواده تبدیل می‌کند.
یوهانا که در میانه ی قرن بیستم و در دوران گذار سوئد به سوی مدرنیته می‌زید، تجسم تضاد میان سنت و تجدد است. فردریکسون یوهانا را در موقعیتی قرار می‌دهد که علیرغم آگاهی نسبی و حضور در فضای بازتر اجتماعی، باز هم به الگوهای رفتاری مادرش بازمی‌گردد و نویسنده به سراغ مفهوم «ترومای میان‌نسلی» می‌رود. یوهانا در کشاکش جنگ جهانی دوم و تحولات اقتصادی، سعی دارد از بند گذشته رها شود، اما سایه‌ی هانا و آن فقر فرهنگی نهادینه شده، اجازه نمی‌دهد او به استقلال کامل برسد. استعاره‌ی «زهدان مادری» در متن فردریکسون به معنای ظرفی است که نه تنها حیات، بلکه ترس‌ها و سرخوردگی‌ها را هم به ارث می‌گذارد. آنا به عنوان نماینده‌ی نسل معاصر، در حقیقت نقش یک باستان‌شناس روانی را ایفا می‌کند. او با زیر و رو کردن یادداشت‌های خاک‌گرفته، سعی دارد بفهمد چرا مادرش در میانه‌ی مسیر عصیان بازایستاد و چرا آن سکوت سنگین، خانه‌‌ی آن‌ها را به فضایی سرد تبدیل کرده بود. این بخش از کتاب نقدی است بر این باور که تغییرات کلان سیاسی و اقتصادی به تنهایی می‌توانند خوشبختی فردی را تضمین کنند، در حالی که ریشه‌های روانی هنوز در خاک بدوی گذشته مانده‌اند.
ساختار روانی اثر بر این اصل استوار است که هویت فردی هرگز در خلاء شکل نمی‌گیرد و هر تصمیمی در زمان حال، پژواک صدایی از اعماق تاریخ خانوادگی است. فردریکسون با ترسیم فضای مه‌آلود روستاهای مرزی سوئد و نروژ و مقایسه‌ی آن با آپارتمان‌های مدرن استکهلم، نشان می‌دهد که جغرافیا تغییر کرده، اما نبرد زن برای یافتن «خویشتن» همچنان ادامه دارد. اهمیت کتاب «دختران هانا» در آن نیست که صرفا داستانی درباره‌ی زنان بگوید، بلکه در این است که نشان می‌دهد چگونه تغییرات کلان مثل انقلاب‌های جنسی و رفاه اجتماعی، در خصوصی‌ترین زوایای کانون خانواده نفوذ می‌کنند و گاهی باز هم شکست می‌خورند. آنا در انتهای مسیر تبارشناسی خود، به نوعی رستگاری تلخ می‌رسد؛ او می‌فهمد که بخشش مادران، تنها راه رهایی از این زنجیره‌ی شوم است. متن فردریکسون با نگاهی واقع‌گرایانه و حتی گاهی بی‌رحمانه، ثابت می‌کند که تاریخ حقیقی، نه در کتاب‌های رسمی، بلکه در تپش‌های مکتوم و دردهایی ثبت شده که از فرط تکرار، عادی به نظر می‌رسند.
درباره ماریانه فردریکسون
درباره ماریانه فردریکسون
ماریانه فردریکسون (28 مارس 1927 در گوتنبرگ - 11 فوریه 2007) نویسنده سوئدی بود که در روسلاگن و استکهلم کار و زندگی می کرد. وی قبل از اینکه داستان نویس شود ، روزنامه نگار روزنامه ها و مجلات مختلف سوئد ، از جمله Svenska Dagbladet بود. فردریکسون پانزده رمان منتشر کرد که بیشتر آنها به انگلیسی ، آلمانی ، هلندی و سایر زبانها ترجمه شده اند. بیشتر کتابهای قبلی او براساس داستانهای کتاب مقدس است. یک موضوع اصلی در نوشته های او دوستی است زیرا همانطور که وی اظهار داشت ، "دوستی در آینده از عشق مهم تر خواهد بود". 

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب دختران هانا" ثبت می‌کند