1. خانه
  2. /
  3. کتاب یک مشت آدم

کتاب یک مشت آدم

نویسنده: آن ویازمسکی
2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
3.2 از 1 رأی

کتاب یک مشت آدم

Une poignée de gens
انتشارات: کلاغ
٪10
150000
135000
پیشنهاد ویژه
3.2 از 1 رأی

کتاب یک مشت آدم

Une poignée de gens
انتشارات: فرهنگ آرش
٪30
350000
244999
معرفی کتاب یک مشت آدم
در یکی از تصویرهای رمان «یک مشت آدم»، دهقانی به نام وانیا قایقی را برای بچه‌هایی که دورش جمع شده‌اند به آب می‌راند و همان‌جا، میان علف‌ها، از پا درمی‌آید. بچه‌ها بعدها در تبعید بزرگ می‌شوند، تابعیت‌های دیگری می‌گیرند، فرانسوی و انگلیسی و آمریکایی می‌شوند و بیشترشان هرگز به روسیه برنمی‌گردند. همین چند سطر فضای کلی کتابی را نشان می‌دهد که آن ویازمسکی نوشته است. او نویسنده و بازیگری فرانسوی با تبار روسی بود که در سال ۱۹۴۷ در برلین به دنیا آمد، در فیلم‌هایی از برسون، پازولینی و گدار بازی کرد و در ۲۰۱۷ درگذشت. انتشارات گالیمار این رمان فرانسوی را در اوت ۱۹۹۸ منتشر کرد و همان سال جایزه‌ی بزرگ رمان فرهنگستان فرانسه و جایزه‌ی رنودوی دانش‌آموزان (Prix Renaudot des lycéens) به آن رسید. داستان در پاریس امروز شروع می‌شود. ماری بلگورودسکی زنی حدودا چهل‌ساله است و اصالتی روسی دارد، اما هیچ‌وقت دلش نخواسته دنبال «ریشه‌هایش» بگردد. به خانواده‌ی اشرافی‌اش هم که پس از انقلاب روسیه در گوشه‌گوشه‌ی دنیا پراکنده شده‌اند، حس دلتنگی خاصی ندارد. تا اینکه واسیلی واسیلیف، مورخی که از دوستان یکی از عمه‌بزرگ‌های ماری بوده، با او قرار می‌گذارد و رونوشتی از «کتاب سرنوشت‌ها» را به او می‌سپارد. این کتاب دفتر یادداشت‌های ولادیمیر بلگورودسکی است، عموی بزرگ ماری که همه او را آدیچکا صدا می‌زدند. او این یادداشت‌ها را از ماه مه ۱۹۱۶ تا اوت ۱۹۱۷ در ملک خانوادگی‌شان در مرکز روسیه، نوشته بود. ماری در ابتدا اکراه دارد و نمی‌داند چه باید بکند، اما کم‌کم به ماجرای آن «یک مشت آدم» کشیده می‌شود و دنبال رد رویدادهایی می‌افتد که به ویرانی بایگورا و پراکندگی ساکنانش انجامید.
بخش بزرگی از رمان همین دفتر است؛ یادداشت‌هایی که زندگی روزمره‌ی یک خانواده‌ی اشرافی را ثبت می‌کنند. چهار برادر و خواهر با همسرانشان، بچه‌های فراوان و خدمتکارانی که شمارشان از اعضای خانواده هم بیشتر است، در ملکی پهناور زندگی می‌کنند. این ملک را صاحبش با نگاهی آزادمنش و ترقی‌خواه اداره می‌کند و خودش هم در امور اداری منطقه نقش دارد. آدیچکا در دفترش شادی‌ها و دغدغه‌های خانوادگی را کوتاه و فشرده می‌نویسد و کنار آن‌ها، آشوب و بی‌قراری‌ای را هم ثبت می‌کند که در سراسر کشور بالا می‌گیرد. هرچه صفحه‌ها پیش می‌روند، آرامش روزهای ملک جایش را به خشونت و ترس می‌دهد، چون بلشویسم قوت می‌گیرد. رمان به این ترتیب دو لایه دارد: روایت امروز ماری که می‌خواند و جست‌وجو می‌کند، و جهانی که از خلال دفتر خاطرات بازسازی می‌شود. تکه‌های هویتی که او تا آن روز نمی‌شناخت، یکی‌یکی کنار هم قرار می‌گیرند.
کتاب «یک مشت آدم» از این جهت شبیه رمان‌های خانوادگی و تاریخی است که تاریخ را از دریچه‌ی آدم‌های معمولی نشان می‌دهند. این‌جا آدم‌ها اشرافی ملکدارند و انقلاب ۱۹۱۷ همه‌چیزشان را زیر و رو می‌کند. عنوان کتاب هم از همین نگاه می‌آید، چون به جمعی کوچک اشاره دارد که مثل آدم‌های بسیار دیگری در گردباد تاریخ پرتاب شده‌اند.
درباره آن ویازمسکی
درباره آن ویازمسکی
آن ویازمسکی (Anne Wiazemsky؛ زاده ۱۴ می ۱۹۴۷ برلین – مرگ ۵ اکتبر ۲۰۱۷ در پاریس) بازیگر و رمان‌نویس اهل فرانسه بود. شهرت او بیشتر به‌خاطر بازی در فیلم‌های ژان لوک گدار و روبر برسون بود.
از فیلم‌های او می‌توان به چینی و ناگهان بالتازار اشاره کرد.
وی زاده ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۶ بود و در ۱۳ مهر ۱۳۹۶ در سن ۷۰ سالگی در اوج بیماری سرطان درگذشت. فرانسوا موریاک برنده جایزه ادبی نوبل پدربزرگ مادری او بود.
ویژگی های کتاب یک مشت آدم
  • برنده جایزه Renaudot سال 1988
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب یک مشت آدم" ثبت می‌کند