1. خانه
  2. /
  3. کتاب راک واگرام

کتاب راک واگرام

3.2 از 1 رأی

کتاب راک واگرام

Rock Wagram
انتشارات: نگاه
٪15
115000
97750
معرفی کتاب راک واگرام
کتاب «راک واگرام» اثر ویلیام سارویان، رمان‌نویس پرآوازه‌ی ارمنی‌تبار آمریکایی، یکی از جدی‌ترین و عمیق‌ترین جستارهای داستانی این نویسنده در باب هویت و ریشه‌ها است که در سال ۱۹۵۱ به چاپ رسید. سارویان در این رمان سبک منحصربه‌فرد خود را که آمیزه‌ای از طنز ملایم، نگاهی فیلسوفانه به زندگی و عشق بی‌قیدوشرط به بشریت است، به اوج می‌رساند. داستان حول محور زندگی جوانی به نام «آراک واگرامیان» می‌چرخد که در ابتدا یک متصدی بار ساده در شهر فرزنو کالیفرنیا است؛ شهری که به عنوان پناهگاه اصلی مهاجران ارمنی پس از فاجعه‌ی نسل‌کشی شناخته می‌شود.
زندگی آراک زمانی دگرگون می‌شود که یک استعدادیاب هالیوودی او را کشف کرده و با نام هنری «راک واگرام» وارد دنیای پرزرق‌وبرق سینما می‌کند. با این حال نویسنده به جای تمرکز بر کلیشه‌های پیروزی در هالیوود، بر شکاف عمیق میان موفقیت ظاهری و خلأهای درونی قهرمان خود تمرکز کرده و پرسشی بنیادین را مطرح می‌کند: در جهانی که شهرت و تجارت هویت‌ها را بازتعریف می‌کنند، انسان واقعی کجاست؟
روایت این اثر بر پایه‌ی تضاد میان دو دنیای متفاوت استوار شده است؛ دنیای نمایشی و مصنوعی هالیوود در تقابل با ارزش‌های اصیل و سنتی خانواده‌های مهاجر ارمنی. «راک واگرام» که در جایگاه یک ستاره‌ی سینمایی به ثروت و اعتبار دست یافته، در می‌یابد که این موفقیت‌ها او را از «خود واقعی‌اش» دور کرده است. بخش‌های مهمی از کتاب به تاملات درونی او درباره‌ی تنهایی، ازدواج شکست‌خورده و میل به بازگشت به گذشته اختصاص داشته و ویلیام سارویان نشان می‌دهد که چگونه قهرمان داستان، حتی در میان تشویق‌های مداوم تماشاگران، با اضطراب‌های وجودی و ترس از مرگ دست‌وپنجه نرم می‌کند. نویسنده با استفاده از واگویه‌های ذهنی، تلاش راک برای یافتن معنای واقعی عشق و وفاداری را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که شهرت هرگز نمی‌تواند جایگزین پیوند‌های خونی و میراث فرهنگی یک انسان شود.
درونمایه‌ی دیگر کتاب، نقد صریح «رویای آمریکایی» و هزینه‌های روانی است که بر دوش مهاجران سنگینی می‌کند. سارویان با پرداختی رئالیستی، تجربه‌ی حضور راک در ارتش طی جنگ جهانی دوم و بازگشت او به زادگاهش را به مثابه‌ی یک سفر قهرمانانه برای بازپس‌گیری هویت توصیف می‌کند. در این رمان، فرهنگ ارمنی نه به عنوان یک دکور، بلکه به عنوان یک نیروی حیاتی و نجات‌بخش عمل می‌کند که راک را از سقوط در گرداب بیهودگی مدرن باز می‌دارد و تاکید دارد که خوشبختی پایدار نه در نقاب‌های هنری، بلکه در پذیرش رنج‌های بشری و آشتی با گذشته‌ی خانوادگی نهفته است. سارویان در «راک واگرام» با نگاهی مهربان اما واقع‌گرا، یادآور می‌شود که هر انسانی برای بقا در جهان مدرن، نیازمند لنگرگاهی در ریشه‌های کهن خویش است.
درباره ویلیام سارویان
درباره ویلیام سارویان
ویلیام سارویانرمان نویس، نمایش نامه نویس، short story writer ارمنی-آمریکایی بود. وی جایزه پولیتزر برای نمایش نامه در سال ۱۹۴۰ به وی اعطا گردید و برای اقتباس سینمایی از روی رمان کمدی انسانی وی برنده جایزه اسکار بهترین داستان در سال ۱۹۴۳ شد.
ویلیام سارویان در روز ۳۱ اوت ۱۹۰۸ در فرزنو، کالیفرنیا به دنیا آمد. والدین وی آرمناک و تاگوهی از ارمنیان بیتلیس در امپراتوری عثمانی بودند.
قسمت هایی از کتاب راک واگرام

هر مردْ مردی خوب در دنیایی بد است. هیچ مردی دنیا را تغییر نمی دهد. هر مرد خودش را از خوب به بد یا از بد به خوب تغییر می دهد، سراسر زندگی اش می رود و می آید، و بعد می میرد. اما مهم نیست مرد چطور یا چرا یا چه زمانی دنیا را تغییر می دهد، همان طور که خودش هم می داند، او مردی خوب در دنیایی بد باقی می ماند. مرد در کل زندگی اش دائم با مرگ دست و پنجه نرم می کند و دست آخر هم مبارزه را می بازد؛ از اول هم می داند که می بازد. تنهایی سهم هر مرد است و همین طور شکست. مردی که از تنهایی گریزان است دیوانه ای بیش نیست. مردی که نمی داند انتهای این بازی چیزی جز شکست نیست احمق است. مردی که به تمام این ماجرا نمی خندد آدم حوصله سربری است. اما آن مرد بی عقل هم مرد خوبی است، همین طور آن احمق یا همان مرد حوصله سربر، هر کدامشان هم این را خوب می دانند. تک تک مردان بی گناه اند و دست آخر هم به یک بی عقل تنها، یک دیوانۀ تنها یا به یک حوصله سربر تنها تبدیل می شوند.

اک گفت: «ما خیلی هم از ترک ها متنفر نیستیم. ما امریکایی ایم. چطور می تونیم از اونها متنفر باشیم؟ چطور باید از کسی متنفر باشیم؟ بیشتر ما سیاه چرده ایم و یه جورهایی شبیه سرخپوست هاییم، برای همین برا خودمون جوک ساخته یم و به خودمون می گیم سرخپوست های امریکایی. از طرفی چند نفر از رفقامون تو فرزنو رو پیدا کردیم که تو فیلم ها نقش سرخپوست ها رو بازی می کنن. از خود سرخپوست ها سرخپوست ترن. سرخپوست هایی که شما دور و بر فرزنو می بینید بیشتر بومی ان. به هر حال، خیلی به نظر سرخپوست نمی اومدن. اول از همه اینکه جسته هاشون کوچیک تره، صورت هاشون هم یه جوریه، و به اندازۀ ما هم سیاه نیستن. بیشتر دماغ های ما هم شکل بهتری داره. بول بدیکیان تو فیلم سرخپوست جنگجو در نقش رئیس رپتوپتو تو قبیلۀ چروکی بازی کرد و تو فرزنو ولوله به پا شد.»

مقالات مرتبط با کتاب راک واگرام
آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن
آثار کلاسیک کوتاه، فرصتی برای آشتی با کتاب خواندن
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب راک واگرام"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

خیلی دلچسب بود. از اون کتابایی که طعم خوندنشون رو نمیشه فراموش کرد. خیلی جذاب روایت شده بود

1401/06/24 | توسطImfarza
0
| |