کتاب ذهنی فراتر از باور

The Superhuman Mind
(چگونه می توانیم نبوغ درونمان را آزاد سازیم)
کد کتاب : 44890
مترجم :
شابک : 978-6002502711
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 384
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2015
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 21 تیر

معرفی کتاب ذهنی فراتر از باور اثر بریت بروگارد

"ذهنی فراتر از باور" اثری است از "برینت بروگارد" و "کریستین مارلو" که به ما می آموزد "چگونه می توانیم نبوغ درونمان را آزاد سازیم؟".
آیا می دانید مغز شما از قدرتی فرای باور برخوردار است؟ "برینت بروگارد" ، دکترای تخصصی و "کریستین مارلو" ، افرادی را که دارای استعدادهای شگفت آور، حافظه ی خیره کننده، ذوق و قریحه ی موسیقی و نبوغ در ریاضیات هستند و افرادی که طعم رنگ ها را حس می کنند و چهره ها را می شنوند ، مطالعه می کنند. اما هر چقدر این توانایی ها شگفت انگیز باشند ، مرموز نیستند. مغز ما دائما اطلاعات عظیمی را در ناخودآگاه پردازش می کند و آنچه در این افراد با استعداد، مشترک است این است که از طریق تمرین ، آسیب ، اختلال ذاتی مغز یا حتی شرایط غیرمعمول تر ، آن ها توانسته اند به درجه ای از دسترسی آگاهانه به این قدرت پردازش قوی و بالقوه برسند.
"ذهنی فراتر از باور" ما را به درون زندگی و مغز نوابغ ، دانشمندان ، هنرمندان و طیف گسترده ای از مردم عادی که به هر طریقی استعدادهای واقعا خارق العاده ای نشان داده اند ، می برد. با کند و کاو در زیربنای عصبی این توانایی ها ، نویسندگان حتی نشان می دهند که چگونه می توانیم برخی از آن ها را از مهارت های عالی و سریع ریاضیات گرفته تا خلاقیت فوق العاده به دست آوریم. "ذهنی فراتر از باور" از "برینت بروگارد" و "کریستین مارلو" کتابی است شگفت انگیز و نشاط آور که تمام علاقه مندان به علم و دانش از آن لذت فراوان خواهند برد.

کتاب ذهنی فراتر از باور

بریت بروگارد
بریت بروگارد (Berit Brogaard)(متولد ۲۸ اوت ۱۹۷۰) (با نام اصلی بریت اسکار بروگارد) فیلسوف-عصب‌شناس دانمارکی-آمریکایی است. او هم‌اکنون استاد دانشگاه میامی (فلوریدا) در فلوریدا است. از کارهای مهم او تحقیق در زمینه حس آمیزی است.کارهای اخیر او مربوط به سینتزی، سندرم ساوانت، بینایی و گزارش های ادراکی است. وی استاد فلسفه است و یک آزمایشگاه ادراک در دانشگاه میامی در کورال گیبلز، فلوریدا اداره می کند. او همچنین سردبیر گزارش Philosophical Gourmet Report است.
قسمت هایی از کتاب ذهنی فراتر از باور (لذت متن)
کریستین و من به عنوان پژوهشگران آزمایشگاه بررسی های چندحسی در میامی، به طور مداوم با افرادی مواجه می شویم که از توانمندی های ذهنی خارق العاده ای برخوردارند: فردی که می تواند همیشه، بدون استثنا در ورق بازی پیروز شود؛ ریاضیدانی که به تنهایی و بدون کمک گرفتن از هیچ معلمی، ریاضیات را آموخته است؛ افراد دچار ادراک پریشی چهره ای که با اتکا به اصواتی خاص قادر به شناسایی چهره ها هستند؛ افراد نابینایی که همچون خفاش ها و وال ها با کمک پژواک یابی می توانند به جهت یابی بپردازند و مسیر خود را پیدا کنند؛ افرادی که از حافظه ای شگفت انگیز برخوردارند، گویی در سرشان یک هارد درایو نصب شده است؛ و افرادی که ناگهان و پس از ضربه ای که به سرشان خورده است قریحه موسیقیایی یافته اند یا به نقاشانی ماهر بدل گشته اند. گروهی که هریک در حیطه ای خاص از توانمندی هایی شگرف برخوردارند. برخی از این افراد ساوان هایی اند که دارای توانمندی های خارق العاده اند، حال آنکه برخی دیگر افرادی معمولی به نظر می رسند، چنانکه اگر در یک کافه، مقابل آنان بنشینید، متوجه هیچ ویژگی غیرعادی ای در آن ها نخواهید شد. افراد متعددی که هرکدام با توانایی هایی اعجاب آور متولد شده اند. گفت وگو پیرامون توانمندی های ذهنی خارق العاده احتمالا شما را به یاد تعداد محدودی از مردان (و البته گاه زنان) معروف می اندازد: بنجامین فرانکلین، سر آیزاک نیوتون، آلبرت انیشتین، اندی وارهول، فرانسیس کریک، ریچارد فاینمن، استیو جابز، ماری کوری، یا شاید روشنفکری غیرعادی، منزوی و ناسازگار - فردی عجیب وغریب، دمدمی مزاج یا حتی یک جامعه ستیز. گاه با دیده ای توأم با تردید یا ناراحتی به افراد دارای توانمندی های ذهنی خارق العاده می نگریم، بااین حال حقیقت آن است که اغلب ما آرزو داریم تا از توانمندی های آنان برخوردار باشیم. آرزو داریم که در حیطه هایی بدون تلاش زیاد، مهارتی خیره کننده نشان دهیم و از اینکه در قرعه کشی ژنتیکی با چنین استعدادهای ذهنی ای متولد نشده ایم، ناخشنودیم. پیش فرض های غالب این اند که افراد برخوردار از توانمندی های ذهنی برتر، با این گونه توانمندی ها متولد می شوند و این طور نیست که خودشان چنین توانمندی هایی را در خود ایجاد کنند؛ آن ها سوار بر هواپیمایی در حال پروازند که برای ما قابل دسترسی نیست؛ آن ها جزء معدود افراد سعادتمندی اند که به سبب برخورداری از استعداد ذاتی شان از تلاش و زحمت مداوم و تمرین فشرده برای یادگیری معاف شده اند. اما همه این پیش فرض ها نادرست اند. من و کریستین پس از سال ها کار با افراد معمولی برخوردار از توانمندی های خارق العاده به این نتیجه رسیده ایم که باید جمع بندی مان را از روایات و تجارب این افراد با دیگران به اشتراک بگذاریم، روایاتی که با این پیش فرض که توانمندی های برتر قابل آموزش یا اکتساب نیستند در تضاد قرار می گیرند. هیچ یک از افرادی که در آزمایشگاه مان با آن ها مواجه شده ایم «ذهن های برتر» مادرزادی نبوده اند. مسیری که هر یک از این افراد با طی آن به استعدادهایشان رسیده اند با مسیر طی شده توسط دیگری متفاوت بوده، دقیقا همان گونه که شخصیت این افراد با دیگری متفاوت بوده است؛ اما این مسیرها هر چه که بوده اند، خواه یک آسیب دیدگی، یک اختلال مغزی ذاتی، لحظه ای از یادگیری توأم با حس آمیزی، یا «دریافت» الگوریتمی خاص، این افراد مستعد را قادر ساخته اند تا گذرگاه طولانی و هشیارانه تفکر را میانبر بزنند و به پهنه ای دسترسی یابند که در حالت عادی خارج از دید آگاهی قرار دارد. آن ها به توانایی ای دست یافته اند که به واسطه اش قادرند تا اطلاعات را به شکلی جدید و مبتکرانه یا با سرعت نور دست کاری کنند - پس قاعدتا روش های بسیاری برای آموختن به ما دارند، روش هایی که به کمک آن ها می توانیم استعدادها و توانمندی های پنهانی خود را بیابیم.