کتاب عمارت تالی

Talley's Folly
کد کتاب : 47185
مترجم :
شابک : 978-6222019228
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 80
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1979
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 31 خرداد

برنده جایزه پولیتزر نمایشنامه در سال 1980

معرفی کتاب عمارت تالی اثر لنفورد ویلسون

کتاب «عمارت تالی» نمایشنامه ای نوشته ی «لنفورد ویلسون» است که اولین بار در سال 1979 به چاپ رسید. این نمایشنامه ی عاشقانه، دومین عنوان در میان سه نمایشنامه ای است که با نام «مجموعه خانواده» در میان علاقه مندان به آثار «لنفورد ویلسون» شناخته شده است. داستان، یک بعد از ظهر از رابطه ی عاشقانه ی دو شخصیت با نام های «سالی تالی» و «مت فریدمن» را روایت می کند. «سالی» خانواده ای محافظه کار، ثروتمند و با عقاید سفت و سخت مسیحی دارد و «مت» نیز، یک حسابدار یهودی است و دوازده سال بزرگتر از «سالی» است. مسیر این دو شخصیت در به دست آوردن شجاعت لازم برای آشکار کردن دردناک ترین اسرار خود، تأثیر زیادی بر مخاطبین و منتقدین گذاشت و اجرای این اثر در «برادوی» نیز با موفقیت های زیادی همراه بود. به علاوه، کتاب «عمارت تالی» در سال 1980 جایزه «پولیتزر» را از آن خود کرد.

کتاب عمارت تالی

لنفورد ویلسون
لنفورد ویسلون (۱۳ آوریل ۱۹۳۷ – ۲۴ مارس ۲۰۱۱) یک نمایش‌نامه‌نویس اهل ایالات متحده آمریکا بود.وی همچنین برنده جوایزی همچون کمک هزینه گوگنهایم شده است.
نکوداشت های کتاب عمارت تالی
More than three decades after its first production, Talley's Folly is still frequently staged.
بیش از سه دهه پس از اولین انتشار، «عمارت تالی» همچنان به شکل پیوسته روی صحنه می رود.
BookRags BookRags

One of Wilson's most hopeful and affirming plays.
یکی از امیدوارانه ترین و دلگرم کننده ترین نمایشنامه های «ویلسون».
Amazon Amazon

An intense romance.
عاشقانه ای پرحرارت.
Scribd

قسمت هایی از کتاب عمارت تالی (لذت متن)
اگر امشب همه چیز برایم خوب پیش برود، این باید یک رقص والتز از آب دربیاید، یک-دو-سه، یک-دو-سه؛ داستان عاشقانه ای که در صندوقچه ی اسرار نگه داشته نشده، و از آنجایی که من آدم رمانتیکی نیستم، به همه ی عاشقانه ها نیاز خواهم داشت تا به من کمک کنند: درختچه ها، بیدها، تاک ها، نور ماه، گروه موسیقی.

البته امید به زندگی آن ها بیست روز است. یا در مورد زنبور، بیست روز و بیست شب. یا شاید هم «امید» برای زنبور واژه ی نادرستی باشد. چه کس می داند زنبور چه امیدی دارد. به هر روی هر آنچه زمان در زندگی هست، زندگانی است و من تصور می کنم که پس از بیست روز و بیست شب، زنبور تقریبا آماده است تا شهد مرگ را سر بکشد.

اکنون پس از گذشت نزدیک به سه سال از جنگ، آشکار شده که نبرد در حال واژگون شدن است. دگربار به ما گفته شد که «آرامش و سعادت» در هوا قابل استشمام است. اما در میانه ی نبرد، آن «امید» که مردم می شناختند، بدل به دشمن شده بود.