کتاب «فسفس خانم» نوشتهی راجر هارگریوز، یازدهمین عنوان از مجموعهی محبوب «خانم کوچولها» است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. این مجموعه با خلق شخصیتهایی که هر یک نمایندهی یک ویژگی رفتاری اغراقآمیز هستند، جهان ساده اما نمادینی میسازد که در آن جنبههای مختلف رفتار انسانی به شیوهای طنزآمیز بررسی میشوند. در میان این آثار، «فس فس خانم» روایتی جالب دربارهی رابطهی میان زمان فردی و زمان اجتماعی ارائه میدهد و مسئلهی هماهنگی با ساختارهای زمانی جامعه را به شکل داستانی ساده اما مفهومی مطرح میکند. شخصیت اصلی داستان فردی است که بهطور مزمن در هماهنگ شدن با زمان استاندارد جامعه ناتوان است. فس فس خانم تقریبا در تمام موقعیتها با تأخیر ظاهر میشود و این تأخیر چنان عمیق است که حتی رویدادهای فصلی و مناسبتها را ماهها بعد از زمان واقعی جشن میگیرد. زندگی روزمرهی او در نوعی فاصلهی زمانی دائمی از برنامههای رایج جامعه جریان دارد. همین ویژگی باعث میشود که او در تلاش برای یافتن شغل با مشکل روبهرو شود، زیرا بیشتر مشاغل در جوامع مدرن بر پایهی نظم زمانی دقیق و وقتشناسی بنا شدهاند. در نتیجه، او در محیطهای کاری مختلف نمیتواند با برنامههای زمانی هماهنگ شود و بارها کار خود را از دست میدهد. نقطهی تحول داستان زمانی رخ میدهد که فس فس خانم به عنوان خدمتکار در خانهی شخصیتی به نام آقای تنبل استخدام میشود. برنامهی زندگی آقای تنبل نیز با زمانبندی معمول جامعه تفاوت چشمگیری دارد. او دیر از خواب بیدار میشود، صبحانه را در ساعاتی میخواهد که دیگران آن را زمان ناهار میدانند و به طور کلی برنامهی روزانهاش با ریتم اجتماعی متعارف فاصله دارد. در چنین شرایطی، ویژگیای که پیشتر برای فس فس خانم مشکلساز بود، ناگهان به یک مزیت تبدیل میشود. تأخیر زمانی او دقیقا با ریتم زندگی کارفرمایش هماهنگ است و در نتیجه وظایف خود را بدون مشکل انجام میدهد. آنچه در جامعه به عنوان «دیر رسیدن» شناخته میشد، در این محیط کوچک خانگی به نوعی وقتشناسی کامل تبدیل میشود. از منظر مفهومی، داستان به موضوع زمانشناسی اجتماعی میپردازد؛ حوزهای از مطالعات ارتباطات که بررسی میکند چگونه برداشت از زمان در تعاملات اجتماعی و ساختارهای سازمانی نقش ایفا میکند. روایت هارگریوز نشان میدهد که مفهوم دیر رسیدن در واقع مطلق نیست، بلکه همواره در نسبت با یک چارچوب زمانی مرجع تعریف میشود. اگر دو فرد در یک نظام زمانی مشترک عمل کنند، حتی برنامهای که در مقایسه با استاندارد اجتماعی بسیار دیر به نظر میرسد نیز میتواند کاملا منظم و دقیق تلقی شود. به این ترتیب، داستان ایدهای شبیه به نوعی «نسبیت زمانی اجتماعی» را مطرح میکند؛ جایی که قضاوت دربارهی نظم یا بینظمی زمانی وابسته به نقطهی مرجع است. از نظر روایی، کتاب با زبان ساده و طنز ملایم خود یکی از ویژگیهای مهم آثار هارگریوز را برجسته میکند: بسیاری از مشکلات رفتاری افراد لزوما ناشی از نقص شخصیتی نیستند، بلکه ممکن است نتیجهی ناهماهنگی میان ویژگیهای فردی و ساختارهای اجتماعی باشند. در این داستان نیز راهحل در تغییر شخصیت اصلی یا تنبیه او برای دیر رسیدن نیست، بلکه در یافتن محیطی است که با ریتم زمانی او سازگار باشد. چنین رویکردی تصویری انعطافپذیرتر از تفاوتهای فردی ارائه میدهد. با این حال، روایت محدودیتهایی نیز دارد. داستان پیامدهای اجتماعی گستردهی دیر رسیدن، مانند اختلال در روابط یا بینظمی در فعالیتهای جمعی، را چندان بررسی نمیکند. همچنین راهحل ارائهشده تا حدی وابسته به شرایطی استثنایی است، زیرا موفقیت شخصیت اصلی تنها زمانی ممکن میشود که فرد دیگری با الگوی زمانی مشابه در محیط حضور داشته باشد. با وجود این، «فس فس خانم» در نهایت فراتر از یک داستان طنز ساده عمل میکند و به شکلی ظریف نشان میدهد که مفاهیمی مانند نظم زمانی و وقتشناسی تا چه اندازه به ساختارهای اجتماعی و چارچوبهای مرجع وابسته هستند.
درباره راجر هارگریوز
چارلز راژر هارگریوز Roger Hargreaves (زادهٔ ۹ مه ۱۹۳۵ - درگذشت ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۸) نویسندهٔ مجموعه کتابهای کودکان با عنوان «آقا و خانم کوچولو» (Mr. Men and Little Miss). پس از درگذشت راژر، پسرش آدام، این مجموعه داستان را ادامه داد.