با سلام و احترام خدمت همه کتاب خونای عزیز. دو روز پیش رفته بودم جمعه بازار کتاب اصفهان و همینطور که بین کتابها میگشتم یه کتاب قدیمی چشممو گرفت. روشو نگاه کردم دیدم انتشارات امیرکبیره. مندینگو با ترجمه محمد قاضی. اولین کاری که کردم رفتم صفحه اول کتاب و دیدم نوشته چاپ دوم ۱۳۵۷ کتاب رو با مبلغ ۲۰۰ هزار تومن خریداری کردم که حقیقتا فروشنده اصلا نمیدونست چه کتاب ارزشمندیه. شروع کردم به مطالعه و هنوز نتونستم کتاب رو زمین بذارم. اما یه نکته ای که ناراحتم میکنه اینه که دارم زیادی از خوندن کتاب لذت میبرم. نمیدونم این لذت بخاطر نوشتار زیبای این کتابه یا اینکه دارم خودمو جای اون ارباب میذارم و از داشتن اینهمه برده در تخیلات و توهمات خودم لذت میبرم. امیدوارم که بخاطر دومی نباشه! ولی در هرصورت نسبت به کتاب کلبه عمو تام حقیقتا شاهکاریه و حیف که مغفول مونده.
چه تهوع آور است نژاد پرستی که پس از دو قرن از تاریخ نوشتن این کتاب، هنوز انسان نمایی که خود را کتاب خوان هم میگیرد چنین آرزوی سخیف و تهوع آوری را بر ملا میکند...لعنت. لعنت. لعنت!
سال ۸۸این کتاب رو دست دوم از طبقه دوم پاساژهای میدان انقلاب گرفتم اون زمان چاپ نمیشد واین نسخه هم چتب ۵۳ یا ۵۴ بود ولی عالی بود وشاهکار این جورکتابها روکه ادم میخونه به ایرانی بودن خودش وشرقی بودنش افتخار میکنه .به شدت توصیه اش میکنم
فکر کنم یک فیلم سینمایی از این داستان ساخته شده
گاهی مابین مطالعه چشمهام رو میبندم و با خودم میگم مگه جنس بشر میتونه تا این حد بی رحم و سنگدل باشه؟
با سلام.. این کتاب الان دستمه با ترجمه فوق العاده جناب قاضی. تقریبا نیمههای کتاب هستم. اینقدر تلخ و در عین حال جذابه که نمیتونم زمین بذارمش. از اون دست کتابهاییه که قطعا بیش از دو بار خواهم خوند.سوء استفاده از یک نژاد در قالب مهربانی و عطوفت که به نظرم کثیفترین نوع سوء استفاده ست.برده هایی که به میل و رغبت آرزو دارن در خدمت اربابشون باشن و با خشوع و التماس به این بردگی تن میدن و بهش افتخار هم میکنن!
بردگان سیاه یا مندینگو را سال 87 زمانی که دانشجو بودم خواندم، کتاب بسیار زیبا و متاثر کننده ای است که اوج رذالت انسانی و به نمایش و ترحم درونی را در خواننده بیدار میکند.البته از ترجمه خوب مترجم نیز نباید بگذریم.با این کتاب به ترجمههای محمد قاضی ایمان آوردم.
حدود سی سال پیش کتاب را خواندم--الان هفتاد سال سن دارم و با پیروی از آن نویسنده در حال انتشار دومین کتاب خود هستم که در بزرگ سالی شروع به نویسندگی کرده ام.سن این نویسنده الهام بخش من شد
عالی امیدوارم موفق و شاد باشید. اسم کتابتونو بفرمایید.
وقتی آخرین صفحه رو خواندم ، ناخودآگاه کتاب رو بوسیدم و با احترام گذاشتم کنار
سال۷۱ یا ۷۲ دبیرستانی بودم وخوندم همون زمان هم برام شگفت انگیز بود و هنوز هم برام پر از خاطره است خصوصا با ترجمه فوق العادهی آقتی قاضی.
سال ۷۶ وقتی سرباز نیروی دریایی ارتش بودم توی انزلی این کتاب رو خوندم هنوز هم بهترین رمانی هست که تا امروز خوندم
از تاپترین رومان هاییه ک خوندم و اینکه میخکوب میکنه آدمو
داستانی بسیار زیبا و جذاب در مورد روابط بردگان با اربابهای سفید پوست با اینکه تنها رمان نویسنده هست اما واقعا استادانه نوشته شده
ماجراهای درامیج قبلا از این نویسنده ترجمه و چاپ شده بوده و تنها اثر نیست
دوستان اگر این رمانو خوندید لطفاً نقدونظراتتونو بنویسید ... سپاسگزارم 🙏
سلام بردگان سیاه کتابی که تا سالها بعداز خوندنش فراموش نمیشه بهترین کتابی که خوندم و الان هم تازه شروع کردم برای دهمین بار بینظیره این کتاب