غذا دعا عشق

Eat, Pray, Love

  • قیمت : ۳۹,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: افرازافراز

معرفی کتاب غذا دعا عشق اثر الیزابت گیلبرت

کتاب غذا دعا عشق، شرحی صادقانه و جذاب از مسیر زندگی نویسنده ای است که به دنبال یافتن معنی زندگی خود می گردد. الیزابت گیلبرت در آستانه ی سی سالگی، دچار بحران میانسالی زودهنگام شد. او هر چیزی که یک زن تحصیل کرده و بلندپرواز آمریکایی باید داشته باشد را داشت: شوهر، خانه و شغلی موفق. اما الیزابت به جای احساس خوشبختی و رضایت، با ترس، اندوه و سردرگمی شدیدی دست و پنجه نرم می کرد. گیلبرت برای خلاصی از این مشکلات و دغدغه های روحی، دست به اقدامی سرنوشت ساز می زند. او به منظور فرصت دادن به خود برای فهمیدن این که واقعا چه کسی است و از زندگی چه می خواهد، قید دارایی ها و متعلقات خود را می زند، از شغلش استعفا می دهد و به تنهایی به سفری به دور دنیا می رود. شرح حال جذاب و اتفاقات هیجان انگیز این سفر از کتاب غذا دعا عشق، اثری تأثیرگذار و تجربه ای کم نظیر ساخته است.

کتاب غذا دعا عشق


ویژگی های کتاب غذا دعا عشق

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

این کتاب با نام «خوردن،نیایش،مهرورزی» نیز توسط انتشارات دایره به چاپ رسیده است.

مشخصات کتاب غذا دعا عشق
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-5218-51-0
تعداد صفحه :304
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2006
سری چاپ :11
نکوداشت های کتاب غذا دعا عشق
This spiritual memoir brims with humor, grace, and honesty.
این شرح حال معنوی، سرشار از شوخ طبعی، زیبایی و صداقت است.
Barnes & Noble

A sprawling yet methodical travelogue of self-discovery.
سفرنامه ای وسیع اما نظام مند درباره ی خودشناسی.
Publishers Weekly Publishers Weekly

It blends history and travel for a very enjoyable read.
این کتاب، تاریخ و مسافرت را در هم می آمیزد و اثری بسیار لذت بخش است.
Library Journal Library Journal

بخش هایی از کتاب غذا دعا عشق (لذت متن)
عشق های بی ثمر همواره این گونه است. ما شخصیتی از همسرانمان خلق می کنیم و از آنان می خواهیم همان گونه که ما می خواهیم باشند و وقتی از ایفای نقشی که برایشان در نظر گرفته ایم، سر باز می زنند، احساس شکست و ناامیدی می کنیم.

وقتی در جنگل گم می شوید، مدتی طول می کشد تا باور کنید گم شده اید. ابتدا خود را متقاعد می کنید که تنها چند قدمی از مسیر اصلی تان فاصله گرفته اید و چیزی نمانده است که راهتان را پیدا کنید. وقتی شب بار دیگر بر همه جا سایه افکند و شما هنوز نمی دانید کجا هستید، آن وقت است که اعتراف می کنید مسیر اصلی تان را گم کرده اید و حتی نمی دانید خورشید از کدام طرف طلوع خواهد کرد.

انسان ها همیشه در طول تاریخ به خاطر دو سوال جنگیده اند. «چه قدر مرا دوست داری؟» و «چه کسی مسئول این وقایع است؟»