1. خانه
  2. /
  3. کتاب بیمارستان خطرناک

کتاب بیمارستان خطرناک

2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
3.4 از 1 رأی

کتاب بیمارستان خطرناک

ماجراهای بچه های بدشانس 8
The Hostile Hospital
مترجم:
انتشارات: ماهی
٪15
40000
34000
3.9 از 1 رأی

کتاب بیمارستان ترسناک

ماجراهای ناگوار 8
The Hostile Hospital
انتشارات: قدیانی
٪15
300000
255000
معرفی کتاب بیمارستان خطرناک
رمان «بیمارستان خصمانه» نوشته‌ی لمونی اسنیکت و منتشرشده در سال ۲۰۰۱، هشتمین جلد از مجموعه‌ی مشهور «ماجراهای بچه‌های بدشانس» است؛ جلدی که از نظر تماتیک یکی از تاریک‌ترین و انتقادی‌ترین بخش‌های این مجموعه به شمار می‌رود. در این داستان، اسنیکت با استفاده از فضای بیمارستان-نهادی که به طور سنتی نماد درمان و نجات است-تصویری هجوآمیز از بروکراسی کورکورانه، بی‌تفاوتی نهادی و خطرات مثبت‌اندیشی سطحی ارائه می‌دهد. نتیجه، داستانی است که هم تعلیق روایی بالایی دارد و هم نقد اجتماعی تیزی را در قالب طنز سیاه مطرح می‌کند. در آغاز این جلد، وضعیت بودلرها نسبت به کتاب‌های قبلی به‌طور اساسی تغییر کرده است. ویولت، کلاوس و سانی دیگر تنها کودکانی تحت سرپرستی بزرگسالان نادان نیستند؛ آن‌ها اکنون به دلیل توطئه‌ی کنت اولاف به عنوان قاتل تحت تعقیب پلیس قرار دارند. این تغییر جایگاه، آن‌ها را از قربانیانی منفعل به فراریانی تبدیل می‌کند که برای بقا باید ابتکار و جسارت بیشتری نشان دهند. برای پنهان شدن، آن‌ها وارد «بیمارستان خوش‌روحیه» می‌شوند و به گروهی موسوم به «سازمان داوطلبان ضد آتش» یا V.F.D می‌پیوندند. این گروه به جای ارائه‌ی خدمات واقعی پزشکی، با خواندن آوازهای شاد، پخش بادکنک و شعارهای سطحی تلاش می‌کند روحیه‌ی بیماران را بالا ببرد. این موقعیت به اسنیکت اجازه می‌دهد یکی از مهم‌ترین مضامین کتاب را مطرح کند: هجو مثبت‌اندیشی سمی. داوطلبان V.F.D به جای مواجهه با درد، بیماری و واقعیت‌های ناخوشایند، با خوش‌بینی اجباری آن‌ها را نادیده می‌گیرند. نویسنده از طریق این تصویر نشان می‌دهد که انکار واقعیت به نام حفظ «روحیه‌ی مثبت» می‌تواند به نوعی بی‌مسئولیتی اخلاقی تبدیل شود. در چنین فضایی، رنج واقعی انسان‌ها به پس‌زمینه رانده می‌شود و جای خود را به نمایش‌های توخالی می‌دهد. در بیمارستان، بچه‌های بودلر در بخش بایگانی زیر نظر کارمندی به نام هال مشغول به کار می‌شوند. هال شخصیتی است که تمام انرژی خود را صرف رعایت دقیق قوانین بایگانی کرده و هدف اصلی کار-یعنی کمک به انسان‌ها-را تقریبا فراموش کرده است. این شخصیت نمادی از بروکراسی بی‌روح است: سیستمی که در آن فرم‌ها، پرونده‌ها و دستورالعمل‌ها از واقعیت انسانی مهم‌تر شده‌اند. در میان انبوه پرونده‌ها، بودلرها به دنبال پرونده‌ای با نام «اسنیکت» می‌گردند؛ سندی که ممکن است اطلاعاتی حیاتی درباره گذشته‌ی خانواده‌شان در خود داشته باشد. آن‌ها کشف می‌کنند که صفحه‌ی سیزدهم این پرونده-بخشی کلیدی از اطلاعات-گم شده است، نکته‌ای که لایه‌ای تازه از راز و ابهام را به داستان اضافه می‌کند. تنش داستان زمانی به اوج می‌رسد که کنت اولاف و همدستانش کنترل بیمارستان را به دست می‌گیرند. ویولت دستگیر می‌شود و اولاف قصد دارد او را تحت پوشش یک عمل جراحی ساختگی به قتل برساند. صحنه‌ی اتاق عمل یکی از نفس‌گیرترین بخش‌های کل مجموعه است. کلاوس و سانی با تغییر چهره و تظاهر به جراح بودن وارد عمل می‌شوند و با ترکیبی از هوش، شجاعت و ابتکار موفق می‌شوند خواهرشان را نجات دهند. این لحظه نشان‌دهنده‌ی بلوغ شخصیت‌های اصلی است: آن‌ها دیگر تنها کودکانی آسیب‌پذیر نیستند، بلکه قادرند در شرایط بحرانی نقش‌های پیچیده و خطرناک را بر عهده بگیرند. در سطحی عمیق‌تر، این جلد به مسئله‌ی تیرگی مرزهای اخلاقی می‌پردازد. بودلرها برای نخستین بار مجبور می‌شوند برای زنده ماندن دست به کارهایی بزنند که از نظر قانونی نادرست است-مانند دزدیدن کلیدها یا جعل هویت. اسنیکت از این طریق نشان می‌دهد که در جهانی که نهادها ناکارآمد و فاسدند، حفظ معصومیت مطلق تقریبا ناممکن می‌شود. پایان داستان نیز به همان اندازه تیره و پرتعلیق است. در حالی که بیمارستان در آتش می‌سوزد، بچه‌ها برای فرار در صندوق عقب ماشین کنت اولاف پنهان می‌شوند. این پایان‌بندی نه تنها تنش داستان را حفظ می‌کند، بلکه نمادی از مرحله‌ی تازه‌ای در سفر آن‌هاست: ورود به دنیایی پیچیده‌تر که در آن مرز میان دشمن و پناهگاه به شدت مبهم شده است. در مجموع، «بیمارستان خطرناک» جلدی است که مجموعه‌ی «ماجراهای بچه‌های بدشانس» را از یک ماجرای صرفا ماجراجویانه‌ی کودکانه به اثری با لایه‌های اجتماعی و فلسفی عمیق‌تر ارتقا می‌دهد. اسنیکت در این کتاب نشان می‌دهد که گاهی خطرناک‌ترین نیروها نه شرارت آشکار افراد، بلکه بی‌تفاوتی و حماقت ساختاری نهادهایی هستند که قرار است از انسان‌ها محافظت کنند.
درباره لمونی اسنیکت
درباره لمونی اسنیکت

دنیل هندلر (متولد ۲۸ فوریه ۱۹۷۰) نویسنده، موسیقیدان، فیلمنامه‌نویس، نویسنده تلویزیونی و تهیه‌کننده تلویزیونی آمریکایی است. او بیشتر به خاطر مجموعه کتاب‌های کودکانه‌اش «مجموعه‌ای از اتفاقات ناگوار» و «تمام سوالات اشتباه» که با نام مستعار لمونی اسنیکت منتشر شده، شناخته می‌شود.[2] کتاب اول در سال ۲۰۰۴ به یک فیلم اقتباسی تبدیل شد و همچنین از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ سریالی از نتفلیکس پخش شد.

هندلر رمان‌های بزرگسالان و یک نمایشنامه را با نام واقعی خود و همچنین کتاب‌های کودکانه دیگری را با نام مستعار اسنیکت منتشر کرده است. اولین کتاب او، یک اثر داستانی طنز با عنوان «هشت پایه»، به دلیل موضوع تاریکش توسط بسیاری از ناشران رد شد.

هندلر همچنین در چندین گروه موسیقی آکاردئون نواخته و در آلبوم «۶۹ آهنگ عاشقانه» از گروه موسیقی پاپ مستقل «میدان‌های مغناطیسی» حضور داشته است.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب بیمارستان خطرناک" ثبت می‌کند