1. خانه
  2. /
  3. کتاب سهروردی شیخ اشراق

کتاب سهروردی شیخ اشراق

3.9 از 1 رأی

کتاب سهروردی شیخ اشراق

مدیحه سرای نور
Sohrevardi...
انتشارات: نشر تهران
ناموجود
825000
معرفی کتاب سهروردی شیخ اشراق
زندگی شهاب‌الدین یحیی سهروردی با تناقضی پایان یافت که تقریبا می‌تواند مدخل ورود به فلسفهٔ او باشد: متفکری که دستگاه فلسفی خود را پیرامون نور بنا کرده بود، در جوانی و در حلب به مرگی خشونت‌آمیز رسید. «سهروردی، شیخ اشراق: مدیحه‌سرای نور» نوشتهٔ عطاءالله تدین از همین شخصیت دوگانه سخن می‌گوید؛ فیلسوفی سخت‌گیر در استدلال و در عین حال نویسنده‌ای که معرفت را بدون شهود و تجربهٔ درونی کامل نمی‌دید. کتاب تدین میان سرگذشت سهروردی و اندیشهٔ او حرکت می‌کند و می‌کوشد نشان دهد چرا «نور» در آثار شیخ اشراق یک تعبیر شاعرانهٔ زیبا نیست، بلکه اصل سازمان‌دهندهٔ جهانی فلسفی است. سهروردی فلسفه را از نقطهٔ صفر آغاز نمی‌کند. او آموزش‌دیدهٔ سنت مشائی و به‌ویژه میراث ابن‌سیناست و بخش مهمی از زبان فلسفی خود را از همان سنت می‌گیرد؛ اما درست در جایی که فلسفهٔ مشائی می‌خواهد شناخت را با تعریف، استدلال و صورت‌های ذهنی توضیح دهد، راه او تغییر می‌کند. در حکمت اشراق، شناخت کامل حقیقت تنها حاصل برهان نیست. انسان باید چیزی را «حاضر» بیابد؛ همان چیزی که بعدها در توضیح فلسفهٔ سهروردی با مفهوم علم حضوری شناخته می‌شود. تدین با پرداختن به نسبت ابن‌سینا و اشراق، این گسست را در بستری می‌گذارد که اجازه نمی‌دهد سهروردی را صرفا رقیب یا منکر فلسفهٔ پیش از خود بدانیم. او میراث مشائی را می‌گیرد، بخشی از آن را نقد می‌کند و نظام دیگری می‌سازد. مرکز آن نظام نور است. در فلسفهٔ اشراق، نور چیزی در کنار موجودات دیگر نیست. هرچه آشکار است و هرچه امکان آشکارشدن دارد با مراتبی از نور فهمیده می‌شود و در رأس این سلسله «نورالانوار» قرار می‌گیرد. مراتب واقعیت با شدت و ضعف نور توضیح داده می‌شوند و تاریکی بیش از آنکه نیرویی مستقل در برابر نور باشد، با فقدان یا کاهش ظهور پیوند پیدا می‌کند. به همین دلیل عنوان فرعی کتاب، «مدیحه‌سرای نور»، اگرچه لحنی ادبی دارد، به یکی از بنیادی‌ترین عناصر فلسفهٔ سهروردی اشاره می‌کند. تدین برای نشان دادن جهان فکری شیخ اشراق به بحث‌های نظری محدود نمی‌ماند. نسبت سهروردی با بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی، پیوند او با سنت عرفانی، مسئلهٔ حکمت ایرانی، آثار فارسی و عربی و روایت‌های مربوط به سال‌های پایانی زندگی‌اش در کنار مباحث فلسفی قرار می‌گیرند. نتیجه کتابی است که خواننده را وارد محیط فکری سهروردی می‌کند، بی‌آنکه از همان ابتدا او را در اصطلاحات فنی «حکمت‌الاشراق» گرفتار کند. این شیوه برای کسی که نخستین بار می‌خواهد از زندگی شیخ اشراق به فلسفهٔ او برسد، امتیاز مهمی است. اما همین گستردگی مرز کتاب را نیز مشخص می‌کند. «مدیحه‌سرای نور» بیش از آنکه یک پژوهش تخصصی دربارهٔ منطق، معرفت‌شناسی یا هستی‌شناسی اشراقی باشد، تصویری فراگیر و همدلانه از شخصیت و جهان فکری سهروردی ارائه می‌دهد. نزدیکی زندگی‌نامه، عرفان، تاریخ و فلسفه گاه خطر آن را دارد که میان گزارش تاریخی و تفسیر معنوی مرز کاملا روشنی باقی نماند. دربارهٔ نسبت سهروردی با حکمت ایران باستان نیز پژوهش جدید محتاط‌تر از برخی روایت‌های قدیمی است و میان ادعای خود سهروردی دربارهٔ احیای «حکمت خسروانی» و بازسازی تاریخی یک سنت پیوسته تفاوت می‌گذارد. این تمایز برای خواننده‌ای که از مقدمه‌های عمومی به پژوهش تخصصی‌تر می‌رود، اهمیت دارد. با این همه، تدین یکی از ویژگی‌های اصلی سهروردی را درست در مرکز کتاب نگه می‌دارد: دشواری جداکردن فلسفه از شیوهٔ زیستن. نزد شیخ اشراق، دانستن حقیقت فقط توانایی صورت‌بندی یک برهان نیست؛ فیلسوف باید خود را برای دیدن آماده کند. شاید اختلاف اصلی او با تصویر متعارف ما از فلسفه نیز همین‌جا باشد. اگر معرفت به تغییر خود شناسا احتیاج داشته باشد، فلسفه دیگر فقط دربارهٔ جهان سخن نمی‌گوید؛ از کسی که می‌خواهد جهان را بشناسد نیز چیزی مطالبه می‌کند.
درباره عطاء الله تدین
درباره عطاء الله تدین
عطاءاللّه‏ تدین فرزند حسن در سال ۱۳۰۳ش در رشت به دنیا آمد. پدرش مرحوم‌ حسن تدین وکیل دادگستری در گیلان و پدربزرگش شیخ عیسی بیجاربنه ای بود که پدر آیت الله شیخ عبدالحسین رشتی از مراجع تقلید ساکن نجف بود. عطاءالله تدین از طرف مادر هم نوه آیت الله میرزا محمد علی مدرس‌ چهاردهی از علمای ساکن نجف اشرف بود.
تحصیلات ابتدایى را در دبستان‏هاى صیقلان و فارابى، و متوسطه را در دبیرستان‏هاى لقمان، اسلامى و شاهپور در رشت سپرى کرد. در سال۱۳۲۴ به دانشکده پلیس رفت و در سال ۱۳۲۶ فارغ‏التحصیل شد؛ وی در تاریخ ۱/۲/۲۶ با درجه ستوان دومى به استخدام شهربانى کل کشور در آمد و در اداره سرکلانترى، شهربانى شیراز، شهربانى کاشان و انگشت‏نگارى فعالیت کرد. او در سال ۱۳۲۸ به درجه ستوان یکمى ارتقاء یافت و رئیس شعبه اول دایره بایگانى شد.
تدین که در سال ۱۳۲۹مدتى به شهربانى همدان رفته بود، در سال ۱۳۳۰ به قسمت پلیس انتظامى (دایره انگشت ‏نگارى) رفت و سپس رئیس آن دایره گردید تا اینکه در سال ۱۳۳۲ به اتهام وابستگى به حزب توده در اختیار وزارت کشور قرار گرفت.
دسته بندی های کتاب سهروردی شیخ اشراق
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب سهروردی شیخ اشراق" ثبت می‌کند