روزهای رخوت

Lazy Days

مشخصات کتاب روزهای رخوت
مترجم :
شابک :978-600-405-188-0
قطع :رقعی
تعداد صفحه :236
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2009
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :30 خرداد

ارلند لو از نویسندگان پرفروش نروژ

معرفی کتاب روزهای رخوت اثر ارلند لو | ایران کتاب

کتاب روزهای رخوت، رمانی نوشته ی ارلند لو است که اولین بار در سال 2009 به چاپ رسید. نمایشنامه نویسی به نام برار تلمان از آلمان متنفر است اما همسرش، نینا، عاشق هر چیزی است که به این کشور مربوط می شود. به همین خاطر، تعطیلاتی خانوادگی در کنار کوه های آلپ در جنوب مونیخ—محلی که برار اصرار دارد زادگاه نازیسم است—بدون شک تنش هایی را به همراه خواهد داشت؛ مخصوصا وقتی برار به جای نوشتن کتابی که همه منتظرش هستند، تمام وقت خود را صرف رویابافی درباره ی نایجلا لاوسون می کند. تلمان تا کی می تواند فشار زندگی پوچ خود را تحمل کند؟ آیا خانواده اش که مدت ها با مشکلات مختلف رو به رو بوده، اولین قربانی پوچی زندگی او خواهد شد؟

کتاب روزهای رخوت

نکوداشت های کتاب روزهای رخوت
Subversive and original.
نامتعارف و بدیع.
Amazon Amazon

A bestseller from the dark mind of Erlend Loe.
اثری پرفروش از ذهن تاریک ارلند لو.
Book Depository

An outrageously funny novel about a grumpy middle-aged man.
رمانی بسیار خنده دار درباره ی یک مرد میانسال بدعنق.
Barnes & Noble

قسمت هایی از کتاب روزهای رخوت (لذت متن)
قصد و غرض اصلی هدیه ها در حس عاطفی ای است که میان فرد هدیه دهنده و هدیه گیرنده به وجود می آورد. هدیه ها به خودی خود هیچ ارزش ذاتی ای ندارند.

«نینا، قیمت قرقاول چند برابر بقیه ی غذاهاست. حتی در منو هم گفته شده است. این جا را ببین.» اضافه بها برای قرقاول. «پس یعنی تو یک کم آلمانی می فهمی؟» «بله، من یک کمی آلمانی می فهمم، و اگر هم تو را شناخته باشم، که می شناسم، قصد داری وانمود کنی که انگار بدیهی است که هزینه ی اضافی قرقاول بین ما دو نفر تقسیم می شود؛ آن هم در حالی که من فقط دو تا سوسیس با ترشی کلم پیچ می خورم، که قیمتش شش یورو است.» «هرچه باشد، ما یک خانواده ایم.» «من قصد ندارم هزینه ی اضافی قرقاول را بپردازم، بی خیال شو.»

تو در دنیایی زندگی می کنی که گاهی تجدید خاطره و فانتزی با هم تلفیق می شوند. ولی تلمان، این که تئاتر نیست، این ما هستیم؛ تو، من، و بچه هایمان در تعطیلات. ما در صدد هستیم با بقیه ی مردم حرف بزنیم، اما به لطف تو اوضاع از دست خارج شد، همه چیز با فضاحت و آبروریزی تمام شد. و شاید خودت بدانی چه چیزی توی سرت است، ولی کسانی که دور و اطرافت هستند، هیچ سررشته ای ندارند.