1. خانه
  2. /
  3. کتاب انتخاب من زنده ماندن بود

کتاب انتخاب من زنده ماندن بود

پیشنهاد ویژه
3.8 از 1 رأی

کتاب انتخاب من زنده ماندن بود

I Choose to Live
٪25
400000
300000
معرفی کتاب انتخاب من زنده ماندن بود
نام زابینه داردانه و کتاب «انتخاب من زنده ماندن بود» با یکی از تکان‌دهنده‌ترین پرونده‌های جنایی معاصر اروپا گره خورده است؛ اما کسی که این کتاب را صرفا به چشم یک روایت جنایی یا خاطره‌ی تلخ از آدم‌ربایی بخواند، بخش مهمی از آن را نادیده گرفته است. داردانه در این اثر به سال ۱۹۹۶ بازمی‌گردد؛ زمانی که در دوازده‌سالگی و هنگام رفتن به مدرسه، ربوده شد و نزدیک به سه ماه در اسارت مارک دوترو، یکی از بدنام‌ترین جنایتکاران تاریخ بلژیک، زندگی کرد. با این حال آنچه در صفحات کتاب جریان دارد صرفا بازسازی یک جنایت نیست. روایت از جایی اهمیت پیدا می‌کند که نویسنده به جای تمرکز بر هیجان پرونده یا جزئیات خشونت، ذهنیت یک کودک زندانی را پیش روی خواننده قرار می‌دهد. در بسیاری از خاطرات مربوط به قربانیان خشونت، حادثه در مرکز توجه قرار دارد؛ اما در اینجا «ادامه دادن» مهم‌تر از خود حادثه است. خواننده با دختری روبه‌رو می‌شود که در فضایی بسته و بی‌رحم، آرام‌آرام یاد می‌گیرد چگونه امید را حفظ کند، چگونه زمان را تحمل کند و چگونه اجازه ندهد هویت او در شرایط اسارت از بین برود.
یکی از جنبه‌های کمتر دیده‌شده این خاطرات، تصویری است که از عملکرد ذهن در مواجهه با ترومای شدید ارائه می‌دهد. زابینه داردانه در روایت خود بارها نشان می‌دهد که بقا همیشه به معنای مبارزه ی آشکار نیست. گاهی زنده ماندن در گرو حفظ نظم روزانه، شمردن ساعت‌ها، به خاطر سپردن جزئیات کوچک یا حتی ساختن گفت‌وگوهای ذهنی است. او از ترس حرف می‌زند، اما ترس را به عنوان یک احساس منفعل تصویر نمی‌کند. ترس در کتاب به نیرویی تبدیل می‌شود که فرد را وادار به هوشیاری می‌کند. همین نگاه باعث شده اثر از بسیاری از کتاب‌های مشابه فاصله بگیرد. در اینجا خبری از قهرمان‌سازی اغراق‌آمیز نیست و نویسنده تلاش نمی‌کند خود را فردی خارق‌العاده نشان دهد. برعکس او بارها به شکنندگی، سردرگمی و ناامیدی‌هایش اشاره می‌کند. همین صداقت است که روایت را باورپذیر می‌کند. خواننده متوجه می‌شود که تاب‌آوری لزوما به معنای نترسیدن نیست، بلکه به معنای ادامه دادن در دل ترس است. در واقع یکی از پیام‌های پنهان کتاب همین است که بسیاری از انسان‌ها بیش از آنچه تصور می‌کنند توانایی سازگاری با شرایط بحرانی را دارند، حتی اگر خودشان از این توانایی آگاه نباشند.
پرونده‌ی مارک دوترو تنها یک جنایت فردی نبود؛ بلکه به بحرانی ملی در بلژیک تبدیل شد و ضعف‌های جدی دستگاه قضایی و پلیسی این کشور را آشکار کرد. داردانه در بخش‌های مختلف کتاب، بدون آنکه لحنش به شعار یا بیانیه نزدیک شود، به این مسئله اشاره می‌کند که چگونه مجموعه‌ای از اشتباهات، بی‌توجهی‌ها و تصمیم‌های نادرست باعث شدند فردی با سابقه‌ی روشن جرایم جنسی بتواند بار دیگر مرتکب جنایت شود. نکته‌ی قابل توجه این است که نویسنده خود را تنها در جایگاه یک قربانی قرار نمی‌دهد؛ بلکه به عنوان شاهدی زنده از یک شکست ساختاری سخن می‌گوید. او از مواجهه با رسانه‌ها، کنجکاوی افراطی افکار عمومی و نگاه متفاوت جامعه به بازماندگان خشونت نیز صحبت می‌کند.
داردانه به خوبی می‌داند که حادثه ی اصلی آن‌قدر سنگین است که نیازی به اغراق و احساساتی‌نویسی ندارد. به همین دلیل زبان کتاب ساده، مستقیم و گاهی حتی سرد به نظر می‌رسد. این سردی نه از بی‌احساسی، بلکه از فاصله‌ای می‌آید که نویسنده برای روایت تجربه ی خود ایجاد کرده است. نتیجه متنی است که به جای شوکه کردن خواننده، او را وادار به تأمل می‌کند. عنوان کتاب نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. «انتخاب من زنده ماندن بود» فقط اشاره به نجات فیزیکی از یک زیرزمین تاریک ندارد؛ بلکه به انتخابی اشاره می‌کند که پس از پایان اسارت آغاز می‌شود. انتخاب میان باقی ماندن در نقش قربانی یا تلاش برای ساختن دوباره ی زندگی. از این منظر کتاب زابینه داردانه را می‌توان روایتی درباره بقا، ترومای روانی، بازسازی هویت و مقاومت انسان در برابر فروپاشی دانست؛ اثری که بیش از آنکه بر جنایت تمرکز کند، بر ظرفیت انسان برای ادامه دادن پس از مواجهه با تاریک‌ترین تجربه‌های زندگی متمرکز است.
درباره زابینه داردانه
درباره زابینه داردانه
Sabine Anne Renée Ghislaine Dardenne نویسنده بلژیکی است. او در سن دوازده سالگی توسط مارک دوتروکس، کودک آزار و قاتل زنجیره ای در سال 1996 ربوده شد. داردن یکی از دو قربانی آخر دوتروکس بود.
قسمت هایی از کتاب انتخاب من زنده ماندن بود

اما من همچنان به مقاومت و نشان دادن نفرتم به او و کارهایش اصرار داشتم! من از آن چه او هم خوابگی می نامید کوچک ترین آگاهی نداشتم. به علاوه نمی دانستم افراد منحرفی مثل او وجود دارند. هیچ کس در مورد چنین چیزهایی با من صحبت نکرده بود. دوست پسر یا حتی خاطره ی کوچکی از یک بوسه مخفی هم نداشتم. اما به خوبی می فهمیدم. رفتارهای او غیر طبیعی ست. او نسبتا پیر بود و من تنها دوازده سال داشتم. و او با آن سن و سال، وقتش را صرف کارهای عجیب و غریب با من می کرد. واقعا چه جور آدمی بود؟ یک احمق؟ یک آدم نادان و مضحک؟ آن زمان چیزی از انحراف جنسی و ( پدوفیلی ) نمی دانستم و گرنه بی شک می فهمیدم دلیل چنین کارهایی چیست... آه که چقدر من ساده لوح بودم. هنوز اتفاقات بدتری در انتظار من بود و نمی دانستم و...

نظر کاربران در مورد "کتاب انتخاب من زنده ماندن بود"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

,کتاب بسیار زیبایی است اما ناراحت کننده من یه عنوان کسی که زیاد کتاب باز نیست این کتاب رو‌توصیه میکنم این بابت که کاملا حقیقی است ارزش بالایی برای خواندن دارد این کتاب در مورد دزدیده شدن دختر بچه‌ی دوازده ساله است

1403/06/01 | توسطفاطمه صبری سه کا
0
| |