کتاب «حکمت اشراق» نوشته شهابالدین یحیی سهروردی، حکیم جوان و نامدار ایرانی، بیگمان قلب تپنده نظام فکری او و شاهکاری بیبدیل در تاریخ فلسفه اسلامی است که در جلد نخست از مجموعه «الحکمهی الاشراقیه»، بخش منطق آن پیش روی جویندگان حقیقت قرار گرفته است. سهروردی خود در مقدمه این اثر با تأکید بیان میکند که حقیقت مکتب و نظام فلسفی او را تنها باید در لابهلای صفحات همین کتاب جستجو کرد؛ اثری جاودانه که حکمت مشرقی را با نگاهی کاملا اشراقی تبیین و تفسیر میکند و اگرچه در بخشهایی از مسیر خود از استدلالها و برهانهای منطقی و ارسطویی یاری میگیرد، اما هدف نهایی آن ارائه حکمتی ذوقی و شهودی است که فراتر از قالبهای رایج میرود. عظمت و اهمیت این کتاب که به زبان عربی نگاشته شده نزد نویسندهاش تا بدانجاست که در پایان کتاب «المقاومات»، از آن با عنوان یک «راز بزرگ» یاد کرده و از لزوم مراقبت همیشگی این راز شگفت نهفته در کتابش سخن میگوید. بیتردید تمامی واژگان و جملاتی که در این اثر نقش بستهاند، نمایانگر اصیلترین تراوشهای ذهنی این شهید معارف الهی هستند. نام این مکتب و کتاب که ترکیبی زیبا از دو واژه «حکمت» و «اشراق» است، یادآور پیوند این نظام فلسفی با خردورزان و فرزانگان ایران باستان است که سهروردی با نبوغ خود آن را در مشرقزمین احیا کرد. جایگاه سهروردی در تاریخ اندیشه از آن رو منحصربهفرد و والا است که او به عنوان نخستین فیلسوف، شجاعانه کوشید تا شکافهای منطقی و کاستیهای نظام ارسطویی را ترمیم کرده و فلسفهای سازگارتر، نوتر و کاملتر بنا نهد؛ تا جایی که بسیاری از مورخان و اندیشمندان، نظام اشراقی او را در مقایسه با مکتب مشاء، نظامی تمامعیارتر و بینقصتر توصیف کردهاند. در روزگاری که فرهنگ و تمدن اسلامی دچار نوعی خلأ معنوی شده و روح معنویت در آن کمرنگ شده بود، سهروردی راهی کاملا نو برای تفکر در ماهیت اشیاء گشود و حکمتی را پایهریزی کرد که با مکاشفه، شهود و الهام درآمیخته بود. این کتاب که به زبان عربی نگاشته شده، دربردارنده اصول بنیادین همین نظام اشراقی است و بخش اول آن که جلد حاضر را تشکیل میدهد، به «منطق اشراقی» اختصاص دارد. این بخش، شامل یک مقدمه و سه مقاله با عنوان کلی «در دستورهای اندیشیدن» است که قواعد، ضوابط و فصلهای تفکر را به شکلی منسجم آموزش میدهد و مسیر را برای ورود به مباحث عمیقتر فلسفی هموار میسازد. یکی از ویژگیهای بینظیر این کتاب، هنر سهروردی در پیوند دادن حکمت نظری و عملی، و همچنین آشتی دادن تعقل با اشراق است؛ پیوندی که در نهایت به مفهوم والای «تألّه» یا خداییشدن گره میخورد. این اثر از همان سطرهای آغازین بر پایه ترکیب زیبای عقل و دل بنا شده تا دگردیسی خرد به قلب و گذر از مشاء به طراوت اشراق را در وجود خواننده رقم بزند. با این حال، سهروردی اشاره می کند که این کتاب برای هر خوانندهای نوشته نشده است. او تأکید میکند که مخاطب این اثر تنها کسانی هستند که همزمان جویای استدلال و تأله باشند و دستکم پرتویی از انوار الهی بر قلبشان تابیده و این دریافتهای شهودی در درونشان تبدیل به ملکه شده باشد. به باور او، کسانی که تنها به دنبال بحثهای استدلالی و عقلی هستند، بهتر است به همان روش مشائیان بسنده کنند، زیرا مسیر اشراقیون جز با درک سوانح نوریه و تابشهای قلبی که اساس این کتاب را شکل میدهد، به سرانجام مطلوب نمیرسد. شیخ اشراق نگارش این شاهکار جاودانه را در اواخر جمادیالثانی سال ۵۸۲ هجری قمری در منطقه آناتولی به پایان رساند تا چراغی همیشه روشن برای تمام پویندگان راه معرفت برافروخته باشد.
درباره شهاب الدین یحیی سهروردی
شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهابالدین، شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید (۵۴۹–۵۸۷ ق / ۱۱۵۴–۱۱۹۱ م) فیلسوف نامدار ایرانی اهل شهر سهرورد شهرستان خدابنده استان زنجان است.