برای مبارزه با “دشمن فرضی” جدولی فرضی ترسیم کردم تا حساب کار طی عملیات از دستم درنرود. آخر من مثل موش های صحرایی دائم حساب کار از دستم درمی رود. از این جا به بعد حساب دشمنان فرضی را بر اساس حساب و کتاب جدول فرضی مان می رسیم. دشمنان فرضی جاندار: معشوقه ام، زنم، مادر فرزندم (که هر سه یکی هستند و هر یکی هر سه است.)
کتاب از داستانهای کوتاه مختلفی تشکیل شده که به نظر من اکثر داستانها میتونن جذاب باشن و از زاویه دید متفاوتی به موضوعات نگاه شده و حتی از زبان فانتزی برای بیان برخی واقعیتهای تلخ یا شیرین بهره برده و برخی از داستانها هم نمیتونه خیلی جالب یا کشنده باشه اما در مجموع میتونه برای خوندن و لذت بردن و تامل کردن روی برخی از داستانها گزینه مناسبی باشه.