کتاب آوای تنهایی

High Lonesome
(و پنج داستان دیگر)
کد کتاب : 82976
مترجم :
شابک : 978-6001827426‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 175
سال انتشار شمسی : 1401
سال انتشار میلادی : 2006
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 9 مهر

«جویس کارول اوتس» از نویسندگان برجسته در ادبیات آمریکا

معرفی کتاب آوای تنهایی اثر جویس کارول اوتس

کتاب «آوای تنهایی» مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته «جویس کارول اوتس» است که اولین بار در سال 2006 منتشر شد. مضمون دختران و زنانی که طعمه مردانی تندخو و خشن می شوند، یکی از تم های تکرارشونده در این مجموعه است. چندین داستان، کاراکترهایی را به تصویر می کشند که بی ثباتی روانیشان به خشونت می انجامد، مانند داستان «آخرین روزها» که در آن، دانشجویی باهوش و مانیک که به گونه ای از اختلال «عقده مسیح» مبتلا است، یک خاخام را به قتل می رساند و بعد، اسلحه را به سمت خودش نشانه می رود. «اوتس» در این داستان های جذاب، صرفا به دنبال روایت کردن رویدادهای مختلف نیست بلکه به شکل پیوسته، انگیزه ها و عواطف پنهان شخصیت هایش را با پرداختی دقیق به جزئیات روانشناختی به تصویر می کشد. همانطور که طرفداران پرتعداد «اوتس» می توانند انتظار داشته باشند، این داستان ها نیز با نثری شیوا، دقیق و تأثیرگذار ارائه شده اند.

کتاب آوای تنهایی

جویس کارول اوتس
جویس کارول اوتس، زاده ی 16 ژوئن 1938، نویسنده ای آمریکایی است. اوتس در لاکپورت نیویورک به دنیا آمد. او در آغازین سال های نوجوانی، با علاقه ای کم نظیر به مطالعه ی آثار نویسندگانی چون شارلوت برونته، ویلیام فاکنر و ارنست همینگوی می پرداخت. اوتس، نویسندگی را در چهارده سالگی آغاز کرد؛ در زمانی که مادربزرگش به او یک ماشین تحریر هدیه داد.اوتس در سال 1960 در رشته ی زبان انگلیسی از دانشگاه سیراکوس فارغ التحصیل شد و پس از آن، تحصیلات خود را در دانشگاه های ویسکانسین-مدیسون و رایس ادامه داد. او در زمانی ...
نکوداشت های کتاب آوای تنهایی
It further establishes Oates as a gifted chronicler of American culture.
این اثر بیش از پیش، نام «اوتس» را به عنوان روایتگر توانمند فرهنگ آمریکایی تثبیت می کند.
Publishers Weekly Publishers Weekly

As significant as it is breathtaking.
به یک میزان مهم و نفسگیر.
Booklist Booklist

This anthology is a must-read.
این مجموعه داستان، اثری ضروری است.
Harper's Bazaar

قسمت هایی از کتاب آوای تنهایی (لذت متن)
بازدیدهایش از محله قدیمی اش، به ندرت اتفاق می افتاد و اغلب دردناک بود. سفرهایی به خاطر وظایف خانوادگی، اضطراب، احساس گناه.

«استر» هرچه بیشتر به پدر و مادرش عشق می ورزید، بیشتر احساس می کرد که نمی تواند با بالاتر رفتن سنشان، از آن ها مراقبت کند. او که یک بزدل اخلاقی بود، فاصله اش را با آن ها حفظ کرد.

موسیقی همیشه در پس زمینه بود، مانند موزیک در مراسم کلیسا؛ چیزی بود که می شد به آن اتکا کرد.