«مشکل ما» میکوشد عمر خیام را از فاصلهای نزدیک به هزار ساله به گفتوگویی با انسان مدرن وارد کند. فرامرز معتمد دزفولی در این کتاب، با عنوان فرعی «خوانش مدرن و اگزیستانسیالیستی رباعیات خیام»، مدعی نیست که خیام در معنای تاریخی کلمه «اگزیستانسیالیست» بوده است؛ مسئلهی او این است که آیا میتوان در رباعیات منسوب به خیام نوعی تجربهی وجودی را تشخیص داد که قرنها بعد در فلسفهی اگزیستانس به زبان مفهومی درآمد: آگاهی از مرگ، زمانمندی انسان، ناپایداری جهان، تنهایی، محدودیت شناخت و زندگی در برابر پرسشهایی که پاسخی نهایی ندارند. مفهوم سازماندهندهی کتاب همان «مشکل» عنوان است. معتمد دزفولی میان مسئلهای که میتوان برایش راهحل پیدا کرد و وضعیتی که اساسا حلشدنی نیست تمایز میگذارد و برای روشنکردن آن به تمایز گابریل مارسل میان «مسئله» و «راز» نزدیک میشود. مرگ، زمان و معنای زندگی از این جنساند: نمیتوان آنها را مانند یک مسئلهی فنی برطرف کرد، زیرا خود کسی که پرسش را مطرح میکند درون آنها قرار دارد. در این خوانش، خیام شاعری است که با چنین وضعیتی زندگی میکند؛ زمان از بدن و جهان میکاهد و انسان، با دانستن اینکه پایان در راه است، باید باز هم انتخاب کند چگونه زندگی کند. همین زاویه سبب میشود مضامین آشنای رباعیات شراب، دمغنیمتشماری، گردش روزگار، حیرت در برابر آفرینش و تردید دربارهی آنچه پس از مرگ میآید در کتاب معنایی متفاوت پیدا کنند. نویسنده میکوشد آنها را نه به مجموعهای از توصیههای لذتگرایانه، بلکه به واکنشهایی در برابر محدودیت بنیادی وجود انسان تبدیل کند. خیام در این تفسیر کسی نیست که پاسخ نهایی در اختیار دارد؛ اهمیتش در شدت پرسیدن است. از همین رو نویسنده او را در جهان سنت چهرهای نامتعارف میبیند که پرسشهایش برای انسان افسونزدوده و فردیتیافتهی دوران جدید دوباره قابلیت شنیدهشدن پیدا کردهاند. قدرت «مشکل ما» در همین انتخاب تفسیری است. کتاب نمیخواهد صرفا مضامین رباعیات را طبقهبندی کند، بلکه میان شعر خیام و فلسفهی معاصر پلی میزند و از خواننده میخواهد نسبت خودش را با مرگ و زمان وارد خواندن شعر کند. این جهتگیری با دیگر علایق معتمد دزفولی نیز سازگار است؛ در نوشتهها و گفتوگوهای او مسئلهی مواجههی انسان ایرانی با جهان مدرن، معنای زندگی و امکان بازخوانی سنت در شرایط جدید بارها حضور دارد. اما دقیقا در همین نقطه باید حدّ ادعای کتاب را حفظ کرد. نسبتدادن یک دستگاه اگزیستانسیالیستی منسجم به «خیام تاریخی» دشوار است. پژوهش خیامشناسی مدتهاست با مسئلهی اصالت رباعیات درگیر است و تعداد زیادی از اشعاری که طی قرنها زیر نام خیام گرد آمدهاند انتساب قطعی ندارند. افزون بر این، رسالههای فلسفی شناختهشدهی خیام او را در پیوندی جدی با فلسفهی ابنسینایی نشان میدهند؛ بنابراین فاصلهای میان «خوانش اگزیستانسیالیستی رباعیات» و بازسازی تاریخی فلسفهی خود خیام وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. «مشکل ما» از سوی نشر نگاه معاصر منتشر شده است. جذابیت کتاب شاید در پاسخدادن به خیام نباشد؛ در این است که میپرسد چرا پس از این همه قرن هنوز بعضی پرسشهای او کهنه نشدهاند. شاید چون مشکل واقعی درست همان چیزی است که زمان حلش نمیکند: اینکه میدانیم فرصت محدود است، اما هنوز باید تصمیم بگیریم با آن چه کنیم.
درباره فرامرز معتمد دزفولی
فرامرز معتمد دزفولی نویسنده ی ایرانی متولد سال 1350 می باشد.