کتاب «معماری و همدلی» صورتجلسهی یک سمیناری است که در سال 2015 در هلسینکی (فنلاند) برگزار شد. سخنرانهای این سمینار عبارتند از: یوهانی پالاسما، هری فرانسیس مالگریو، سارا رابینسون، ویتوریو گالیس. نقطه شروع مشترک هر چهار سخنران، کشف نورونهای آینهای است، کشفی که حدود دو دهه پیش از این نشست، توسط پژوهشگران دانشگاه پارما رقم خورد و نشان داد چگونه مغز انسان، به طور ناخودآگاه، رفتار و حالت دیگران، و حتی پدیدههای فیزیکی پیرامونش را در خود بازتولید میکند. یکی از چهار سخنران، ویتوریو گالیس، خودش یکی از کاشفان همین نورونها بود؛ حضور وی نشان میدهد این نشست صرفا گفتوگویی استعاری میان معماری و علوم اعصاب نبود، بلکه گفتوگویی مستقیم با خود دانش تجربی است. یوهانی پالاسما، که سخنرانی آغازین را ارائه کرده است، محور بحثش را بر مفهوم تخیل میگذارد. او میان دو سطح از تخیل تمایز میگذارد: تخیلی که صرفا صورت و هندسهی یک شیء را از بیرون ترسیم میکند و تخیل همدلانهای که خود تجربهی حسی و عاطفی مواجهه با آن شیء را بازمیسازد، و به همین دلیل، به تجربهی زیسته خود ما بدل میشود، نه صرفا تصویری بیرونی. پالاسما، با ارجاع به تمایز گاستون باشلار میان «تصاویر صورت» و «تصاویر ماده»، دسته سومی هم به آن میافزاید: «تصاویر زندگی»، یعنی تصاویر رشد، حرکت، تغییر و شدن. او همچنین این ایده را مطرح میکند که هر بنای بزرگ، دوبار ساخته میشود: یکبار در قلمرو ناملموس تخیل و بار دیگر در جهان مادی. سه سخنران دیگر، از زوایای دیگر این ایدهها را تکمیل میکنند: هری مالگریو، تاریخنگار معماری در شیکاگو که سالها روی رابطه علوم اعصاب و نظریه معماری نوشته؛ سارا رابینسون، از پاویای ایتالیا، با رویکردی پدیدارشناختی و با نگاهی بدنمندانه به تجربهی فضا؛ و خود گالیس که از منظر علم اعصاب، پایههای زیستی همان همدلی را توضیح میدهد که پالاسما از منظر فلسفی دنبالش بود. آنچه این کتاب کوچک را ارزشمند میکند، دقیقا همین ترکیب است: فلسفه و علم اعصاب، بهجای رقابت با هم، در کنار هم برای توضیح چیزی به کار گرفته میشوند که معماران همیشه به صورت شهودی مطرح میکردند: اینکه بعضی فضاها را «حس میکنیم» پیش از آنکه بفهمیمشان.
درباره یوهانی پالاسما
فیلیپ تیدول یک مدرس و طراح معماری در هلسینکی است. کار و تحقیقات او بر تلاقی آب و هوا، فرهنگ و مادیات، به ویژه در کشورهای شمال اروپا متمرکز است.