مرز میان سیاست و اقتصاد هیچگاه به پررنگی خطوط روی نقشه نبوده است. تصمیمات سیاسی بر بسترهای اقتصادی شکل میگیرند و جریانهای مالی و تجاری نیز بدون قدرتهای پشتیبان سیاسی دوام نمیآورند. کتاب «مرزهای نو در اقتصاد سیاسی بینالملل» که با مشارکت شماری از برجستهترین پژوهشگران این حوزه، از جمله رابرت گیلپین و پل دارل، تدوین شده، بر همین پیوند پیچیده میان سیاست و اقتصاد تمرکز میکند و سیر تحول حوزه مطالعاتی اقتصاد سیاسی بینالملل را بررسی میکند. این اثر تلاشی گسترده برای کشف چگونگی شکلگیری مناسبات قدرت و ثروت در عرصه جهانی و نحوه تعامل دولتها و بازارها در روابط و فرایندهای فراملی است. هسته اصلی مباحث کتاب بر سنجش دیدگاههای بنیادین و سنتی در اقتصاد سیاسی استوار است. نویسندگان سه رویکرد اصلی اقتصاد سیاسی بینالملل، یعنی لیبرالیسم، ملیگرایی و مارکسیسم را به دقت کالبدشکافی میکنند. لیبرالیسم بر کارایی بازار و منافع متقابل متمرکز است، ملیگرایی اقتصاد را ابزاری در خدمت اقتدار و منافع ملی دولتها میداند، و نگرش مارکسیستی مناسبات اقتصادی را بر پایه طبقات و ساختارهای استثمار تحلیل میکند. اثر به بیان مفاهیم پایه بسنده نکرده و نقد هر یک از این دیدگاهها و چالشهای آنها را در مواجهه با مسائلی مانند رشد نابرابر و سیاست خارجی دولتهای بازارمحور در جهان معاصر به بحث میگذارد. بخش دیگری از کتاب به تحول نظری و ورود به مرزهای تازهتر اختصاص دارد. با گذر از نظریههای کلاسیک و تجدیدنظرهای معاصر در لیبرالیسم و مارکسیسم، رویکردهای نوینی همچون اقتصاد سیاسی ساختباور، پساساختارگرایی و اقتصاد سیاسی سبز معرفی میشوند. متن نشان میدهد که این رویکردهای تازه چگونه موضوعاتی مانند جنسیت، محیط زیست و هویت را وارد تحلیل مناسبات قدرت و ثروت جهانی میکنند. در کنار این موارد، بررسی پیوند میان امنیت و اقتصاد سیاسی از محورهای کلیدی اثر است؛ جایی که مشخص میشود چگونه دغدغههای امنیتی بر تصمیمگیریهای اقتصادی سایه میاندازند و ابزارهای اقتصادی به اهرمهای امنیتی تبدیل میشوند. رویکرد دیگری در کتاب، توجه به «اقتصاد سیاسی بینالملل روزمره» است. در این بخش، کتاب نشان میدهد مناسبات قدرت چگونه در زندگی روزمره افراد نیز بازتولید میشوند؛ روندی که به پرسش بنیادین «چه کسی فرمان میراند و چه کسی سود میبرد» پاسخ میدهد.
دسته بندی های کتاب مرزهای نو در اقتصاد سیاسی بین الملل