کتاب دریچه ای به سوی کیهان George's Secret Key to the Universe


  • قیمت : ۱۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب دریچه ای به سوی کیهان اثر استیون هاوکینگ

کتاب دریچه ای به سوی کیهان، رمانی علمی نوشته ی استیون هاوکینگ است که اولین بار در سال 2007 منتشر شد. هاوکینگ به همراه دخترش لوسی در این کتاب موفق و پرفروش، ماجراجویی بزرگ و بسیار سرگرم کننده ای را خلق کرده که به توصیف و تشریح اطلاعاتی شگفت انگیز درباره ی جهان هستی و آخرین نظریه های او درباره ی سیاهچاله ها می پردازد. داستان این رمان، ماجرای پسری به نام جرج است که به همراه یک دانشمند، دخترش و ابررایانه ای به نام کاسموس به فضا می رود. جرج با کمک کاسموس به سیاره های دیگر و یک سیاهچاله سفر می کند و ماجراجویی هایی را پشت سر می گذارد که اسرار علم را آشکار می کنند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دریچه ای به سوی کیهان


ویژگی ها کتاب دریچه ای به سوی کیهان

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

مشخصات کتاب دریچه ای به سوی کیهان
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-5033-45-8
تعداد صفحه :232
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :2007
سری چاپ :4
نکوداشت های کتاب دریچه ای به سوی کیهان
An entertaining read that presents scientific facts and theories.
داستانی سرگرم کننده که حقایق و نظریات علمی را ارائه می کند.
Booklist Booklist

A wondrous adventure through time and space.
یک ماجراجویی شگفت انگیز در فضا و زمان.
Publishers Weekly Publishers Weekly

An attempt to combine the drama of fiction with the excitement of scientific inquiry.
تلاشی برای ترکیب اتفاقات داستانی با هیجان پژوهش های علمی.
School Library Journal School Library Journal

بخش هایی از کتاب دریچه ای به سوی کیهان (لذت متن)
جرج در حالی که با یک چشم نیمه باز به تلسکوپ که رو به بیرون پنجره ی اتاق نشیمن و رو به آسمان تنظیم شده بود، نگاه می کرد، با هیجان گفت: «وای خدای من، می تونم ماه رو ببینم. مثل این که سوراخ سوراخه.» اریک گفت: «البته که اینو می دونی! علم به معنای به دست آوردن دانش از طریق تجربه هم هست. تو این موضوع رو می دونی چون گالیله سال ها پیش اون رو کشف کرده. گالیله با مشاهده از طریق این تلسکوپ فهمید که زمین و همه ی سیارات دیگه ی منظومه ی شمسی ما به دور خورشید می گردند.

اریک با خوشحالی دستی بر کامپیوتر کشید. صدای مکانیکی عجیب و غریبی گفت: «چیزی را فراموش کرده اید!» جرج دیگر از هیجان در پوست خود نمی گنجید! اریک گفت: «من؟!» و برای لحظه ای با تعجب به کامپیوتر نگاه کرد. صدا ادامه داد: «بله، من را معرفی نکردی.» اریک گفت: «ببخشید، جرج، این کاسموسه، کامپیوتر من.» جرج آب دهانش را قورت داد. نمی دانست چه باید بگوید. اریک به آرامی به جرج گفت: «باید به کاسموس سلام کنی، وگرنه بهش بر می خوره!»

این خیلی مهمه، جرج، علم می تونه به عنوان نیرویی برای انجام کارهای خوب باشه، و همان طور که خودت هم قبلا گفتی، علم می تونه باعث خسارات بزرگی هم بشه!