کتاب خانجون و کوچه ی پریون

khanjon va kocheye parvin
کد کتاب : 9489
شابک : 9786001940101
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 248
سال انتشار شمسی : 1401
سال انتشار میلادی : 2011
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 28 تیر

معرفی کتاب خانجون و کوچه ی پریون اثر شرمین نادری

دم دم آخر پاییز، همون سالی که اولش من رفتم مدرسه شمرون و آخرش پسرخاله بزرگه مدرسه رو ول کرد رفت وردست باباش، تو شمرون، تب عارض شد، اونم چه تبی، محرقه و خناق آور و کشنده، جوری که قدیمی ترها می گفتن قهر فلکه و غضب ملک الموته از بی حیایی بچه ها. لابد محض همین هم بود که پیرزن های همسایه دوره افتاده بودن واسه دعاخونی و طلسم نوشتن به دیوار مریض ها و با دود اسفند و بشقاب هفت کوکب می خواستن کاری بکنن که حکیم های دوره دیده با دوا و درمون از پسش بر نیومده بودن. این وسط بین ما، اون که از همه خراب کارتر بود اول از همه افتاد، پسرخاله کوچیکه که این روزها کارش شده بود زاغ سیاه آقارضای همسایه رو چوب زدن و بعد هم فکر و خیال کردن درباره ی رازی که آقارضا تو سینه داشت که خانجون می گفت قصه ی خوبی ازش درمی یاد.

کتاب خانجون و کوچه ی پریون

شرمین نادری
شرمین نادری (۱۳۵۵، تهران)؛ کارشناس ارشد تصویرسازی از دانشگاه تهران. از سال ۱۳۸۰ به عنوان نویسنده و تصویرگر در نشریات مختلف به‌ویژه حوزه‌ی جوان و نوجوان کار کرده است. او همچنین تجربه‌ی نویسندگی برای برنامه‌های نوجوان و جوان در تلویزیون و تجربه‌ی قصه‌گویی و قصه نویسی برای آیتم های برنامه رادیو هفت را در کارنامه‌اش دارد . کتاب های منتشر شده‌اش از سال ۱۳۸۳ تا امروز بیشتر در حوزه‌ی تاریخ و ادبیات کهن و قصه‌های قدیمی و زندگی آدم‌های روزگار دور ...
قسمت هایی از کتاب خانجون و کوچه ی پریون (لذت متن)
یادش به خیر اون وقتها، نه مثل این وقتها بود که همه از احوال کل عالم خبر داشته باشن و خبر سیل و طوفان اون ور دنیا رو به بازدمی بشنفن و نه از برکت بزرگی شهر و دیار، این جور بیبرکتی و بیوفایی به جون اولاد آدم افتاده بود. اصلا دنیای ما همون محلمون بود که آدمهاش مثل خودمون بودن، نه مایهدار و نه بینیاز، نه خسیس و نه لئیم یا نه حتی بادمجون دور قاب چین شاهون و بالادستون...