کتاب تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم Everything I Never Told You


  • قیمت : ۲۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم اثر سلست ان جی

این رمان هنرمندانه، داستان زندگی خانواده ای چینی-آمریکایی را روایت می کند که در دهه ی 70، ساکن شهری کوچک در اوهایو هستند. لیدیا، فرزند محبوب و سوگلی مارلین و جیمز لی است. این دو نفر مطمئن هستند که او می تواند به رویا های دست نیافته ی خودشان برسد. اما وقتی که جسد لیدیا در برکه ای محلی پیدا می شود، مرکز ثقلی که باعث حفظ تعادل این خانواده می شد و از پاشیده شدن آن جلوگیری می کرد، از بین رفته و آن ها را در آشوب و آشفتگی فرو می برد. رمان تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم، داستانی بسیار تکان دهنده از اسرار، حسرت ها، نقطه ی عطفی گیرا و تصویری دقیق از زندگی خانوادگی است و از کشمکش و تقلای همیشگی مادران، دختران، پدران و پسران به منظور درک یکدیگر، پرده برمی دارد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم


ویژگی ها کتاب تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم

برنده ی جایزه ی کتاب ماساچوست سال 2015

این کتاب، برنده ی جایزه ی کتاب سال آمازون ( Amazon Book of the Year Award) در سال 2014 نیز بوده است

مشخصات کتاب تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
تعداد صفحه :288
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2014
شابک :978-600-7642-66-5
سری چاپ :7
نکوداشت های کتاب تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم
Excellent…an accomplished debut… heart-wrenching.
ممتاز... شروعی موفقیت آمیز... تأثیرگذار.
Los Angeles Times Los Angeles Times

Wonderfully moving…Emotionally precise…A beautifully crafted study of dysfunction and grief.
با تأثیری شگرف... دقیق و سنجیده از نظر احساسی... پژوهشی منسجم از ناتوانی و اندوه.
Boston Globe Boston Globe

Tantalizingly thrilling, Ng’s debut novel captures the tension between cultures and generations.
بسیار شوکه کننده، رمان اول ان جی، تنش بین فرهنگ ها و نسل ها را به تصویر می کشد.
Booklist Booklist

بخش هایی از کتاب تمام آن چه که هرگز به تو نگفتم (لذت متن)
می ترسید با اعتراف به این چیزها ماریلین او را به همان شکلی ببیند که خودش تمام عمر خود را به آن شکل دیده بود: رانده شده ای نحیف و لاغر، کسی که غذای پس مانده خورده، کسی که درسش را می خوانده و تمام هم و غمش قبولی در امتحانات بوده؛ یک دغل کار، از این می ترسید که ماریلین دیگر حاضر به دیدنش نباشد.

می دانم از زندگی فعلی ام راضی نیستم. همیشه توی ذهنم زندگی ای بسیار متفاوت از چیزی که حالا هست را تصور می کردم. ماریلین نفسی عمیق و بریده بریده کشید. سال هاست این احساسات را درون خودم نگه داشته ام، اکنون و بعد از آن که بار دیگر به خانه ی مادرم رفتم، به او فکر می کنم و می دانم که دیگر نمی توانم نسبت به علایقم بی تفاوت باشم. می دانم که بدون من زندگی خوبی خواهی داشت. مکثی کرد و سعی کرد خودش را قانع کند که این حرف درست است. امیدوارم بتوانی علت رفتنم را درک کنی. امیدوارم بتوانی مرا ببخشی.

ماریلین بینی اش را توی موهای لیدیا فرو کرد و این قول را به خودش داد؛ این که هرگز به او نگوید قوز نکن، شوهر پیدا کن، خانه داری کن. این که هیچ وقت به او پیشنهاد کارها، زندگی و یا دنیایی که خودش در نظر ندارد، را ندهد. هرگز نگذارد با شنیدن کلمه ی پزشک، یک مرد در ذهنش مجسم شود. این که باقی عمرش لیدیا را تشویق کند تا کاری که پیش از آنچه مادرش انجام می داده، انجام دهد.