کتاب فکرهای نبوغ آمیز (بیشترشان)

Genius Ideas (Mostly)
تام گیتس 4

  • 25 % تخفیف
    قیمت : 34,000 | 25,500 تومان

  • موجود
  • انتشارات: هوپا هوپا
    نویسنده:
مشخصات کتاب فکرهای نبوغ آمیز (بیشترشان)
مترجم :
شابک : 978-600-8025-58-0
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 324
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2012
نوع جلد : جلد نرم
سری چاپ : 23
زودترین زمان ارسال : 1 آبان

از مجموعه ی «تام گیتس»

معرفی کتاب فکرهای نبوغ آمیز (بیشترشان) اثر لیز پیشون

کتاب فکرهای نبوغ آمیز (بیشترشان)، اثری نوشته ی لیز پیشون است که اولین بار در سال 2012 انتشار یافت. تام پس از تجربه ی یکی از شوکه کننده ترین اتفاقات زندگی اش—یعنی دیدن خواهر بزرگترش، دِلیا، بدون عینک آفتابی—تلاش می کند تا خود را برای روز ورزش در مدرسه آماده کند. اما پدرش در حال تمرین برای شرکت در مسابقه ی دوِ والدین است و تصمیم دارد تا شورت دوچرخه سواریِ عجیب و مضحکی در آن روز بپوشد که این موضوع اصلاً به روحیه ی تام کمکی نمی کند! در همین حال، قرار شده گروه موسیقی تام، سگ های آدمخوار، در برنامه ی استعدادیابی مدرسه اجرایی داشته باشد که این یعنی آن ها بهتر است هرچه سریعتر تمرین های خود را شروع کنند. اما چقدر شگفت انگیز می شود اگر گروه موسیقی موردعلاقه ی تام در روز اجرا به عنوان مهمانان ویژه حضور داشته باشند!

کتاب فکرهای نبوغ آمیز (بیشترشان)

لیز پیشون
لیز پیشون، زاده ی 11 آگوست 1963، تصویرگر و نویسنده ی انگلیسی است که در ادبیات کودک فعالیت می کند.پیشون در لندن به دنیا آمد و در دانشکده ی هنر دانشگاه کمبرول در همین شهر، به تحصیل در رشته ی طراحی گرافیک پرداخت.او مدتی به عنوان طراح هنری با یک شرکت موسیقی همکاری داشت و پس از آن، به تصویرگری و نگارش کتاب های کودک روی آورد.لیز پیشون به همراه همسر و سه فرزندش در برایتون زندگی می کند.
نکوداشت های کتاب فکرهای نبوغ آمیز (بیشترشان)
Funnier and more extreme than ever.
بامزه تر و فوق العاده تر از همیشه.
Scholastic

A wickedly funny and engaging story.
داستانی بسیار خنده دار و جذاب.
Book Trust

This book has the creative mix of fun writing and brilliant drawings.
این کتاب، دارای ترکیب خلاقانه ی متنی بامزه و نقاشی هایی درخشان است.
Guardian Guardian

قسمت هایی از کتاب فکرهای نبوغ آمیز (بیشترشان) (لذت متن)
اگر نوشته هایم به نظرتان یک کم لرزان می آید، دلیلش این است که همین الان حسابی جا خوردم! برای اینکه آرام بشوم، دارم دنبال بیسکویت های مخصوص مواقع اضطراری می گردم که همیشه زیر تختم قایم می کنم. (الان هم که قطعا یک موقع اضطراری است.)

صدای بلندم باعث شد بابا بدوبدو از اتاق خواب بیرون بیاید تا ببیند این همه سر و صدا برای چیست. گفت: «مشکل چیه اینجا؟» من هم گفتم: «مشکل دلیاست. عینک آفتابی که به چشمش نیست، قیافه اش ترسناک شده!» بعد بابا گفت چقدر قشنگ می شود اگر فقط یک روز صبح، جروبحث ما دوتا آسایش خانه را به هم نریزه.