1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. نگاهی به نمایشنامه «عروسکخانه» اثر «هنریک ایبسن»

نگاهی به نمایشنامه «عروسکخانه» اثر «هنریک ایبسن»

A Dolls House

نمایشنامه «عروسکخانه» نقش محدود زنان در عصر خود و مشکلات ناشی از نابرابری قدرت میان مردان و زنان را آشکار می‌کند.

«هنریک ایبسن» یکی از مشهورترین نمایشنامه‌نویسان جهان به شمار می‌آید و آثارش بیش از آثار هر نمایشنامه‌نویس دیگر، به‌جز «ویلیام شکسپیر»، به روی صحنه می‌رود. اغلب از او به‌عنوان «پدر رئالیسم» در نمایشنامه‌نویسی، و همچنین یکی از پیشگامان «مدرنیسم» یاد می‌شود.




نمایشنامه‌نویس مهم دیگر در سنت رئالیستی، نویسنده روس، «آنتون چخوف»، است که نمایشنامه‌هایش به شکل نقادانه به کاوش در خانواده، جامعه و اخلاق می‌پردازد. «ایبسن» همچنین بر «آگوست استریندبرگ»، نمایشنامه‌نویس سوئدی شناخته‌شده، تأثیر گذاشت؛ نمایشنامه‌های «استریندبرگ» به سبک «ناتورالیستی» نوشته شده‌اند—جنبشی در تئاتر که از «رئالیسم» سرچشمه گرفت و در واکنش به آن به وجود آمد.

دهه ۱۸۷۰ تحت سلطه هنجارها و قوانین سخت‌گیرانه اجتماعی «عصر ویکتوریا» بود که حقوق همه زنان و به‌ویژه زنان متأهل را به‌شدت محدود می‌کرد. دولت‌های سراسر اروپا «قوانین ناپلئون» را به کار می‌بردند که زنان را از انجام معاملات مالی منع می‌کرد. بسیاری از زنانی که اداره‌کننده کسب‌وکار خود بودند یا دستمزد مستقل داشتند، ترجیح می‌دادند ازدواج نکنند چون قوانین مربوط به اختیارات مالی زنان پس از ازدواج، آن‌قدر محدودکننده بود که زندگی مستقل مالی را برای آنان بسیار دشوار می‌کرد. در آغاز قرن بیستم، اوضاع به‌تدریج شروع به تغییر کرد. جنبش‌های حقوق زنان، سراسر اروپا و جهان را فراگرفت و زنان به حقوقی مانند حق مالکیت و حق رأی دست یافتند. با این حال، برای بیشتر مردم در اواخر دهه ۱۸۷۰، چنین تحولاتی هنوز حتی رویایی دوردست نیز به شمار نمی‌آمد.




عشق

از آنجا که نمایشنامه «عروسکخانه» بر ازدواج میان «نورا» و «توروالد» تمرکز دارد، می‌توان روایت را کاوشی درباره عشق و ازدواج دانست، یا حتی عمیق‌تر، کاوشی درباره این پرسش که آیا وجود عشق در ازدواج امکان‌پذیر است یا نه. در آغاز نمایشنامه، «نورا» و «توروالد» زوجی بسیار خوشبخت به نظر می‌رسند—حتی در نظر خودشان. «نورا» با اشتیاق از عشق خود به «توروالد» سخن می‌گوید و «توروالد» نیز با نام‌های محبت‌آمیز و عاشقانه «نورا» را خطاب قرار می‌دهد. ازدواج پرمهر آن‌ها در تضادی آشکار با زندگی شخصیت‌های دیگر قرار دارد.

با این حال، اگرچه ازدواج «نورا» و «توروالد» بر پایه عشق شکل گرفته است، اما همچنان تحت حاکمیت قوانین سخت‌گیرانه جامعه قرار دارد که تعیین‌کننده نقش زن و شوهر هسستند. روشن است که از «نورا» انتظار می‌رود از «توروالد» اطاعت کند و به همسرش اجازه دهد به جای او تصمیم بگیرد؛ در طرف دیگر، برای حرفه و موقعیت اجتماعی «توروالد» نیز لازم است که او بتواند ازدواجی موفق با زنی مطیع را به دیگران نشان دهد.

در ابتدا به نظر می‌رسد «نورا» و «توروالد» هر دو از ایفای نقش زن و شوهر، آن‌گونه که از نظر جامعه قابل‌احترام و پذیرفتنی است، لذت می‌برند. اما «نورا» خیلی زود برای «خانم لینده» فاش می‌کند که بدون اطلاع «توروالد»، پول قرض گرفته است و به این صورت، هم قانون و هم قواعد ازدواج را زیر پا گذاشته است. این مسئله یک دوراهی اخلاقی را به وجود می‌آورد: «نورا» قوانین ازدواج را نقض کرد، اما این کار را برای نجات جان شوهرش انجام داد—اقدامی برآمده از عشق راستین. با این حال، جامعه چنین عمل عاشقانه‌ای را محکوم می‌کند و به این صورت، قوانین ازدواج را بر عشق ترجیح می‌دهد.


جنسیت

نمایشنامه «عروسکخانه» نقش محدود زنان در عصر خود و مشکلات ناشی از نابرابری قدرت میان مردان و زنان را آشکار می‌کند. در سراسر نمایشنامه، شخصیت‌های دیگر با «نورا» مانند یک کودک رفتار می‌کنند. «توروالد» او را «دارایی» خود می‌خواند و به‌طور غیرمستقیم می‌گوید که «نورا» آن‌قدر باهوش یا مسئولیت‌پذیر نیست که بتوان در مورد مسائل مالی به او اعتماد کرد. کاراکترهای دیگر مانند «کروگستاد» و «دکتر رانک» نیز «نورا» را جدی نمی‌گیرند و حتی «خانم لینده» او را «بچه» خطاب می‌کند.

اگرچه این رفتار در ظاهر «نورا» را تا حدی آزار می‌دهد، او نیز با این وضعیت همراهی می‌کند، خود را «نورا کوچولو» می‌نامد و قول می‌دهد که هرگز حتی به نافرمانی از شوهرش فکر هم نکند. با این حال، نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد او از جایگاه محدود خود به عنوان یک زن به شکل کامل راضی نیست. وقتی «نورا» راز چگونگی قرض گرفتن پول برای تأمین هزینه سفر را فاش می‌کند، این کار را «مایه غرور» خود می‌داند و می‌گوید که در اختیار داشتن پول برایش لذت‌بخش بوده، چون احساسی «تقریبا مثل مرد بودن» برایش داشته است.

در همین حال، از مردان نمایشنامه نیز انتظار می‌رود که نقشی خاص را ایفا کنند. هم «توروالد» و هم «کروگستاد» بسیار جاه‌طلب هستند، و انگیزه‌شان نه فقط تأمین معاش خانواده‌های خود، بلکه میل به دستیابی به جایگاه اجتماعی بالاتر است. حفظ وجهه و جلب احترام در جامعه برای هر دوی آن‌ها اهمیت زیادی دارد.

مسئله مهم‌تر، نوع نگرش به زندگی خانوادگی در آن دوران است که از نظر قانونی و فرهنگی، زنان را همچون کودکان وابسته و فاقد استقلال در نظر می‌گرفت و این امکان را از آنان می‌گرفت که به‌عنوان افرادی کامل و مستقل شناخته شوند.


پول

نیاز به پول بر زندگی همه شخصیت‌های اصلی در نمایشنامه «عروسکخانه» تأثیر می‌گذارد. در آغاز نمایشنامه مشخص می‌شود که «توروالد» به‌تازگی ترفیع گرفته و قرار است «درآمدی هنگفت» داشته باشد؛ باراینرحال، او همچنان «نورا» را به‌خاطر پرخرج بودن سرزنش می‌کند، با این استدلال که آن‌ها باید از نظر مالی محتاط باشند.

پول در نمایشنامه «عروسکخانه»، نمادی از قدرت و سلطه‌ی کاراکترها بر یکدیگر است. در صحنه نخست، توانایی «توروالد» در تعیین میزان پولی که «نورا» می‌تواند برای هدایای کریسمس خرج کند، قدرت و سلطه او بر همسرش را نشان می‌دهد. در همین حال، بدهی «نورا» باعث می‌شود خودش و «توروالد» تحت سلطه‌ی فردی دیگر باشند. «نورا» و «خانم لینده» هر دو نمی‌توانند درآمد زیادی داشته باشند، چون زن هستند؛ ناتوانی آن‌ها در دسترسی به منابع مالی قابل‌توجه، یکی از روش‌های سرکوب زنان توسط نگرش جنسیت‌زده و تبعیض‌آمیز آن دوران است.

«ایبسن» همچنین نشان می‌دهد اگرچه کسب پول به قدرت منجر می‌شود، ممکن است خطرناک نیز باشد. در آغاز نمایشنامه، «نورا» به این حقیقت افتخار می‌کند که پول سفر خود و «توروالد» به ایتالیا را فراهم کرده است؛ اما بدهی او خیلی زود به سرچشمه‌ای از وحشت، اضطراب و شرمساری تبدیل می‌شود. به این صورت، هیجان و لذت به‌دست آوردن پول در روایت، جنبه‌ای منفی نیز دارد.


فردیت

«نورا»، که مادری وظیفه‌شناس و همسری فداکار است، در اغلب بخش‌های روایت نیازها و خواسته‌های دیگران را بر خودش ترجیح می‌دهد. او چندان به تأثیر بدهی بر زندگی شخصی‌اش فکر نمی‌کند و در عوض نگران است که این بدهی چه تأثیری ممکن است بر زندگی شوهر و فرزندانش بگذارد. به همین ترتیب، «خانم لینده» می‌گوید که بدون شوهر یا اعضای خانواده، احساس می‌کند زندگی‌اش بی‌معنی است. بنابراین، هر دو کاراکتر از طریق خدمت به دیگران و ایفای نقش زن وظیفه‌شناس و مطیع که جامعه از آن‌ها انتظار دارد، برای زندگی خود معنایی پیدا می‌کنند. با این حال، «نورا» در طول نمایشنامه به این درک می‌رسد در اولویت قرار دادن وظیفه خود به‌عنوان همسر و مادر نمی‌تواند به خوشبختی واقعی منجر شود.

او درمی‌یابد که اگرچه تصور می‌کرد برای محافظت از عشق خود در حال فدا کردن خویشتن است، در حقیقت شاید چنین عشقی اصلا وجود نداشته است، و نوع نگرش جامعه، وجود عشقی را که او تصور می‌کرد واقعی است، در اساسا ناممکن می‌کند.





مقالات مرتبط با "نگاهی به نمایشنامه «عروسکخانه» اثر «هنریک ایبسن»"
شکوفایی «رمان اقلیمی»
شکوفایی «رمان اقلیمی»

داستان‌ها دیگر فقط پایان جهان را تصور نمی‌کنند؛ آن‌ها می‌کوشند زندگی روزمره، نابرابری و امکان ترمیم را در جهانی گرم‌تر روایت کنند.

کتاب «در»؛ رمانی درباره اندوه و فراتر از آن
کتاب «در»؛ رمانی درباره اندوه و فراتر از آن

رمان «در» از دل تاریخ و مالیخولیا می‌آید، اما مسئله اصلی‌اش چیزی دشوارتر است: آیا می‌توان کسی را برخلاف خواست خودش نجات داد؟

کتاب «قصه کاحو»؛ اولین قهرمان زن «هاروکی موراکامی»
کتاب «قصه کاحو»؛ اولین قهرمان زن «هاروکی موراکامی»

«قصه کاحو» نخستین رمان بلند «موراکامی» است که یک زن را به‌تنهایی در مرکز روایت قرار می‌دهد.

نگاهی به کتاب «مادام بواری» اثر «گوستاو فلوبر»
نگاهی به کتاب «مادام بواری» اثر «گوستاو فلوبر»

«اِما بواری» عشق را نه احساس محبت و علاقه نسبت به فردی مشخص، بلکه مجموعه‌ای از تعاملات لذت‌بخش می‌داند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "نگاهی به نمایشنامه «عروسکخانه» اثر «هنریک ایبسن»" ثبت می‌کند