رمان «زنان کوچک» اثر «لوییزا می آلکوت» در اواخر «جنگ داخلی آمریکا» آغاز می شود: نبردی میان ایالت های شمالی و جنوبی آمریکا که در سال 1861 آغاز شد و در سال 1865 به پایان رسید. حضور پدر خانوادهی «مارچ» در جنگ برای بسیاری از مخاطبین در آن زمان، موضوعی آشنا و ملموس بود، چون در دوران «جنگ داخلی»، خانواده های بسیار اندکی وجود داشتند که یکی از مردانشان به گونهای در این نبرد درگیر نبود. همچنین شایان توجه است که وقایع کتاب «زنان کوچک» در میانه «عصر طلایی» رخ می دهد—دورهای از تاریخ آمریکا که در طول آن، شکوفایی نوآوری های علمی، صنعتی شدن و جنبش های عدالتخواهانه رقم خورد. جنبش فمینیستی آمریکا نیز در همین دوران قدرت گرفت، و نشانه های اندیشهی «فمینیستی» را می توان در داستان رمان «زنان کوچک» مشاهده کرد.

«لوییزا می آلکوت» پس از موفقیت چشمگیر کتاب «زنان کوچک»، دو دنباله برای آن نوشت که هر دو، ماجراهای بعدیِ «جو مارچ» و «مدرسه پسرانه پلامفیلد» را روایت می کنند: کتاب «مردان کوچک» (1871) و کتاب «پسران جو» (1886). در میان آثار مشابه، می توان به رمان محبوب کودکان، کتاب «آن شرلی در گرین گیبلز» (1908) اشاره کرد که به موضوعاتی همچون زنانگی، زندگی خانوادگی و عشق حقیقی می پردازد.
«لوییزا می آلکوت» که دختر یکی از چهره های برجسته در «جنبش تعالیگرایی» بود، در کنار بسیاری از اندیشمندان مشهور در عصر خود بزرگ شد. «هنری دیوید ثورو» گهگاه در خانهی آن ها می ماند و اغلب نقش پرستار کودک را برای او بر عهده داشت. «رالف والدو امرسون» نیز از دوستان نزدیک خانوادهی «آلکوت» بود و هنگام سختی ها و مشکلات از نظر مالی به آن ها کمک می کرد. با در نظر گرفتن به این موضوع، شاید بتوان گفت که کاراکتر «آقای لارنس» در رمان «زنان کوچک» تا حدی بر اساس «رالف والدو امرسون» خلق شده باشد.
زنانگی
زنان اواخر قرن نوزدهم، بهویژه چهره هایی فمینیست مانند «لوییزا می آلکوت»، باورهای رایج درباره چگونگی رفتار زنان و جایگاهی را که جامعه برای آن ها در نظر گرفته بود، به چالش می کشیدند. این پرسش که چه چیزی واقعا رفتار زنانه (و در نتیجه رفتار صحیح زنانه) را تعریف می کند، در رمان «زنان کوچک» به شکل عمده از طریق رفتارهای کاراکتر «جو مارچ» مورد توجه قرار می گیرد.
«جو» که علاقهای به محدود شدن توسط انتظارات رایج ندارد و سرشار از بلندپروازی های مربوط به نویسندگی است، با چکمه های چرمی خود در خانهی خانوادهی «مارچ» قدم می زند و بیوقفه داستان های عاشقانه و شعر می نویسد. این نکته که «جو» درنهایت شخصیتی دوستداشتنی و موفق است (و نه نمونهای هشداردهنده از این که چه مشکلاتی به وجود خواهد آمد اگر بانوان جوان رفتاری «غیرزنانه» داشته باشند)، بر این ایدهی دگرگونکننده (دستکم در عصر خود) تأکید می کند که راه های گوناگونی برای تجربهی زنانگی وجود دارد و هیچ یک از این راه ها به شکل ذاتی ارزشمندتر از دیگری نیست.
موضوع دیگری که در رمان مطرح می شود، میزان اهمیت مردان در زندگی زنان است. در بخش نخست کتاب «زنان کوچک»، خانواده «مارچ» بدون حضور پدر زندگی می کنند چون آقای «مارچ» به منظور حضور در جنگ، خانه را ترک کرده است. اگرچه همسایهی ثروتمند آن ها، آقای «لارنس»، تا حدی نقش پدر جایگزین را برای دختران «مارچ» ایفا می کند، رمان نشان می دهد که زنان می توانند بسیار مستقلتر از آنچه هنجارهای جنسیتی زمانه القا می کردند، زندگی خود را به پیش ببرند. همچنین این ایده که زنان صرفا به زندگی درون خانه تعلق دارند، به چالش کشیده می شود، بهخصوص از طریق تلاش های متعدد دختران «مارچ» برای کسب درآمد.
البته این نکته به این معنا نیست که خانواده «مارچ» در مورد مسائل مربوط به جنسیت کاملا ساختارشکن هستند. خانم «مارچ» مشتاق است هر یک از دخترانش ازدواجی موفق داشته باشند (هرچند بیان می کند که مجرد ماندن آن ها به همان اندازه قابل قبول است)، و خواهران «مارچ» (شاید به استثنای «جو» که از مرزهای مرسوم عبور می کند) نیز می کوشند آرمان های زنانه در مورد زیبایی و اخلاق را در خود داشته باشند. رمان اما هنجارهای جنسیتی قرن نوزدهم را به چالش می کشد و می کوشد بر این نکته تأکید کند که زنان نیز انسان هایی کامل با افکار، آرزوها، خلاقیت، ضعف ها و توانمندی های خود هستند و قادرند بسیار فراتر از نقش های جنسیتی مردسالارانهای بروند که جامعهی قرن نوزدهم برایشان تعیین کرده است.
کار
«لوییزا می آلکوت»، نویسنده رمان «زنان کوچک»، به این موضوع می پردازد که کار و شغل زنان شامل چه چیزهایی می شود و «انقلاب صنعتی» چگونه توانایی زنان برای کسب درآمد و تأمین مخارج را دگرگون کرده است. او پس از موفقیت کتاب «زنان کوچک»، رمانی تقریبا خودزندگینامهای با عنوان «کار: داستانی درباره تجربه» را به انتشار رساند.
کار، نقشی اساسی در زندگی اعضای خانواده «مارچ» دارد و بخشی مهم از مسائل مربوط به اجتماع در داستان به حساب می آید. آیا زنان خوشبختترند وقتی در همان جایی کار می کنند که به شکل سنتی همیشه در آن کار کردهاند، یعنی خانه؟ آیا زنانی که مجبور می شوند (یا خودشان انتخاب می کنند) بیرون از خانه کار کنند، مشکلات بیشتری از زنانی دارند که شوهرانشان نانآور خانواده هستند؟ این پرسش ها و بسیاری مسائل دیگر از طریق تجربه های کاری گوناگون خواهران «مارچ» مورد بررسی قرار می گیرد. رمان این ایده را مطرح می کند که کارایی زنان فراتر از محدوده های سنتی خانه است. این موضوع بیش از همه از طریق کاراکتر «جو» و موفقیت او در شغل مورد علاقهاش به تصویر کشیده می شود.
نیکی
در صفحات آغازین کتاب «زنان کوچک»، خانم «مارچ» از دخترانش می خواهد از «کریستین»، شخصیت اصلی داستانی تمثیلی به نام «سیر و سلوک زائر» اثر «جان بانیان»، الگو بگیرند. او می گوید: «سختی ها اینجاست، راه پیش رویمان قرار دارد، و میل به نیکی و خوشبختی راهنمایی است که ما را از میان مشکلات و اشتباهات بسیار به سوی آرامشی هدایت می کند که یک مکان آسمانی حقیقی است.»
از بسیاری جهات، داستان «زنان کوچک» را می توان بازتابی از کتاب «سیر و سلوک زائر» در نظر گرفت. مسیر زندگی خواهران «مارچ» با تمام اشتباهات، لغزش ها و تلاش پیوستهی آن ها برای انجام آنچه درست و نیک است، داستانی دربارهی رشد و تکامل از نظر اخلاقی را به وجود می آورد. چگونه می توان به انسانی بااخلاق تبدیل شد؟ اخلاقمداری چه ویژگی هایی دارد؟ این ها از جمله پرسش های اصلی رمان هستند.
عشق
در کتاب «زنان کوچک»، دختران خانواده «مارچ» اهمیت عشق، چه در قالب عشق خانوادگی و چه عشق رمانتیک، را می آموزند. رمان را می توان روایتی از گذار کاراکترها از درکی معصومانه و آرمانگرایانه از عشق به فهمی پیچیدهتر و واقعبینانهتر از آن در پایان داستان دانست.
تصورات آرمانی دختران «مارچ» از عشق رمانتیک در نمایشنامه های پرالتهاب «جو» نمود پیدا می کند، که در آن ها، دختران پراحساس، با وجود تمام سختی ها و مشکلات سرانجام عشق حقیقی را می یابند. این نمایشنامه ها بازتابی از نگرش غالب به عشق رمانتیک در قرن نوزدهم هستند، و تصویری از آرمان هایی را ارائه می کنند که حتی کاراکتری مانند «جو» نیز، با وجود بیعلاقگی نسبت به هنجارهای سنتی، به آن گرایش دارد.
مفهوم عشق خانوادگی نیز در کنار عشق رمانتیک مورد توجه قرار می گیرد، بهخصوص عشق مادرانه. عشق خانم «مارچ» به دخترانش همواره به عنوان الگویی آرمانی به تصویر کشیده می شود که دختران «مارچ» آرزو دارند هم در روابط عاشقانهی خود و هم بعدها، زمانی که خود مادر می شوند، به آن دست یابند.