1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. شاهنامه فردوسی را بهتر بشناسیم

شاهنامه فردوسی را بهتر بشناسیم

Shahnameh

«شاهنامه»، حماسه ملی ایران، را می توان به سه بخش تقسیم کرد: اسطوره، افسانه و تاریخ.

مضامین جهانی و فراگیر حماسه «شاهنامه» اثر «فردوسی» در دل و ذهن نسل های گوناگون طنین‌انداز بوده است. داستان های این حماسه درباره‌ی ظهور و سقوط خاندان های بزرگ، نبردهای میان پادشاهان و پهلوانان، و کشمکش های میان پدران و پسران، به مبارزه‌ی انسان با طبیعت، سرنوشت و وجدان خویش می پردازد. این داستان ها هم بازتاب‌دهنده‌ی سنت های دیرینه‌اند و هم واقعیت های روزگار خود را به تصویر می کشند.




«شاهنامه» در اصل تاریخچه‌ای از پادشاهان است و بخش های بزرگتر آن بر اساس تاج‌گذاری و مرگ هر فرمانروا تقسیم شده است. این اثر دوران حکومت پنجاه پادشاه را در بر می گیرد؛ از نخستین شاه، «کیومرث»، تا «یزدگرد» بدفرجام که هنگام گریز از پیشرویِ اعراب کشته شد. شاهان و پهلوانانِ «فردوسی» به شکل پیوسته درگیر نبرد، شکار و آیین های درباری هستند—یا «بزم و رزم» که از عناصر اصلی آیین پهلوانی و سرگرمی های طبقه‌ی حاکم به شمار می رفت. با این وجود، آن ها زمانی را برای ورزش، بازی و عشق نیز اختصاص می دادند.

«شاهنامه»، حماسه ملی ایران، را می توان به سه بخش تقسیم کرد: اسطوره، افسانه و تاریخ. بخش اسطوره‌ای با آفرینش جهان آغاز می شود. مرز میان بخش های مربوط به اسطوره و افسانه چندان مشخص و قطعی نیست. بخش تاریخی با سقوط «هخامنشیان» پس از فتح ایران توسط «اسکندر مقدونی» در حدود سال 330 پیش از میلاد آغاز می شود و با فروپاشی شاهنشاهی «ساسانی» در پی یورش اعراب در اوایل قرن هفتم میلادی پایان می یابد.



بخش اسطوره‌ای «شاهنامه» که کوتاه‌ترین بخش آن نیز به شمار می آید، در اساس روایت آفرینش جهان است. «فردوسی» آفرینش را بر پایه‌ی باورهای زرتشتی توصیف می کند. بخش بزرگی از جهان‌بینی «شاهنامه» بازتاب‌دهنده‌ی منابع کهن «هندو-ایرانی» (آریایی) است که در «اوستا»، کتاب مقدس آیین زرتشتی، حفظ شده‌اند؛ متونی که دست‌کم بخشی از آن ها با خود «زرتشت» هم‌عصر بوده‌اند. به عنوان نمونه، «زامیاد یشت»، داستانِ «فر» یا شکوه ایزدی را روایت می کند که در اختیار ایزد، پیام‌آوران و پهلوانان بزرگ اساطیر ایرانی است و در «شاهنامه» نیز عنصر حیاتی پادشاهی به شمار می آید.

عناصر ماورایی در سراسر بخش اسطوره‌ای حضور دارند، معمولا در قالب هیولاها، اژدهایان یا دیوهایی که تلاش انسان ها برای داشتن جامعه‌ای دارای نظم و انسجام را تهدید می کنند. نخستین نبردهای «شاهنامه»، روند تدریجی چیرگی نخستین پادشاهان بر گماشتگان «اهریمن»، نیروی شر در جهان هستی، را به تصویر می کشد.

دوران فرمانروایی «جمشید»، چهارمین پادشاه، به سبب گسترش پیشه‌وری و سامان‌دهی جامعه اهمیت ویژه‌ای دارد. او انسان ها را به چهار طبقه تقسیم کرد: موبدان، جنگاوران، کشاورزان و کارگران. این تقسیم‌بندی بعدها به یک اصل پذیرفته‌شده در نظریه های سامان‌دهی سیاسی تبدیل شد و همتای آن را می توان در «نظام کاستیِ» هند مشاهده کرد. «جمشید» برای بازتاب شکوه خورشیدگون خود، جشن سال نو، «نوروز»، را بنیان نهاد، که هنوز هم در ایران هم‌زمان با «اعتدال بهاری» برگزار می شود. با این حال، او که شیفته‌ی دستاوردهای خویش شده بود، آفریدگار را از یاد برد و فرِ ایزدی خود را از دست داد؛ رخدادی که سرانجام به سقوط او و سلطه‌ی پادشاه ستمگر،« ضحاک»، بر ایران انجامید.

دوران فرمانروایی «ضحاک»، گذار به بخش افسانه‌ای «شاهنامه» را رقم می زند—بخشی که مشهورترین داستان های این حماسه را در خود جای داده است. برخی از این داستان‌ها از نظر لحن و مضامین یادآور حماسه های «هومر» هستند. برخی دیگر نیز دارای شباهت هایی با حماسه های بزرگ هند، «مهابهاراتا» و «رامایانا»، است: دلاوری های «رستم»، پهلوان اصلی «شاهنامه»، شباهت هایی با ماجراجویی های «ایندرا» و «کریشنا» دارد؛ شخصیت های اشرافی که به ناحق به تعرض جنسی متهم شده‌اند، باید بی‌گناهی خود با گذر از آتش را به اثبات برسانند؛ و تفاوت های قومی و قبیله‌ای ریشه در نزاع های خانوادگی خونین دارند.

یکی از رویدادهای سرنوشت‌ساز در بخش افسانه‌ای «شاهنامه»، قتل «ایرج»، پسر «فریدون»، است. «فریدون» قلمرو خود را میان سه پسرش تقسیم کرد. «ایرج»، کوچک‌ترین برادر، بهترین بخش سرزمین، یعنی ایران، را دریافت کرد و به همین خاطر، برادرانش از روی حسادت، او را به قتل رساندند. این حادثه چرخه‌ای از جنگ ها میان ایرانیان و تورانیان را آغاز کرد که در سراسر شاهنامه به چشم می خورد، و بازتابی از رویارویی تاریخی و طولانی‌مدت میان تمدن های یکجانشین فلات ایران و اقوام ترک کوچ‌نشین در «آسیای میانه» است.

قتل «ایرج» بازتاب های دیگری نیز داشت. او یک قربانی بی‌گناه بود که تجربه‌ی چندانی در دنیای سیاست نداشت و حاضر بود تا جاه و جلال قدرت را برای زندگی مبتنی بر تأمل و درون‌نگری کنار بگذارد. از این رو، او را می توان نسخه‌ای مقدم از شخصیت «سیاوش» دانست: قهرمانی درون‌نگر و آگاه به ارزش های معنوی که برای اثبات بی‌گناهی خود به محاکمه‌ی عبور از آتش تن داد. جهان معنویت همواره در پس‌زمینه‌ی رویدادهای «شاهنامه» به چشم می خورد و رابطه‌ی پرتنش میان قدرت، دین و اخلاق را مورد توجه قرار می دهد.

داستان های بخش افسانه‌ای از روایت های آغازین در «شاهنامه» پیچیدگی بیشتری دارند. یکی از دلایل این امر، ظهور دو کانون قدرت است، پادشاهان ایران و پیشوایان سیستان: «سام»، پسرش «زال»، و نوه‌اش «رستم». هرچند پیشوایان سیستان، حامیان و پهلوانانِ پادشاهان ایران هستند، اما روابط میان این دو خاندان که به تدریج رو به تیرگی می گذارد، بخش عمده‌ای از تنش های داستان های افسانه‌ای را پدید می آورد. «سام» به شکلی بی‌قیدوشرط به پادشاهان خود وفادار است. «زال» نیز همین‌گونه است، اما به پادشاهان در مورد پذیرش اندرزهای نادرست و انجام کارهای شرورانه هشدار می دهد. «رستم» نیز به شاهان خردمند و دادگر وفادار است، اما در برابر «کاووس» و «گشتاسپ» می ایستد و آن ها را به چالش می کشد.

اختلاف میان پادشاه و پهلوان، یکی از مضامین تکرارشونده‌ی «شاهنامه» است، که همچنین در حماسه های غربی نیز بسیار رایج است و مشهورترین نمونه‌‌ی آن، مشاجره‌ی «آشیل» و «آگاممنون» در آغاز «ایلیاد» اثر «هومر» است. در حقیقت، حماسه‌ی «فردوسی» ستایشی بی‌وقفه از فرمانروایان یا نهاد پادشاهی نیست. از میان پادشاهانی که «فردوسی» از آنان نام می برد، تنها پنج نفر به شکل کامل مورد تحسین قرار می گیرند، در حالی که بسیاری دیگر در قالب افرادی بی‌خرد یا دارای کاستی های فراوان به تصویر کشیده می شوند.

بخش افسانه‌ای «شاهنامه» بیش از هر چیز در مورد شخصیت «رستم» است: نامدارترین پهلوان در داستان های فولکلور ایران که دلاوری هایش با بهره‌گیری از روایت هایی توصیف شده‌اند که ریشه در روزگاران کهن دارند. شخصیت‌پردازی «رستم» نشان‌دهنده‌ی روند کلی تکامل داستان‌سرایی در «شاهنامه» است. داستان های آغازین، شخصیت هایی نمادین را در موقعیت های کهن‌الگویی به تصویر می کشند، مانند داستان «فریدون» و سه پسرش. اما به تدریج شخصیت ها عمق روان‌شناختی و باورپذیری بیشتری می یابند، که به شکل ویژه در داستان «سیاوش» آشکار است. در بخش پایانی «شاهنامه»، یعنی بخش تاریخی، با شخصیت هایی همچون «بهرام چوبین» روبه‌رو می شویم که با پیچیدگی و جزئیاتی ترسیم شده‌اند که یادآور شخصیت‌پردازی در رمان های قرن نوزدهم است.

بخش تاریخی «شاهنامه» با آخرین پادشاه هخامنشی، «داریوش سوم»، و فتوحات «اسکندر مقدونی» آغاز می شود. تنها بخش «شاهنامه» که به‌واقع تاریخی به شمار می آید، به دوران فرمانروایی سلسله «ساسانیان» (حدود 224 تا 642 میلادی) می پردازد. این خاندان توسط «اردشیر بابکان» بنیان نهاده شد، که در «شاهنامه» به عنوان یک قانون‌گذار بزرگ و الگویی برای فرمانروایان پس از خود مورد ستایش قرار می گیرد. شخصیت های تاریخی اغلب به شکلی آرمانی و رمانتیک به تصویر درمی آیند و دلاوری های آنان، از جنگاوری گرفته تا شکار، رنگ و بویی مشابه با بخش های آغازین حماسه می یابد.

لحن این بخش پایانی با داستان های اخلاقی و فرمول‌بندی‌شده در بخش افسانه‌ایِ «شاهنامه» تفاوت دارد. روایت ها سرشار از جزئیات دقیق هستند. در این بخش از فضای دربار فاصله می گیریم و با روستاییان و شهرنشینانی از طبقات اجتماعی گوناگون آشنا می شویم. نیروی ماورایی فقط گهگاه در داستان ها حضور می یابد و جادو به‌ندرت مطرح می شود. شماری از داستان ها لحنی سرگرم‌کننده و نه‌چندان تاریک دارند، در حالی که سیاست اغلب چنان آمیخته به فساد و منفعت‌طلبی به تصویر کشیده می شود که نشان می دهد امپراتوری ایران به یک میزان از یورش اعراب و فساد درونی خود آسیب دید.

گستردگی، پیچیدگی و ژرفای «شاهنامه»، تمرکز چشمگیر آن بر مسائل اخلاقی، بزرگی تصویر خلق شده توسط این حماسه از زندگی انسان، و خردی که «فردوسی» از طریق آن به مفاهیمی جاودانه همچون قدرت، عشق و وفاداری می پردازد، همگی دست به دست هم می دهند و «شاهنامه» را به یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین آثار در دنیای ادبیات تبدیل می کنند.





مقالات مرتبط با "شاهنامه فردوسی را بهتر بشناسیم"
شعر، نوش‌دارویی برای اندوه
شعر، نوش‌دارویی برای اندوه

«زیگموند فروید» می نویسد: «نه من، بلکه شاعران بودند که ناخودآگاه را کشف کردند.»

بررسی نمایشنامه «اتللو» اثر «ویلیام شکسپیر»
بررسی نمایشنامه «اتللو» اثر «ویلیام شکسپیر»

«شکسپیر» در نمایشنامه «اتللو»، مفهوم «واقعیت غیرقابل اعتماد» را به شیوه های گوناگون به بازی می گیرد.

نگاهی به کتاب «بازی تاج و تخت» اثر «جورج آر. آر. مارتین»
نگاهی به کتاب «بازی تاج و تخت» اثر «جورج آر. آر. مارتین»

رمان «بازی تاج و تخت» جهانی را به تصویر می کشد که نیروی محرکه‌ی آن، ستیزه و جنگ است.

نکاتی از کتاب «مجمع‌الجزایر گولاگ» اثر «الکساندر سولژنیتسین»
نکاتی از کتاب «مجمع‌الجزایر گولاگ» اثر «الکساندر سولژنیتسین»

«سولژنیتسین» بر تاب‌آوری روح انسان و تلاش های خارق‌العاده برای برای زنده ماندن در برابر رنجی تصورناپذیر تأکید می کند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "شاهنامه فردوسی را بهتر بشناسیم" ثبت می‌کند