1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. بررسی کتاب «ماجراهای هاکلبری فین» اثر «مارک تواین»

بررسی کتاب «ماجراهای هاکلبری فین» اثر «مارک تواین»

The Adventures of Huckleberry Finn

رمان «ماجراهای هاکلبری فین» داستانی درباره بلوغ است که روند رشد و تکامل شخصیت اصلی خود را در طول تجربه های تازه او روایت می کند.

«مارک تواین» نگارش رمان «ماجراهای هاکلبری فین» را در «دوران بازسازی» آغاز کرد: پس از پایان «جنگ داخلی آمریکا» در سال 1865 و لغو برده‌داری در ایالات متحده. اما با وجود لغو برده‌داری، اکثریتِ سفیدپوست همچنان به شکل سازمان‌یافته بر اقلیتِ سیاه‌پوست ستم می کرد، مانند «قوانین جیم کرو» در سال 1876 که جداسازی نژادی را به صورت رسمی و قانونی به اجرا درآورد.




«مارک تواین» که مخالف سرسخت برده‌داری و طرفدار آزادی بردگان بود، از طریق پرداختن به موضوع برده‌داری در کتاب «ماجراهای هاکلبری فین»، تبعیض نژادی و ستم در عصر خود دوران خود را به نقد می کشد. یکی دیگر از زمینه های تاریخی مهم برای این رمان، «بیداری بزرگ دوم» است: جنبش مذهبی گسترده‌ای که از اواخر قرن هجدهم تا اواسط قرن نوزدهم در ایالات متحده جریان داشت. «تواین» از این جنبش انتقاد می کرد، چون معتقد بود مسیحیان لزوما مطابق اصول اخلاقی رفتار نمی کنند و شور و تعصب مذهبی آن ها چنان شدید است که به آسانی فریب می خورند. این دیدگاه را می توان به شکل آشکار در داستان «هاکلبری فین» مشاهده کرد.

«مارک تواین» رمان «ماجراهای هاکلبری فین» را نه با زبانی ادبی و فاخر، بلکه با استفاده از گویش هایی محلی نوشت که با دقت فراوان و از طریق شیوه های املایی و دستوریِ خاص بازآفرینی کرده بود. «ارنست همینگوی»، یکی از مهم‌ترین رمان‌نویسان قرن بیستم، کتاب «ماجراهای هاکلبری فین» را بهترین و تأثیرگذارترین رمان آمریکایی در نظر می گرفت.




نژادپرستی

اگرچه «مارک تواین» رمان «ماجراهای هاکلبری فین» را پس از لغو برده‌داری در ایالات متحده نوشت، اما داستان رمان پیش از «جنگ داخلی آمریکا» رخ می دهد، زمانی که برده‌داری همچنان قانونی بود و ستون اصلی اقتصاد ایالت های جنوبی آمریکا را به شمار می رفت. بسیاری از کاراکترهای رمان، برده‌دارانی سفیدپوست هستند؛ از جمله «خانم واتسون»، خانواده‌ی «گرنجرفورد» و خانواده‌ی «فلپس». برخی دیگر از شخصیت ها نیز به شکل غیرمستقیم از نظام برده‌داری سود می برند.

برده‌داران سفیدپوست برای توجیه ستم، استثمار و بدرفتاری با بردگان سیاه‌پوست، به کلیشه‌ای نژادپرستانه و بی‌اساس متوسل می شوند و خود را متقاعد می کنند که سیاه‌پوستان از نظر ذهنی از سفیدپوستان پایین‌ترند و بیش از آن که انسان باشند، به حیوان شباهت دارند. به این صورت، برده‌داران و دیگر نژادپرستان نه‌تنها به سیاه‌پوستان آسیب می رسانند، بلکه از نظر اخلاقی به خودشان نیز لطمه می زنند، چون برای دستیابی به سود و منفعت، معنای واقعی انسان بودن را به شکلی بی‌رحمانه تحریف می کنند.

در آغاز رمان، خود «هاک» نیز این کلیشه های نژادی را پذیرفته است و حتی خودش را سرزنش می کند که چرا برده‌ای به نام «جیم» را به دلیل فرار کردن تحویل نداده است، چون جامعه و قانون چنین وظیفه‌ای را بر عهده‌ی او گذاشته است. اما «هاک» هرچه بیشتر «جیم» را می شناسد و به او نزدیک‌تر می شود، درمی یابد که خودش و «جیم» مانند یکدیگر عشق می ورزند، رنج می کشند و گاهی عاقلانه رفتار می کنند و گاهی از روی نادانی. «جیم» در طول داستان ثابت می کند که از بسیاری از افرادی که «هاک» در سفرهایش می بیند، انسان بهتری است. با پیشروی روایت، «هاک» ترجیح می دهد در برابر جامعه و حتی باورهای مذهبی خود بایستد—حتی ترجیح می دهد که به «جهنم» برود—تا این که اجازه دهد دوستش، «جیم»، دوباره به بردگی بازگردانده شود.


دورویی

«هاک» در جامعه‌ای بنا شده بر پایه قوانین و سنت هایی زندگی می کند که بسیاری از آن ها هم مضحک‌اند و هم غیرانسانی. در آغاز رمان، سرپرست «هاک»، «بیوه داگلاس»، و خواهرش، خانم «واتسون»، می کوشند از طریق آموزش آداب معاشرت و ارزش های مسیحی، «هاک» را «متمدن» کنند. اما «هاک» درمی یابد که این آموزه ها بیش از آن که به انسان های زنده اهمیت دهد، به مردگان توجه دارد و در عمل چیزی جز احساس ناراحتی، ملال و، به شکلی کنایه‌آمیز، تنهایی را برای او به همراه نمی آورند.

با این حال، پس از آن که «هاک» خانه‌ی «بیوه داگلاس» را ترک می کند، با بخش هایی حتی تاریک‌تر از جامعه روبه‌رو می شود که افراد در آن، کارهایی بیهوده و غیرمنطقی انجام می دهند و رفتارهایشان اغلب پیامدهایی خشونت‌بار به دنبال دارد. «هاک» با خانواده هایی «قابل‌احترام» آشنا می شود که بی‌دلیل، درگیر دشمنی های خونین و مرگبار هستند.

«هاک» به تدریج درمی یابد که برده‌داری نهادی ظالمانه و کاملا ضدانسانی است که هیچ جامعه‌ی واقعا «متمدنی» نمی تواند بر پایه‌ی آن شکل بگیرد. افرادی مانند «سالی فلپس»، که انسان هایی خوب و درستکار به نظر می رسند اما در عین حال برده‌دار و نژادپرست هستند، شاید بزرگ‌ترین نمادهای دورویی و ریاکاری باشند که «هاک» در طول سفرهایش با آن ها روبه‌رو می شود.


بلوغ

رمان «ماجراهای هاکلبری فین» داستانی درباره بلوغ است که روند رشد و تکامل شخصیت اصلی خود، «هاک»، را در طول تجربه های تازه او روایت می کند. «هاک» در آغاز رمان، پسری نابالغ است که از وقت‌گذرانی با دوست دوران کودکی‌اش، «تام سایر»، و شوخی با دیگران لذت می برد. او قلبی پاک دارد، اما ذهنش تحت تأثیر جامعه‌ای که در آن پرورش یافته، قرار گرفته است—تا حدی که بارها خود را سرزنش می کند که چرا «جیم» را به خاطر فرار کردن تحویل نداده، به گونه‌ای که انگار بازگرداندن او به بردگی و طولانی‌تر کردن جدایی‌اش از خانواده، کار درست بوده است.

اما با پیشروی داستان، درک «هاک» از درست و نادرست دچار تغییر می شود. او درمی یابد که باورهای خشک و انعطاف‌ناپذیر، چه در قالب آموزه های مذهبی و چه در قالب سنت هایی که دشمنی خونین میان خانواده های «گرنجرفورد» و «شپردسون» را به وجود آورده است، لزوما پیامدهایی خوب و مطلوب را به همراه نمی آورد. او همچنین درمی یابد که خودخواهی مطلق، چه در رفتار «تام سایر» به شکل محدود، و چه به شکل بسیار آشکارتر در رفتار دو کاراکتر خودخواه داستان، «دوک» و «کینگ»، هم نشانگر نادانی است و هم شرم‌آور.

«هاک» می آموزد که به راهنمایی های وجدانش توجه کند، و در مواجهه با دوراهی های اخلاقی انعطاف‌پذیر باشد. در حقیقت، همین پیروی از ندای قلب است که «هاک» را به سوی تصمیم درست، یعنی کمک به فرار «جیم» از بردگی، هدایت می کند.


آزادی

«هاک» و «جیم» هر دو در آرزوی آزادی هستند. «هاک» می خواهد از قید آداب و رسوم بیهوده و ارزش های تحمیلی جامعه رها شود. او همچنین می خواهد از دست پدر بدرفتارش بگریزد که در مقطعی، او در یک کلبه زندانی می کند. اما شاید بیش از هر چیز، «هاک» آرزو دارد آن‌قدر آزاد باشد که بتواند به شکل مستقل بیندیشد و همسو با ندای قلبش رفتار کند. «جیم» نیز به همان اندازه مشتاق رهایی از بردگی است تا بتواند نزد همسر و فرزندانش بازگردد.

مکانی که «هاک» و «جیم» برای یافتن آزادی به آن پناه می برند، طبیعت است. اگرچه طبیعت نیز محدودیت ها و خطرهایی تازه را بر آن ها تحمیل می کند (از جمله احساسی که «هاک» آن را «بی‌کسی» می نامد: احساسی از بی‌پناه بودن در برابر بی‌معنایی مرگ) اما همچنین پناهگاه هایی را در اختیارشان می گذارد که از آن ها هم دربرابر جامعه و هم خطرهای جهان پیرامون مراقبت می کند، مانند غاری که هنگام طوفان در آن پناه می گیرند. در چنین پناهگاه هایی، «هاک» و «جیم» آزادند که خودِ واقعی‌شان باشند و همزمان، از فاصله‌ای امن، زیبایی نهفته در هراسِ ناشی از آزادی را تجربه کنند.

با این وجود، رمان «ماجراهای هاکلبری فین» نشان می دهد که انسان ها هرچقدر هم که آزاد باشند، به شکلی کنایه‌آمیز، ممکن است درنهایت در زندان خویشتن گرفتار شوند. برای نمونه، «دوک» و «کینگ» که نقطه‌ی مقابل «هاک» و «جیم» به نظر می رسند، آن‌قدر آزادی عمل دارند که می توانند به واسطه بازیگری و جعل هویت، تقریبا به هر کسی تبدیل شوند—اما فقط به این خاطر که از هیچ چارچوب اخلاقی پیروی نمی کنند و در زندان خودخواهیِ خودشان اسیرند. «مارک تواین» به این نکته می پردازد که آزادی ارزشمند است، اما فقط تا جایی که انسان آزاد، به ندای اخلاق در وجدان خود گوش دهد.





مقالات مرتبط با "بررسی کتاب «ماجراهای هاکلبری فین» اثر «مارک تواین»"
نکاتی از کتاب «ترغیب» اثر «جین آستن»
نکاتی از کتاب «ترغیب» اثر «جین آستن»

نگاه «آستن» به ازدواج هم رمانتیک است و هم واقع‌بینانه، و همین‌طور مبتنی بر دوراندیشی و توجه به پیچیدگی های زندگی.

مروری بر کتاب «آس و پاس در پاریس و لندن» اثر «جورج اورول»
مروری بر کتاب «آس و پاس در پاریس و لندن» اثر «جورج اورول»

کتاب «آس و پاس در پاریس و لندن» داستانی درباره فقر است.

نگاهی به نمایشنامه «باغ آلبالو» اثر «آنتون چخوف»
نگاهی به نمایشنامه «باغ آلبالو» اثر «آنتون چخوف»

«چخوف» در نمایشنامه «باغ آلبالو»، بدترین تمایلات انسان ها را زیر ذره‌بین قرار می دهد.

بررسی کتاب «شهریار» اثر «نیکولو ماکیاولی»
بررسی کتاب «شهریار» اثر «نیکولو ماکیاولی»

«ماکیاولی» در کتاب «شهریار» مرز میان فضیلت ها و رذیلت های اخلاقی را محو می کند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "بررسی کتاب «ماجراهای هاکلبری فین» اثر «مارک تواین»" ثبت می‌کند