تام سایر

The Adventures of Tom Sawyer

مشخصات کتاب تام سایر
مترجم :
نوع جلد :جلد سخت
قطع :جیبی
شابک :978-964-369-537-8
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1875
تعداد صفحه :360
سری چاپ :9
زودترین زمان ارسال :7 فروردین

مارک تواین از نویسندگان برجسته ادبیات آمریکا در قرن نوزدهم

فیلم هایی در سال های مختلف بر اساس این کتاب ساخته شده است.

معرفی کتاب تام سایر اثر مارک تواین | ایران کتاب

کتاب تام سایر، رمانی نوشته ی مارک تواین است که نخستین بار در سال 1875 به انتشار رسید. تام سایر، پسری باهوش، خلاق و زیرک است اما درست به همان اندازه، بازیگوش و کله شق نیز هست. او با دوستانش کارهای عجیب زیادی انجام می دهد: رنگ کردن فنس ها؛ بازی دزدان دریایی با رفیقش، هاک فین؛ برگزاری مراسم خاکسپاری خودش؛ و یا کمک به دستگیری یک قاتل. احساس نوستالژی تواین در رابطه با شهرهای کنار رود می سی سی پی که در دوران جوانی اش در آن ها زندگی می کرد، در این اثر ماندگار می درخشد. کتاب تام سایر، شوخ طبعی های همیشگی تواین را در خود جای داده اما علاوه بر این، پرداختی ظریف به ناعدالتی ها و سختی های زندگی در مناطق جنوبی در جای جای آن به چشم می خورد.

کتاب تام سایر

نکوداشت های کتاب تام سایر
Twain's hymn to childhood.
نغمه ی نکوداشت تواین از دوران کودکی.
Barnes & Noble

Enchanting and timeless.
جذاب و جاودان.
Penguin Random House Penguin Random House

Twain is the father of all American literature.
تواین، پدر تمام ادبیات آمریکا است.
William Faulkner

قسمت هایی از کتاب تام سایر (لذت متن)
دوشنبه صبح ها تام احساس بدبختی می کرد. چون یک هفته عذاب مدرسه رفتن را پیش رو داشت. در راه مدرسه دلش گرفته بود اما وقتی هاکلبری فین را دید که به طرفش می آمد چهره اش باز شد. هیچ کدام از پسرهای دهکده ی سن پترزبورگ اجازه ی بازی و حرف زدن با هاکلبری فین یتیم و بی خانمان را نداشتند. او پسری بود بی عار و بیکار، خلاف کار، بددهان و خلاصه بد. و به همین علت بود که بین بچه ها جذبه داشت و گاهی مخفیانه پیش او می رفتند و آرزو می کردند که کاش جرأت او را داشتند و شبیه او بودند. خاله پالی هم شدیدا معاشرت و بازی با هک را قدغن کرده بود و درست به همین علت بود که هر وقت فرصتی دست می داد تام با هک بازی می کرد. با اخلاق تام که آشنا شده اید!

هاکلبری فین همیشه لباس های کهنه و پاره می پوشید و هر وقت دلش می خواست می آمد و می رفت. موقعی که هوا خوب بود جلو در خانه ها می خوابید. مجبور نبود به مدرسه یا کلیسا برود یا به کسی «آقا» بگوید، یا از کسی اطاعت کند. هر وقت دلش می خواست به ماهیگیری و شنا می رفت و تا هر وقت دلش می خواست بیدار می ماند. مجبور نبود حمام کند یا لباس های تمیز بپوشد. خیلی هم خوب فحش می داد! خلاصه سبک زندگی اش آرزوی هر بچه ی تنبلی بود.

تام گفت: «سلام هاکلبری. اون چیه تو دستت؟» «گربه ی مرده.» «بذار ببینمش هاک. اه چقدر سفت شده. می خوای چه کارش کنی؟» «می خوام زگیلام رو باهاش درمون کنم.» «راست می گی؟ نمی دونستم گربه ی مرده برای درمان زگیل خوبه.» «پس چی که خوبه؟ گربه رو می بری قبرستون، حدودای نصفه شب، جایی که یه آدم بدجنس رو دفن کرده باشن. نصفه شب جن ها می آن تا اونو با خودشون ببرن. تو هم می گی: جنا پشت سر جسد راه بیفتید، گربه، تو هم پشت سر جنا راه بیفت، زگیل ها دنبال گربه راه بیفتید. از دستتون خسته شدم. زگیلا هم می رن که می رن.»