بزرگترین نقد اوولا، حاکم شدن ارزشهای بورژوازی و جهانوطنی بر غرب و فراموشی ارزشهای آریاییه که بر پایهی ارزشهای مردانگی و مفهوم زندگی پیروزمندانه از راه صلح فاتحانه است. از نظرش، مفهوم آریایی جنگ، فرای ارزشهای مادی رو در نظر میگیره و ارزش اصلی رو در فراهستی جستوجو میکنه و سنّت اسلامی جهاد اکبر و جهاد اصغر رو هم مفهومی وامگرفته از جهان ایرانی، به جهان سامی عربی میدونه. از ۴ سلسلهمراتب اجتماعی آریایی باستان (۱-مرجعیت روحانی۲-اشرافیت جنگاور۳-بورژوازی۴-طبقهی کارگر) نام میبره تا بگه تسلّط ارزشهای هر یک از این طبقهها بر جوامع باعث تشکیل چه نوع تمدّنهایی میشه. معتقده که عناصر حقیقی آریایی در دو کاست بالاتر متمرکزه و دو کاست پایینتر منجر به تشکیل نظامهای کاپیتالیستی و کمونیستی میشه. میگه که بورژوازی و پرولتاریا(کارگر) در جهان مدرن، ویژگیهای کاملا متفاوتی با طبقات همتاشون در تمدّن آریایی باستان دارند. انگلیس رو مثال میزنه و میگه که در اونجا سلطنت و اشرافیت هنوز هست و در گذشته یک طبقهی نظامی باوقار و باشهامت وجود داشت ولی امپراتوری بریتانیا مبتنی بر این عناصر نیست، بلکه بر آریاییهای یهودی زده و یهودیان تکیه داره و تمدّن بورژوازی کاپیتالیستی و دموکراتیک رو اساساً گونهی یهودی میدونه یعنی ارزشهاشون با ارزشهای یهودی سازگاره و برای همین، یهودیان به خاطر ویژگیهای خاصّ نژادیشون، در این نوع تمدّن به راحتی پیشرفت کردند و تونستند کنترل همهی قوای اون رو به دست بگیرند. جنگ جهانی دوم رو هم جنگ تاجران و یهودیان برای دفاع از منافعشون میدونه. نقدم بیشتر متوجه ویراستاری اثره. پر از اشتباهات تایپی و دستوری. در صفحهی ۱۲۳ خطّ دوم «میان دولت و است. » یک واژه جا افتاده. صفحهی ۱۴۴ به جای واژهی میآراست، نوشته نمیآراست که کل درک متن رو وارونه میکنه : «فاتح صورت خود را با رنگ نمیآراست، چنان که رسم خدای المپی بود» در حالی که ظاهراً در آیین رومی تریومف (triumphus=پیروزی)، فاتحان چهرهی خودشون رو با رنگ سرخ میپوشوندند، همونجور که تندیس ژوپیتر در معبد کاپیتول رنگآمیزی میشد.
لازم هست بشدت توصیه کنم جناب اوولا درست مثل نیچه از فیلسوف هایی هست که با دقت زیاد و حساسیت فوقالعاده و با درک درست باید بهش نزدیک بشید،در غیر این صورت کاملا اشتباه منظور اونها رو متوجه خواهید شد و در نهایت نه تنها از آموزه اصلی دور میشید بلکه چیزهای اشتباهی یاد میگیرید(برای مثال "آریایی" در دیدگاه اوولا یک نژاد و قوم خاص از انسانها نیست بلکه یک جامعهی متمدن آرمانی هست که هر جامعهای و تمدن انسانی پتانسیل و توانایی رسیدن به اون رو داره)
در عالم اندیشه باید هر تفکر را ابتدا از اندیشمندان همان طریقت فکری آموخت. در مورد اوولا باید گفت او باتسلط خوبی بر ادیان شرقی مانند هندوایسم ، اسلام ، آیین میترا و زرتشت و همچنین ادیان و آداب و سنن مردمان نوردیک و رومی ؛ دفاعی جانانه از آرمانهای جنگاوری و مردانگی و ایستادگی ارائه میکند و نشان میدهد بین سرباز ارتش سرخ و یک سرباز ژاپنی فرق بسیاری ست. سرباز ارتش سرخ در جهاد اصغرست و سرباز ارتش ژاپن(و همچنین آلمان و ایتالیا) در جهاد اکبر. یکی نیروییست برای برآوردن پیروزیِ زمینی دیگری در صدد رسیدن به کمال و تعالی برای خود ، کشور و مردمش.