کتاب فایده گرایی

Utilitarianism
کد کتاب : 11050
مترجم :
شابک : 978-9641850809
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 262
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1861
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 11
زودترین زمان ارسال : 27 مرداد

معرفی کتاب فایده گرایی اثر جان استوارت میل

فیلسوف انگلیسی "جان استوارت میل" در کتاب "فایده گرایی" با نگاه یک محقق و دانشمند به نظریه اخلاق نزدیک شد. "میل" با پیش فرض ارائه شده توسط "جرمی بنتام" ، کار خود را تحت روش علمی و پژوهش عمیق و دقیقی آغاز کرد. "میل" "فایده گرایی" را بر اساس "اصل بزرگترین خوشبختی" فرموله کرد. بر اساس این اصل ، فقط کاری اخلاقی است که در مسیر انجام آن، بیشترین میزان خوشبختی به بیشترین تعداد افراد برسد. این کار نشان می دهد که چطور "میل" اشکال بالاتر و پایین تر شادی و همچنین تأکید بر اهمیت داشتن دیدگاه عینی هنگام تعیین وضعیت اخلاقی یک رویداد را تعریف می کند. برای هر کسی که به تحقیقات اخلاقی علاقه مند است "فایده گرایی" یک خوانش ضروری به حساب می آید.
"جان استوارت میل" بسیاری از عناصر "فایده گرایی" خود را از "جرمی بنتام" ، اصلاح گر اجتماعی و حقوقدان قرن نوزدهم گرفت. "میل" مانند "بنتام" معتقد بود که خوشبختی (یا لذت ، که هم "بنتام" و هم "میل" آن را برابر با خوشبختی می دانند) تنها کاری است که بشر انجام می دهد و باید بخاطر خود، در طلب آن باشد. از آنجا که خوشبختی تنها حسن ذاتی است و از آنجا که خوشبختی بیشتر به کمتر ارجح است ، هدف از زندگی اخلاقی، به حداکثر رساندن خوشبختی است. این همان چیزی است که "بنتام" و "میل" "اصل مطلوبیت" یا "اصل بزرگترین خوشبختی" می نامند. "بنتام" و "میل" هر دو این شکل از اشکال "فایده گرایی" "کلاسیک" یا "لذت گرایانه" را تأیید می کنند.
اگرچه "جان استوارت میل" در مورد بسیاری از اصول بنیادی اخلاق با "بنتام" موافق بود ، اما اختلافات عمده ای نیز داشت. به طور خاص ، "میل" سعی در شکل گیری "فایده گرایی" تصفیه شده تری داشت که با اخلاقیات عادی همخوانی بیشتری داشته و اهمیت زندگی اخلاقی، لذت های فکری ، رشد فردی ، آرمانهای عالی شخصیتی و قوانین اخلاقی متعارف را برجسته سازد.

کتاب فایده گرایی

جان استوارت میل
جان استوارت میل، زاده ی 20 می 1806 و درگذشته ی 8 می 1873، فیلسوفی انگلیسی بود. میل برای مدتی طولانی، کارمند کمپانی هند شرقی بود و مدتی هم ریاست آن را بر عهده داشت. او در دهه ی 1860 نماینده ی مجلس عوام در پارلمان بریتانیا شد و به دفاع از سیاست لیبرال در مسائل قانون گذاری و آموزشی همت نهاد. نوشته های سیاسی میل درباره ی مسائل مربوط به حقوق و آزادی سیاسی، حکومت پارلمانی و جایگاه زنان در جامعه بوده است. او گذشته از آن که نویسنده بود و در زمینه ی منطق، شناخت شناسی، اخلاق و اقتصاد کار می کرد، در عرص...
نکوداشت های کتاب فایده گرایی
Adding the selections from the Speech on Capital Punishment is an excellent idea.
افزودن گزیده های سخنرانی درباره مجازات های سرمایه ای ایده بسیار خوبی است.
Mark Migotti, University of Calgary

قسمت هایی از کتاب فایده گرایی (لذت متن)
در میان شاخه های دانش بشری، موارد اندکی وجود دارد که در آن ها فاصله وضعیت فعلی دانش، نسبت به جایگاهی که انتظار می رفته است اینک در آن باشند، بیشتر از علم اخلاق باشد؛ از میان تمامی حوزه هایی که در آن ها، بحث نظری درباره مهمترین موضوعات، کند و کم پیش رفته است، کمتر چیزی قابل قیاس با پیشرفت اندکی است که در مجادلات مربوط به معیار درست و نادرست [ یا خیر و شر اخلاقی ] صورت گرفته است. از آغاز پیدایش فلسفه، پرسش از خیر مطلق ( ۶) یا همان بنیاد اخلاق، مسئله اصلی مباحث نظری محسوب می شده است؛ و درخشان ترین ذهن ها را به خود مشغول می داشته، و آن ها را به فرقه ها و مکاتب مختلف تقسیم می کرده، و مشاجرات پرحرارتی میان آنان درمی انداخته است. هنوز هم پس از دو هزارسال، همان بحث ها ادامه دارد، و فلاسفه کماکان زیر همان عناوین متعارض دسته بندی می شوند؛ نه متفکران و نه عموم مردم، امروز به یک اجماع در باب مبنای اخلاق نزدیکتر از زمانی نشده اند که سقراط جوان به پروتاگوراس پیر گوش می سپرد، و از نظریه فایده گرایی در مقابل اخلاق عامه پسند سوفیستی دفاع می کرد. ( البته با این فرض که دیالوگ مربوط به این موضوع در کتاب افلاطون، از واقعیتی برخوردار بوده باشد. ) این البته درست است که ابهام و عدم قطعیت مشابهی، و در بعضی موارد اختلاف نظرهایی از این دست، در مورد اصول اولیه علوم، حتی در مورد ریاضیات که قطعی ترین علوم انگاشته می شود، نیز وجود دارد؛ اما آن ابهام و اختلاف آسیب چندانی، یا اصلا هیچ آسیبی، متوجه اعتماد پذیری نتایج آن علوم نمی کند. در این جا با یک بی قاعدگی آشکار مواجهیم آموزه های تفصیلی یک علم معمولا از اصول اولیه آن استنتاج نمی شود و حتی از نظر استدلالی هم به آن وابسته نیست. اگر چنین نبود [ یعنی اگر وضوح و قطعیت نتایج یک علم به وضوح و قطعیت اصول اولیه آن وابسته بود ] هیچ علمی مشکوک تر یا نتایجش سست تر از جبر نبود؛ علمی که هیچ یک از قطعیت هایش، از آنچه که به عنوان مقدمات آن به شاگردان آموخته می شود، بیرون نمی آید؛ زیرا چنان که بعضی از معتبرترین اساتید آن گفته اند، مقدمات علم جبر همان قدر درآمیخته با افسانه است که قانون انگلیسی، و همان قدر اسرارآمیز است که الهیات.