مترجم دردها

Interpreter of Maladies

  • قیمت : ۱۷,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب مترجم دردها اثر جومپا لاهیری

کتاب مترجم دردها، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی جومپا لاهیری است که نخستین بار در سال 1999 به چاپ رسید. کاراکترهای این مجموعه از داستان های جذاب و تأثیرگذار از لاهیری، با قدم گذاشتن روی مرز میان سنت های هندیِ به ارث گذاشته شده و سرگشتگی های دنیای مدرن، به دنبال عشقی ورای محدودیت های فرهنگی و زمان هستند. در یکی از داستان های این اثر فوق العاده موفق، زوجی هندی-آمریکایی باید با غم از دست دادن فرزندشان مواجه شوند در حالی که به خاطر قطع شدن برق، محل زندگی شان در بوستون در تاریکی فرو رفته است؛ در داستانی دیگر، مترجمی که در حال نشان دادن مناطقی از هند به خانواده ای آمریکایی است، با اعترافات حیرت انگیزی رو به رو می شود. جومپا لاهیری با بینش فرهنگی کم نظیر و مهارت های منحصر به فرد خود در داستان سرایی، مجموعه ای را خلق کرده که به این راحتی ها از ذهن مخاطب پاک نخواهد شد.

کتاب مترجم دردها


ویژگی ها کتاب مترجم دردها

فهرست برترین آثار نویسندگان زن

برنده ی جایزه ی پولیتزر سال 2000

برنده ی جایزه ی بنیاد پن-همینگوی سال 2000

مشخصات کتاب مترجم دردها
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-93333-3-5
تعداد صفحه :224
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1999
سری چاپ :12
بیشتر بخوانید

تمام جزئیات عصیان یک مهاجر

جومپا لاهیری زن خوش فکر شرقی که اصالتاً بنگالی است، حتماً قصه گویی را از مادر قصه گویش شهرزاد به ارث برده است که این چنین شیرین و پرکشش داستان می نویسد.

نکوداشت های کتاب مترجم دردها
Each story of this collection offers something special.
هر داستان از این مجموعه، چیز ویژه ای برای ارائه دارد.
 USA Today USA Today

With a gift for illuminating the full meaning of brief relationships with lovers, family, friends.
با موهبتی برای روشن ساختن معنای کامل روابط کوتاه عشاق، خانواده و دوستان.
Time Out New York

Storytelling of surpassing kindness and skill.
داستان سرایی با شفقت و مهارتی خارق العاده.
  San Francisco Chronicle San Francisco Chronicle

بخش هایی از کتاب مترجم دردها (لذت متن)
اطلاعیه می گفت موضوع موقت است: برقشان پنج شب، شبی یک ساعت قطع می شود؛ از ساعت هشت. در برف و بوران اخیر یکی از سیم های برق قطع شده بود و کارگردان بنا داشتند این شب ها که هوا گرم تر بود سیم را وصل کنند. خاموشی محدود به خانه های این خیابان ساکت پر دار و درخت می شد که با ایستگاه تراموا و ردیف مغازه های نماآجری چند قدم بیشتر فاصله نداشتند؛ و شبا و شوکمار سه سال بود در همین خیابان زندگی می کردند. شبا اطلاعیه را با صدای بلند و بیشتر برای خودش تا شوکمار خواند. گفت: چه خوب که قبلش خبر دادند. بعد رفت طرف آشپزخانه و بند کیف چرمی را که از جزوه هایش باد کرده بود از روی شانه سر داد و انداخت وسط هال. شلوار گرمکن خاکستری پوشیده بود با بارانی سرمه ای و کفش کتانی سفید. سر سی و سه سالگی شکل و قیافه ی زن هایی را پیدا کرده بود که یک موقع ادعا می کرد محال است عین آن ها لباس بپوشد.

هنوز، گاهی پیش می آید که هر مایلی که آمده ام، هر غذایی که خورده ام، هر کسی که شناخته ام و هر اتاقی که در آن خوابیده ام، مرا شگفت زده کند. هر چقدر هم که همه ی این ها معمولی به نظر آید، گاهی اوقات ورای تصور من است.

جذاب یعنی عشق ورزیدن به کسی که او را نمی شناسی.