کتاب شعر زمان ما - سهراب سپهری

Sohrab Sepehri
شعر زمان ما ۳ - به کوشش محمد حقوقی
کد کتاب : 11457
شابک : 978-9646736917
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 315
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1992
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 25
زودترین زمان ارسال : 29 شهریور

معرفی کتاب شعر زمان ما - سهراب سپهری اثر سهراب سپهری

در این مجلد از مجموعه ی "شعر زمان ما" که هر چند وقت یک بار به همت انتشارات نگاه در اختیار خوانندگان قرار می گیرد، اشعار "سهراب سپهری"، شاعر و نقاش محبوب معاصر مورد بررسی قرار گرفته و ضمن ارائه ی بهترین و موفق ترین اشعار شاعر، مسیرهایی که وی از شکوفایی قلم تا به اوج رسیدن در دنیای شاعری سپری کرد، برای خواننده تبیین می شود.
در این اثر که به کوشش "محمد حقوقی" تدوین شده، نگاهی دیگر به اشعار این شاعر نواندیش عرضه شده و به صورت یک نقدواره ی قابل تامل، به خواننده نشان می دهد که چطور با دقت بیشتری به شعر "سهراب سپهری" بنگرد و در پرتوی این نگاه دقیق و عمیق، نکاتی را ببیند که هم واقعیات مخفی در پس پرده ی اشعار را آشکار کند و هم لذت بیشتری را نصیب خواننده ی آن کند.
"محمد حقوقی" در این مجلد از "شعر زمان ما"، دوره های شعری "سهراب سپهری" را نیز مورد بررسی قرار می دهد و روند چگونگی بیان را در دوره های اول و دوم شعری او به تصویر می کشد. او همچنین به سه نوع بیان در اشعار "سهراب سپهری" اشاره می کند و با نشان دادن تفاوت های شعر سهراب با شعر شاملو و نیما، وجه تمایز اشعار او را مشخص می کند. نویسنده با پرداختن به مفهوم ادراک، که یک مفهوم کلیدی در جهان بینی شاعر است، بسامد شعری او را آشکار می سازد و تاثیر پذیری های سهراب را با بررسی عناصر مختلف در اشعارش، نشان می دهد. رسالت مجموعه ی "شعر زمان ما" ارائه ی نگاهی جدید به شعر است که علاوه بر آن با معرفی شاعر، درک خواننده را نسبت به او نیز اعتلا می بخشد.

کتاب شعر زمان ما - سهراب سپهری

سهراب سپهری
سهراب سپهری (۱۵ یا ۱۴ مهر ۱۳۰۷ کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌است.
قسمت هایی از کتاب شعر زمان ما - سهراب سپهری (لذت متن)
نزدیک تو می آیم، بوی بیابان می شنوم: به تو می رسم، تنها می شوم کنار تو تنهاتر شدم. از تو تا اوج تو، زندگی من گسترده است از من تا من، تو گسترده ای با تو برخوردم، به راز پرستش پیوستم از تو براه افتادم، به جلوه رنج رسیدم و با این همه ای شفاف مرا راهی از تو بدر نیست زمین باران را صدا می زند، من تو را

من ندانم که چرا می گویند، اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست و چرا در قعس هیچ کسی کرکس نیست؟ گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟ چشم ها را باید شست ... جور دیگر باید دید چتر ها را باید بست... زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید دید، عشق را زیر باران باید جست، با همه مردم شهر زیر باران باید رفت