مسئلهی اصلی در فلسفهی اخلاق در نظر «نیچه»، به مسئلهی «خیر و شر» یا «نیک و بد» مربوط است.
«نیچه» در سراسر مسیر حرفهای خود، به کاوش در مفهوم «اراده به قدرت» پرداخت و در مقاطع مختلف، آن را به عنوان اصل یا قاعدهای روانشناختی، زیستشناختی و متافیزیکی دستهبندی کرد.
آثاری که شروع کننده ی مسیرهای حرفه ایِ درخشانی بودند و در برخی موارد، یک شَبه خالق خود را به شهرت رسانده اند.
بسیاری از افراد اعتقاد دارند که برای شروع درک نگرش های گاها متضاد «فردریش نیچه»، مخاطبین باید آثار او را از ابتدا تا انتها به ترتیب زمان انتشار مطالعه کنند
مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد
اومبرتو اکو به عنوان یک نشانه شناس تلاش می کرد تا فرهنگ های مختلف را از طریق بررسی نشانه ها و نمادهای آن ها تفسیر کند
بینش هایی به یاد ماندنی درباره ی جذابیت های «اگزیستانسیالیسم»
میراث جادوانه ی «میشل فوکو»، روشی است که از طریق آن به تاریخ می نگریم.
هایدگر در طول دوران حرفه ای خود، تلاش کرد به ما کمک کند که زندگی عاقلانه تری داشته باشیم.
نیچه معتقد بود که اصلی ترین کارکرد فلسفه، آموختن یک چیز به انسان است: «چگونه به آن کسی که هستیم، تبدیل شویم.»
این کتاب خوندن داره!☫