در پایان کتاب یه بارکدی هست که با اسکنِ اون فایل پیدیافی دانلود میشه که شامل پاورقیهای کتابه. از اونجایی که کتاب به وقایع و شخصیتهای زیادی اشاره میکنه که برای خوانندهی ایرانی ناشناساند، توی هر صفحه تقریبا سهچهارتا پاورقیه و اینطوری شما باید حین خوندنِ کتاب، چه توی مترو یا خونه، همیشه باید موبایلتون دمِ دستتون باشه. استدلال نشر بیدگل هم اینه که اینطوری از هزینههای چاپ کتاب کم کرده. این در حالیه که در پایان کتاب یه فهرست طولانی از تلفظ نامها و یه مصاحبه از آنی ارنو دربارهی کتابهایی که خیلیهاشون ترجمه نشدن، روی کاغذ چاپ شده. سؤالم از نشر محترم بیدگل اینه که چرا با این کجسلیقگیشون تجربهی خوندن این کتاب جذاب رو برامون ناخوشایند کردن و آیا بهتر نبود به جای مصاحبه و فهرست نامها، همون پاورقیها رو در انتها چاپ میکردن؟
یکی از بهترین اتوبیوگرافیهایی که خوندم. ترجمه نشر بیدگل عالی و روان بود.
کتابی که سراسر رنج است. رنج ، رنج زنانه در گذار از زمانهای خطرناک که به نظر میرسد هنوز هم ادامه دارد!
البته در بستر این خاطرات تحولات فردی ، فرهنگی و اجتماعی را نیز به نمایش میگذارد
یک کتاب خوب.گویا نویسنده در قالب تماشای عکسهایی از گذشتهی خودش، این گذشته رو روایت میکنه.کتاب با نثر روان ترجمه شده و برای من جذاب ، گیرا و نوستالژیک بود.