نمایشنامهی «داستان داروتیا» اثر جفری بیورز یکی از سه بخش مجموعهای است که او با عنوان «سهگانهی میدلمارچ» برای صحنه تنظیم کرده و اقتباسی است از رمان کلاسیک «میدلمارچ» نوشتهی جورج الیوت. برخلاف بسیاری از اقتباسهای نمایشی که تلاش میکنند کل یک رمان بلند را در یک اجرا فشرده کنند، بیورز مسیر دیگری را انتخاب کرده است: او خطوط داستانی اصلی رمان را از هم جدا کرده و برای هرکدام نمایشنامهای مستقل نوشته که همراه با دو بخش دیگر مجموعه، یعنی «داستان دکتر» و «داستان فرد و مری»، تصویری کاملتر از دنیای میدلمارچ میسازد. این نمایشنامه نخستینبار در سال ۲۰۱۳ در تئاتر Orange Tree در ریچموند روی صحنه رفت و محور آن، برخلاف نامش که ممکن است تصور یک اثر ساده را ایجاد کند، پرسشی جدی دربارهی آرمان، ازدواج و جایگاه زنان است. در مرکز روایت، داروتیا بروک قرار دارد؛ زنی جوان، باهوش و آرمانگرا که در جامعهی شهرستانی میدلمارچ زندگی میکند و بر خلاف اغلب زنان اطرافش، به دنبال چیزی فراتر از ازدواج معمول و زندگی اجتماعی متعارف است. او در جستوجوی معنا و دانش، تصور میکند کشیش کازابون که مردی مسنتر و اهل مطالعه است میتواند همراه فکری مناسبی برایش باشد؛ برداشتی که او را به ازدواج با او میکشاند. همین انتخاب، هستهی اصلی نمایشنامه را شکل میدهد؛ چراکه پس از ازدواج، فاصلهی میان تصویری که داروتیا از همسرش ساخته بود و شخصیت واقعی او رفتهرفته آشکار میشود. کازابون بهجای همراهی فکری که داروتیا انتظارش را داشت، شخصیتی خودمحور، ناامن و بسته از خود نشان میدهد و رابطهای که قرار بود به زندگی داروتیا عمق ببخشد، در عمل به مسیری محدودکننده تبدیل میشود. پیچیدگی داستان زمانی افزایش مییابد که ویل لادسلاو، خویشاوند جوان کازابون، وارد زندگی داروتیا میشود. ویل از نظر روحیه دقیقا نقطهی مقابل کازابون است؛ جوان، پرشور و آزاداندیش و همین تفاوت باعث میشود میان او و داروتیا نوعی نزدیکی فکری و عاطفی شکل بگیرد، نزدیکیای که کازابون آن را تهدیدی برای ازدواجش میبیند. از این نقطه به بعد نمایشنامه دیگر صرفا دربارهی یک مثلث عاشقانه نیست؛ بلکه به مسئلهای گستردهتر دربارهی اعتماد، مالکیت عاطفی و حق انتخاب یک زن در جامعهای بدل میشود که دامنهی گزینههای او را از پیش محدود کرده است. داروتیا در این میان تنها با یک ازدواج ناموفق روبهرو نیست؛ او در برابر ساختاری اجتماعی قرار دارد که آرمانگرایی فردیاش را برنمیتابد و همین تنش میان خواستههای درونی و محدودیتهای بیرونی، بخش عمدهی جذابیت شخصیت او را میسازد. بیورز شیوهای بهکار برده که با متن اصلی الیوت تفاوت دارد؛ در این اقتباس بازیگران گاهی خودشان نقش راوی را هم بر عهده میگیرند و بخشی از آنچه در رمان از زبان راوی دانای کل بیان میشد، مستقیم به تماشاگر منتقل میشود. این انتخاب باعث میشود بخشی از نگاه کنایهآمیز و ظریف جورج الیوت به شخصیتها نیز در نسخهی نمایشی حفظ بماند.
درباره جفری بیورز
جفری بیورز بازیگر و نویسنده انگلیسی متولد سال 1941 میباشد.