مجموعه مقالاتی هوشمندانه با نوشتاری زیبا ... ترکیبی از تحلیل های برانگیزاننده با بافتی از زندگی روزمره.
روایتی ارزشمند از فرسودگی جمعی روحی در اثر از زندگی روزمره در یک کشور اروپای شرقی.
نه تنها نخستین انتقاد شدید فمینیستی از کمونیسم ، بلکه این نخستین نگاه ما به زندگی واقعی مردم در اروپای شرقی قبل از انقلاب است. دنیای من دو برابر بزرگتر شده است.
می فهمم که من فقط کلماتی دارم و این که هر از گاهی ، وقتی آنها را در آغوش می گیرم ، تنهایی کمتری دارم.
هر فضای عمومی مانند یک بیلبورد است ، با پیام هایی از ناخودآگاه جمعی ملت. در آنجا می توان انفعال ، بی تفاوتی همراه با خشم ، ترس ، استانداردهای دوگانه ، براندازی ، اقتصاد بد ، تعریفی پیچیده از خود «عمومی».
خواندن زندگینامه افراد موفق و حتی افراد غیر موفق برای همه ما لازم است. اما واقعا چه فایده مهمی برای ما دارد؟
چیزی که به یاد میآورم دوران فقر و محرومیت بود،دورانی که از آن فقر به نظر وحشتناک نمیآمد فقط به دلیل اینکه تقریباً همگانی بود،ان را عادلانه میدانستیم،اما وحشتناکتر این بود که نمیدانستیم که چیز بهتری هم وجود دارد. همین که این را فهمیدیم،و کم کم دلمان خواست دستمال توالتهای بهتری داشته باشیم،کمونیسم محکوم به فنا شد
این کتاب بی نظیره
بهترین ترجمه برای کتاب کمونیست رفت و ما ماندیم کدوم ترجمه س؟
عالی
کتاب چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم رو خوندم؛ ترجمه خیلی خوبی داشت
کتاب چطور از کمونیسم جان به در بردیم و حتی خندیدیم رو خوندم؛ ترجمه خیلی خوبی داشت
مجموعه ای از روایتهای کوتاهه اگه میخوای حس کنی و بفهمی تو کشور کمونیستی لباس چجوریه؟ پست چجوریه؟ بانک؟ صف؟ مدارس ؟ و ... این کتاب تصویر خوبی میده من دوسش داشتم ولی خب کم بود
این کتاب واقعا زیباست، هر چه بیشتر بخونین، بیشتر متوجه میشین که انگار اکثر رهبرهای حکومتهای دیکتاتوری یک چک لیست دارن و از روی اون حکومتشون رو جلو میبرن!
اونجا که میگه پیرمرد کارگر تو بخارست موز رو برای اولین بار تو عمرش میخوره و با پوست میخوره چون نمیدونسته باید پوست کند یاد بچگی خودم تو دوران جنگ افتادم که موز نبود و گاهی مادر بزرگ یا پدر بزرگی از سفر حج موز میآورد که اون هم بین نوه نتیجهها تقسیم میشد و شانس آوردم یکبار یک موز کوچک و سیاه شده گیر ما آمد با طعمی که دیگه از طعم موز برگشته بود ...
خیلی کتاب جذابی بود! اگر به بحث کمونیسم و اون برهه تاریخی علاقه دارید واقعا انتخاب خوبیه
ترجمه بسیار خوبی بود ، به کسانی که علاقه دارن درباره چگونگی فروپاشی کمونیسم به زبان ساده مطالعه داشته باشند به شدت توصیه میکنم
ترجمه رویا رضوانی عالیه . کتاب زندگی در کشوری در اروپای شرقی تحت سلطه حکومت کمونیستی را از دید زنان به زبان ساده روایت میکنه . بعضی جاها کامنت هایی رو دیدم که به زبان سخت کتاب ایراد گرفتند ولی فکر میکنم به عنوان یک مخاطب معمولی با سطح اطلاعات نه چندان بالا (که خودم هم هستم ) میشه با کتاب ارتباط برقرار کرد و نهایتا بعضی اصطلاحات رو میشه جست و جو کرد
نشر ستاک کاغذاش سفیده ( گفتم برای اونایی که نوع کاغذ براشون مهمه )
فوق العاده است این کتاب
چی بخونم کمونیسم رفت و صِدام رفته دیگه . گُل یخ روی درخت جوونه کرده
کاش ی فکری به حال صنعت نشر این مملکت بشه این همه افزایش قیمت ظرف یک سال واقعا قشر کتابخون رو از خرید و مطالعه پشیمون میکنه
کمونیسم رفت و الیگارشی آمد
کمونیسم انحطاطی خودش یه مدل از الیگارشی بود
چقدر دلم برای مردمانی که دوره حکومت کمونیستی زندگی میکردند سوخت لعنت به اون تفکر سیاه و تاریک
دلت برا خودمون بسوزه زینب جان.شباهتهای زیادی داریم با مردمان اون دوره :)
بهار آقا البته همین که این کتاب مجوز انتشار داره نشون میده وضعیت متفاوته از این دست کتابها الان زیاده و همه هم میدونن چرا بعضی ناشران اینقدر روی این کتابها مانور میدن
چرا مانور میدن؟
دیگه برای چاپ جدید هم مجوز نگرفته:)
با وجود همه این خاطرات و واقعیتهای زندگی در شوروی کمونیست، این همه کتاب خوب مثل مجمع الجزایر گولاگ و زمان دست دوم، در کمال تعجب و ناباوری هنوز هم کسانی هستن که از این حکومت جانبداری میکنن و حتی اون رو عالی و مدینه فاضله میدونن، واقعا درست میگن که کمونیسم افیون روشنفکران است. (کتاب افیون روشنفکران اثر رمون آرون)
وقتی این کتاب رو میخونی با زندگیت تو ایران همذات پنداری میکنی. نکته ش اینه نشون میده وقتی فردیت آدمها در سایه ایدئولوژی محو و نابود میشه چطور حتی جزئیات پیش پا افتاده هم آزارت میدن و همش به سیاست وصل میشی.