کتاب سفر درونی

Journey Within
کد کتاب : 13640
مترجم :
شابک : 978-9644480423
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 352
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1942
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : 14 تیر

معرفی کتاب سفر درونی اثر رومن رولان

. رومن رولان درام نویس ، رمان نویس ، مقاله نویس ، مورخ هنر و عارف فرانسوی بود که در سال 1915 به عنوان ادای احترام به آرمان گرایی والای او و نیزبه همدلی و عشق او به حقیقت که او با آن انواع مختلفی از انسانها را توصیف کرده است جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. وی از حامیان اصلی استالین در فرانسه بود و همچنین به دلیل مکاتبات و تأثیرش بر زیگموند فروید نیز مورد توجه قرار گرفته است.سفر درونی را می توان خودزندگینامه ی روحانی و معنوی رومن رولان این نویسنده ی مطرح و صاحب نام فرانسوی دانست. چیزی شبیه دفتر خاطراتی که رولان در آن به نوشتن اندیشه ها و ثبت کردن تجربه هایش پرداخته است. این کتاب حاوی تفکرات رولان و تجربیاتی که از سرگذرانده است با زبانی شاعرانه است. سفری درونی ، سفری به درون اعماق اندیشه ها، افکار و احساسات رولان است. این کتاب سرشار است از توصیفات نابی از پدیده ها و تجربه های نویسنده. نویسنده ای که در تلاش است معنای زندگی را بفهمد. در ابتدا رولان قصد داشت این کتاب تنها پس از مرگش منتشر شود اما در سال 1942 به دلیل مشکلات مالی ای که پیدا کرده بود مجبور به چاپ آن شد.

کتاب سفر درونی

رومن رولان
رومن رولان، زاده ی ۲۶ ژانویه ۱۸۶۶، درگذشته ی ۳۰ دسامبر ۱۹۴۴، نویسنده ی فرانسوی بود. او در سال ۱۸۶۶ در شهر کلامسی، در ایالت بورگونی، در خانواده ی بورژوآی مرفهی به دنیا آمد.در چهارده سالگی به همراه خانواده اش برای تحصیل راهی پاریس شد. در نوجوانی با افکار باروخ اسپینوزا آشنا شد و لئو تولستوی را کشف کرد. در ۱۸۸۹ در رشته ی تاریخ ادامه تحصیل داد و در ۱۸۹۵ به رم رفت و در رشته ی هنر مدرک دکترا گرفت.او دوبار ازدواج کرد. بار اول در ۱۸۹۲ با کلوتیلد برئال که نه سال بیشتر دوام نیاورد و بار دیگر پس از سی و...
قسمت هایی از کتاب سفر درونی (لذت متن)
کتاب را هر گز کسی نمی خواند. در خلال کتابها ما خود را می خوانیم، خواه برای کشف و خواه برای بررسی خود. و آنان که دید عینی تری دارند بیشتر دچار پندارند. بزرگترین کتاب آن نیست که پیامش، بسان تلگرامی روی نوار کاغذ، در مغز نقش می بندد، بل آن که ضربه ی جانبخش وی زندگیهای دیگری را بیدار کند و آتش خود را که از همه گون درخت مایه میگیرد از یکی به دیگری سرایت دهد و، پس از آنکه اتش سوزی در گرفت، از جنگلی به جنگل دیگر خیز بردارد ...

زندگی کمان است. زه آن رویا. کجاست کماندار؟ من کمان هایی می شناسم زیبا، از چوبی نرم دست و محکم، بی هیچ گره خوردگی، خوش آهنگ و نیکو خم برداشته، به مانند ابروان خدایان. به کارشان نمی گیرند. زه هایی می شناسم آماده ارتعاش، که در خاموشی به لرزش در می آیند، همچون تارهایی که از احشاء تپنده برکنده باشند. کشیده می شوند. سر آن دارند که آهنگ سردهند. به انتظار چیستند تا سنگ سیمین نوت را پرتاب کنند و دایره هایی از امواج بر دریاچه هوا پدید آرند؟ از کشیدگی به در می آیند و هیچ کس طنین آوازشان را نخواهد دانست. تیردان خفته است. تیرها پراکنده شده اند. شست کماندار کی روی زه جای خواهد گرفت؟

در هر ادمیزاده ای دو شخص هست-دو میگویم تا ساده تر باشد _ : یکی ان که رفتارش به غریزه است، و دیگری ان که خرد راهبر اوست : یکی مردی است د ر استانه ی اگاهی و دیگری مردی که درتلاشیم تا بر زمین سست و متنازع فیه ملک خود بسازیم . این دو همیشه با هم متفاوتند