کتاب نبرد قدرت در ایران

Power struggle in Iran
چرا و چگونه روحانیت برنده شد؟
کد کتاب : 13679
شابک : 978-9641855460
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 808
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : 26 اردیبهشت

معرفی کتاب نبرد قدرت در ایران اثر محمد سمیعی

کتاب نبرد قدرت در ایران با نثری آراسته و زبانی گویا به بررسی و تحلیل تاریخی و اجتماعی ایران و روحانیت از زمان صفویان تا پیروزی انقلاب اسلامی می پردازد. در طول بحث، نیروهای سیاسی مختلف در ایران از ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، با حفظ انسجام بررسی شده است. نویسنده در مقدمه و در جای جای کتاب تأکید دارد که با نگاهی جامع و تحلیلی علمی و فارغ از نزاع های ارزشی و ایدئولوژیکی و با تکیه بر پایگاه نظری سعی در تحلیل معادلات قدرت میان نیروهای سیاسی در دوره های مختلف داشته است و می نویسد: «روشی که این کتاب ترجیح داده و در پیش گرفته، مبتنی بر تحلیل رفتار نیروها و بازیگران سیاسی بر اساس تحلیل موقعیت است. … این روش یک تحلیل واقع گرایانه است و با توجه به اینکه مبتنی بر مستندات و وضعیت های عینی است، همواره امکان نقد و بررسی بیشتر را برای محققان بعدی فراهم می آورد».

پاسخ سوالات زیادیدر خصوص تاریخ را می توان در این کتاب پیدا کرد. از میان همه ی نیروهای سیاسی ایران، از چپ گرایان گرفته تا روشنفکران لیبرال، همای قدرت به ناگاه بر شانه ی روحانیت نشست؛ اما چرا و چگونه؟ چه منطقی بر اذهان ایرانیان حاکم بود و چه شد که آنان با پشت کردن به مظاهر نوگرایی، «جمهوری اسلامی» را ترجیح دادند؟ چرا جامعه ی ایرانی راهی برخلاف سکولاریسم، موج غالب جهانی، در پیش گرفت؟ چرا مردم ایران از میان همه ی مخالفان رژیم پهلوی، که در میان آنان سیاست مداران کارکشته، متخصصان برجسته و مبارزان باصداقت و وطن پرست از چپ و راست بودند، روحانیان و نظام پیشنهادی آنان را برگزیدند؟ و سرانجام این که نبرد قدرت در این سرزمین به چه سویی خواهد رفت؟ .

کتاب نبرد قدرت در ایران

محمد سمیعی
دکتر محمد سمیعی متولد سال 1343 ،دانشیاردانشكده مطالعات جهان دانسگاه تهران می باشد. او دارای مدرک كارشناسي حقوق از دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۱ ،كارشناسي ارشد اطلاع‌رساني از دانشگاه تربيت مدرس در سال ۱۳۷۸ و دكتري علوم سياسي از دانشگاه وستمينستر لندن در سال ۱۳۸۸ می باشد.
قسمت هایی از کتاب نبرد قدرت در ایران (لذت متن)
«کوروش! شاه بزرگ! شاه شاهان! آزادمرد آزادمردان و قهرمان تاریخ ایران و جهان! آسوده بخواب، زیرا که ما بیداریم و همواره بیدار خواهیم بود!» در بیستم مهرماه ۱۳۵۰، در کنار آرامگاه کوروش کبیر، پرچم های برافراشتهٔ سه رنگ ایران در اهتزاز بود و محمدرضا شاه پهلوی درحالی که یونیفرم پرزرق و برق نظامی خود را بر تن داشت، در مقابل میهمانان بلندپایهٔ خارجی با صدایی رسا کلمات بالا را ادا می کرد. او به نیای شاهان ایران با غرور و افتخار خبر داد که «پرچم شاهنشاهی ایران پیروزمندانه در اهتزاز است؛» سپس با اطمینان به نفسی کم نظیر اضافه کرد: «سوگند یاد می کنیم که بزرگی و سربلندی این سرزمین را به عنوان ودیعه ای مقدّس که گذشتگان ما به ما سپرده اند، با اراده ای پولادین حفظ خواهیم کرد، و این کشور را سربلندتر و پیروزتر از همیشه به آیندگان خویش خواهیم سپرد…»