جای خالی سلوچ

Missing Soluch

  • قیمت : ۴۵,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۳۶,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود

معرفی کتاب جای خالی سلوچ اثر محمود دولت آبادی

کتاب جای خالی سلوچ، رمانی نوشته ی محمود دولت آبادی است که اولین بار در سال 1979 انتشار یافت. این رمان فوق العاده زیبا و شکوهمند که بدون تردید در زمره ی مهمترین آثار در ادبیات مدرن ایران قرار می گیرد، به تلاش ها و سختی های بی پایان زنی فقیر می پردازد که پس از ناپدید شدن ناگهانی و بدون توضیح همسرش سلوچ، به همراه فرزندانش در روستایی دورافتاده در ایران زندگی می کنند. این کتاب با نثر شاعرانه و در عین حال بی پرده ی دولت آبادی، فراز و نشیب های زندگی شخصیتی را روایت می کند که مجبور است با تمام توان، با فساد سیاسی، استبداد و فقر موجود در دنیای پیرامون خود دست و پنجه نرم کند. این زن، هم عاشق سلوچ است و هم به خاطر غیبت ناگهانی شوهرش، از او بسیار عصبانی است. کتاب جای خالی سلوچ، با هنر و زیبایی هر چه تمام تر، جامعه ای را به تصویر می کشد که میان گذشته و آینده گیر افتاده است؛ گذشته و آینده ای که توسط بی عدالتی و زورگویی، گروگان گرفته شده اند.

کتاب جای خالی سلوچ


ویژگی ها کتاب جای خالی سلوچ

جزء فهرست برترین آثار داستانی ایران

از پرفروش ترین کتاب های ایران

مشخصات کتاب جای خالی سلوچ
نوع جلد :گالینگور
قطع :رقعی
شابک :978-964-6194-26-7
سال انتشار شمسی :1397
تعداد صفحه :410
سری چاپ :33
نکوداشت های کتاب جای خالی سلوچ
It revolutionized Persian literature in its beautiful and daring portrayal of the life of a woman.
این رمان با ارائه ی تصویری زیبا و جسورانه از زندگی یک زن، ادبیات ایران را منقلب کرد.
Goodreads

A starkly beautiful novel.
رمانی فوق العاده زیبا.
Barnes & Noble

An outstanding achievement.
دستاوردی خارق العاده.
Der Spiegel

بخش هایی از کتاب جای خالی سلوچ (لذت متن)
آدم درد را از یاد می برد، اما خطر نزول درد را هرگز!

زخمی اگر بر قلب بنشیند، تو، نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی، و نه می توانی قلبت را دور بیاندازی. زخم تکه ای از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست. زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیاندازی. قلبت را چگونه دور می اندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند.

آیا باور کردنی است که زمین و زمان در یک آن بایستد؟ نه! بازتاب پندار، گاه در آدمیزاد این وهم را ایجاد می کند. و این همان دمی است که پیوند تو با دنیا به سر مویی بسته است. تا جدا شدن، دمی باقی است! این است که در اوج گداختن، احساس سکون داری. سکون تمام. اما زمان نایستاده است.