ماتا هاری

جاسوس
The Spy

  • قیمت : ۱۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: کتاب نغمهکتاب نغمه
مترجم: پاکانه نصیری

معرفی کتاب ماتا هاری اثر پائولو کوئیلو

کتاب ماتا هاری، رمانی نوشته ی پائولو کوئیلو است که اولین بار در سال 2016 منتشر شد. کوئیلو در این رمان به یاد ماندنی، به یکی از اسرارآمیزترین زنان تاریخ، زندگی می بخشد: ماتا هاری. زمانی که ماتا هاری به پاریس رسید، آه در بساط نداشت اما فقط در طول چند ماه، به مشهورترین و تحسین شده ترین زن شهر تبدیل شد. او به عنوان یک رقاص، برای مخاطبین شوکه کننده و تماشایی بود و با ثروتمندترین و قدرتمندترین مردان رابطه داشت. اما همزمان با شعله ور شدن آتش جنگ، سبک زندگی ماتا هاری باعث شد که او مورد سوءظن و اتهام قرار گیرد. ماتا هاری در سال 1917 در اتاق هتل محل اقامت خود دستگیر و به جاسوسی متهم شد. رمان ماتا هاری، داستان فراموش نشدنی زنی است که جرأت کرد قواعد را بشکند و با تاوان آن هم مواجه شود.

کتاب ماتا هاری


ویژگی های کتاب ماتا هاری

پائولو کوئیلو از پرفروش ترین نویسندگان برزیلی

مشخصات کتاب ماتا هاری
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-5873-27-6
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2016
تعداد صفحه :200
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب ماتا هاری
Coelho's striking novel.
رمان برجسته ی کوئیلو.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A masterful novel.
رمانی استادانه.
Bookpage Bookpage

بخش هایی از کتاب ماتا هاری (لذت متن)
دلم می خواست همه چیز را بداند. او هم همان جا نشست و در سکوت به حرف هایم گوش داد. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که من به هیچ وجه آنچه فکر می کردم، نبودم. احساس می کردم در گودالی سیاه غرق شده ام و ناگهان در آن حال که زخم ها و جراحاتم را دیدم، احساس کردم قوی تر شده ام. اشک هایم از چشمانم جاری نمی شد بلکه از جایی عمیق تر و تیره تر، از جایی در قلبم، جاری می شد.

اشک هایم برایم داستانی را تعریف می کردند که حتی نمی توانستم آن را بفهمم. من سوار بر قایقی بودم که در تاریکی از مسیری عبور می کرد، جایی دور از افق ، اما در آن تاریکی پرتوهای نور فانوس دریایی مرا به خشکی هدایت می کرد. می دانستم خشکی کجاست، فقط کافی بود دریای خروشان را بگذرانم، فقط کافی بود دیر نکنم و به موقع به ساحل برسم. قبلا هرگز این اتفاق برایم نیفتاده بود. فکر می کردم حرف زدن درباره ی آنچه روحم را می آزارد، باعث می شود احساس ضعف و ناتوانی کنم اما حالا کاملا برعکس شده بود، اشک هایم مرا التیام می داد. من اشک می ریختم و ماسه ها را در مشتم می فشردم. دست هایم زخمی شده بود اما من دردی را احساس نمی کردم. داشتم شفا می یافتم. حالا می فهمیدم چرا کاتولیک ها اعتراف می کنند. با اینکه می دانند کشیش از گناهشان مطلع می شود ولی برایشان مهم نیست.

خاطرات همیشه برنده اند... آن ها به ما حسی بسیار دردناک تر از مالیخولیا می دهند؛ حس افسوس و پشیمانی...