کتاب پطرزبورگ

Petersburg

مشخصات کتاب پطرزبورگ
مترجم :
شابک : 978-9642134298
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 536
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1913
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 22 آبان

Petersburg

مشخصات کتاب پترزبورگ
مترجم :
شابک : 978-6004054911
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 650
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1913
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 23 آبان

معرفی کتاب پطرزبورگ اثر آندری بیه لی

«پترزبورگ» دربرگیرنده رمانی است که داستانش در مقطع زمانی اواخر قرن نوزدهم و استیلا و اختناق روسیه تزاری می گذرد. سنت های ارتجاعی و ضدعقل جاری در جامعه و تلاش بیهوده برای حرکت به سمت توسعه از جمله مفاهیمی است که نویسنده در این کتاب به آن ها پرداخته است.

ولادیمیر ناباکف نویسنده برجسته ادبیات روسیه، چهار رمان را به عنوان برجسته ترین شاهکارهای منثور قرن بیستم معرفی کرده است: «در جست وجوی زمان از دست رفته» نوشته مارسل پروست، «مسخ» نوشته کافکا، «اولیس» نوشته جیمز جویس و «پطرزبورگ» اثر بیه لی. نویسنده رمان «پطرزبورگ» در این کتاب، فضای شگفت انگیزی از روسیه سال ۱۹۰۵ را خلق؛ و درباره هویت ملی هم پرسش هایی مطرح کرده است. آندری بیه لی با خلق فضایی وهم آلود، در شهری که پایه هایش بر آب بنا شده و اقلیمی مه آلود دارد، به شخصیت اصلی رمانش بدل شده است. در «پطرزبورگ» گویی هیچ چیز قطعیت ندارد و همه چیز سیال است. این نویسنده با کتاب پیش رو به این افسانه که پطرزبورگ شهر اشباح و سایه هاست، مهر تائید زده است.

کتاب پطرزبورگ

قسمت هایی از کتاب پطرزبورگ (لذت متن)
پاسی از روز گذشته بود که فرشته پری مرحمت فرموده و از قعر بالش ها چشم های کوچولوی معصومش را گشود؛ اما چشم های کوچولویش هم می آمدند؛ مرحمت فرموده بر آن شد کمی بیشتر در حالت خواب آلودگی بماند؛ فوج فوج چیزهای فهم ناپذیر و بی قرار و اشارت های نیم فهمیده زیر شکن درشکن گیسوانش برمی آمدند: نخستین فکری که به ذهنش خطور کرد فکر شب نشینی آن شب بود: واقعا قرار بود آنجا چه پیش بیاید! اما در تکاپوی پروراندن این فکر، چشم های کوچولویش هم می آمدند؛ و احساسات بی قرار و اشارت های نیم فهمیده باز می گشتند؛ منحصرا یک چیز برمی آمد: پمپادور، پمپادور، پمپادور! _پمپادور دیگر از کجا آمده بود؟ روحش اما این کلمه را چراغان می کرد: لباس به سبک مادام پمپادور _ تور والنسیایی، کفش های رقص نقره ای، منگوله ها! در این چند روز کلی با خیاطش سر و کله زده بود، مادام فارنوآ حاضر نبود بر سر تور بلوند کوتاه بیاید: «تور بلوند برای چی می خواهید؟» اما مگر می شد از تور بلوند چشم بپوشد؟ مادام فارنوآ اولش گفته بود: «با سلیقه من، و سلیقه شما _ چطور ممکن است به سبک مادام پمپادور از کار در نیاید!» اما سوفیا پطرونا نخواسته بود کوتاه بیاید، و مادام فارنوآ پیشنهاد کرد که پارچه را پس بگیرد.