«سورنا، هژده سال پس از اسپارتاکوس» رمانی تاریخی نوشتهی «ف. نوری» است که به زندگی سورنا یا سورن که رستم سورن نیز نامیده شده، رهبر خاندان سورن و جنگسالار ارتش شاهنشاهی اشکانی در سدهی نخست پیش از میلاد میپردازد. سورنا را بیشتر به عنوان فرماندهی میشناسند که روم را در نبرد «حران» شکست داد. تحت فرماندهی او، اشکانیان قاطعانه سپاه روم به فرماندهی کراسوس را که از نظر عددی برتر بودند، شکست دادند. نبرد حران بهعنوان یکی از مهمترین نبردها بین دولتهای ایران و روم و یکی از سنگینترین شکستها در تاریخ روم شناخته میشود. سورنا از خاندان سورن، یکی از هفت خاندان معروف دورهی اشکانی، بود که قلمرو آنها در سیستان قرار داشت. مورخان عهد باستان سورنا را سرداری قدبلند، خوشسیما با موهای بلند، خردمند، قدرتمند، جنگجو و دلاور توصیف کردهاند. براساس توصیف مورخان، بسیاری از ویژگیهای او که از سرزمین سیستان برخاسته بود با ویژگیهای رستم دستان مشترک است. به این جهت برخی از پژوهشگران او را با رستم دستان، قهرمان حماسی فردوسی در شاهنامه، یکی دانستهاند. سورنا بزرگترین سردار تاریخ ایران از دید کامیابی لشکری و توانایی راهبردی (استراتژیک) بوده است. اما نه تنها در جهان کم و بیش ناشناخته است، که حتی در کشور خودمان نیز کمتر به او پرداخته شده است. آنچه دربارهی او میدانیم به لطف تاریخنگاری دقیق دشمنان و رقیبان ماست. جنگ «حران» در ۶ مه سال ۵۳ پیش از میلاد شروع شد. ارتش ایران برای مقابله با دشمن به دو دسته تقسیم شد. ارد در راس سپاه خود به سوی ارمنستان حرکت کرد تا آرتاوازد را بهعلت خیانت به ایران و همراهی با کراسوس سر جای خود بنشاند. سورنا نیز در راس سپاهی دیگر عازم عراق شد. کراسوس بعد از مدتی حرکت در بیابانهای عراق در اطراف شهر حران اردو زد. ارتش رومیان بسیار بزرگ و مهیب بود؛ اما ترفند سورنا در استفاده از شیوه جنگی پارتیزانی برای گمراهی رومیان این بود که بخش عمدهی سپاه خود را پشت صف اول قرار دهد تا درخشندگی سلاح و جوشنهای سربازان مانع تشخیص تعداد آنها شود. سربازان سورنا خود را با ردا پوشاندند و پس از نزدیک شدن رومیان، آنها را با فریادهای وحشتآور و صدای طبلهای خود به وحشت میانداختند. ایرانیان در حالی که ارتش روم را بسیار ترسانده بودند، ناگهان رداهای خود را کنار زدند و با کلاهخود و جوشنهای فلزی همانند شعلههای بیرون آمده از آتش درخشیدند. کمانداران ایرانی بهطور ناگهانی حمله میکردند و نیروهای رومی را با آرایش مربع احاطه میکردند؛ سپس آنها را از هر طرف آماج تیرهای خود میگرفتند. آنها سواره نظام و پیادههای رومی را گیج و زمینگیر کردند. ایرانیان شب به اردوی خود بازگشتند؛ اما رومیها با رها کردن مجروحان به دژ حران پناه بردند. فردای آن روز ایرانیان به حران رسیدند و با فرا رسیدن شب، کراسوس و همراهانش را که از قلعه گریخته و در کوههای اطراف پناه گرفته بودند، محاصره کردند. او که دیگر توان نبرد نداشت، تسلیم سورنا شد. سورنا سردار فاتح سیستانی، کراسوس را که گستاخانه به قلمرو شاهی ایران حمله کرده بود، تحقیر کرد و سپس اعدام و سرش را برای ارد فرستاد. جنگ حران در تاریخ اهمیت بسیار دارد زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی درپی برای اولین بار شکست بزرگی خوردند و این شکست بر قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد. «سورنا» رمانی تاریخی است که مخاطبان را با این سردار بزرگ ایرانی و جنگ حران و تاریخ ایران باستان آشنا میکند.