کتاب خیام صادق

Khayam-Sadegh
مجموعه آثار صادق هدایت درباره خیام
کد کتاب : 15327
شابک : 978-9645571823
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 183
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 7
زودترین زمان ارسال : ---

مقدمه و گردآوری : جهانگیر هدایت

معرفی کتاب خیام صادق اثر صادق هدایت

فلسفه خیام که در رباعیاتش هویداست را شاید بتوان گفت برای افرادی هم چون صادق هدایت که همواره درگیر پوچی بوده اند، همچون کلیدی راه گشاست (هدایت: این ترانه های در ظاهر کوچک ولی پرمغز تمام مسائل مهم و تاریک فلسفی که در ادوار مختلف، انسان را سرگردان کرده و افکاری که جبرا به او تحمیل شده و اسراری که برایش لاینحل مانده مطرح می کند). صادق هدایت شیفته خیام بود و پژوهش های زیادی من باب خیام انجام داد که در نهایت منجر به چاپ کتاب های (ترانه های خیام) و (رباعیات عمر خیام) شد. این دو اثر برای سال ها اجازه چاپ نداشت بنابراین این کتاب توسط برادر زاده صادق هدایت گرد آوری شده و یک مقدمه نیز به آن اضافه کرد و شامل تمام مطالبی است که صادق درباره خیام نوشته و دو کتاب "رباعیات عمر خیام" و "ترانه های خیام" را نیز شامل می شود. کتاب اول شامل شرح حال خیام است بعلاوه 201 رباعی که صادق هدایت مطمئن بوده که منسوب به خود خیام می باشد. اما در کتاب دوم که شامل بخش های مقدمه، خیام فیلسوف، خیام شاعر و ترانه ها است، تعداد رباعیاتی که صادق هدایت منسوب به خیام می داند 106 رباعی است. به طور کلی هر دو کتاب دارای اطلاعات بسیار مفیدی در مورد حکیم عمر خیام است و صادق هدایت نیز به نوعی نظر خود در مورد جهان و فلسفه زندگی را از زبان خیام بیان کرده است.

کتاب خیام صادق

صادق هدایت
صادق هدایت، زاده ی 28 بهمن 1281 و درگذشته ی 19 فروردین 1330 شمسی، داستان نویس، مترجم و روشنفکر ایرانی بود.هدایت در تهران متولد شد. صادق کوچکترین پسر خانواده بود و دو برادر و دو خواهر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر از خود داشت.او دوره ی متوسطه را در دبیرستان دارالفنون آغاز کرد ولی در سال 1295 به خاطر بیماری چشم درد، مدرسه را ترک کرد و یک سال بعد، در مدرسه ی فرانسوی سن لویی به تحصیل پرداخت. اولین آشنایی هدایت با ادبیات جهان در این مدرسه رقم خورد. او به کشیش مدرسه درس فارسی می داد و کشیش هم او را با ا...
قسمت هایی از کتاب خیام صادق (لذت متن)
که اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدة خود را عوض کرده باشد، قادر به گفتن چنین افکار (پریشانی) نخواهد بود.

از آمدنم نبود گردون را سود / وز رفتن من جلال و جاهش نفزود وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود / کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود از آمدن و رفتن ما سودی کو / وز تار امید عمر ما پودی کو چندین سروپای نازنینان جهان / می سوزد و خاک می شود دودی کو تا خاک مرا به قالب آمیخته اند / بس فتنه که از خاک برانگیخته اند من بهتر ازین نمی توانم بودن / کز بوته مرا چنین برون ریخته اند

خیّام اگر ز باده مستی خوش باش با لاله رخی اگر نشستی خوش باش چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش

فریادهای او انعکاس دردها، اضطراب ها، ترس ها، امیدها و یأس های میلیون ها نسل بشر است که پی درپی فکر آن ها را عذاب داده است.