گور به گور

As I Lay Dying

مشخصات کتاب گور به گور
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-362-193-3
تعداد صفحه :304
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1930
سری چاپ :16
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1949

فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی جیمز فرانکو در سال 2013 ساخته شده است

معرفی کتاب گور به گور اثر ویلیام فاکنر | ایران کتاب

رمان گور به گور، تشریح نفس گیر ویلیام فاکنر است از داستان حماسه گونه و سفر ادیسه وار بوندرن ها که برای به خاک سپاری همسر و مادر خانواده، آدی، مسیری طولانی را طی می کنند. داستان کتاب که به نوبت، توسط تک تک اعضای خانواده[حتی خود آدی]روایت می شود، سبک های متنوعی داشته و از کمدی سیاه تا تراژدی را دربردارد. رمان گور به گور در 59 بخش و توسط 15 شخصیت به مخاطب ارائه شده و داستان مرگ آدی بوندرن و خانواده ی فقیر و روستایی اش را بازگو می کند. بوندرن ها تصمیم دارند تا به وصیت آدی عمل کرده و او را در زادگاهش، جفرسون واقع در می سی سی پی، دفن کنند. در آغاز داستان، آدی زنده اما بسیار مریض و ناخوش احوال است. همه از جمله خود آدی، مرگ را قریب الوقوع دانسته و او با نشستن بر لب پنجره، مراحل ساخت تابوتش را به دست فرزند ارشد خود، کش، به نظاره می نشیند، در حالی که همسرش مانند اغلب اوقات در ایوان وقت گذرانده و دخترش دویی دل، به باد زدن و خنک کردن او مشغول است. شب پس از مرگ آدی، باد و بارانی سخت و شدید درگرفته و بالا آمدن سطح رودخانه ها، پل های منتهی به جفرسون، محل به خاک سپاری مادر خانواده و مقصد بوندرن ها، را خراب می کند.

کتاب گور به گور

نکوداشت های کتاب گور به گور
Among the best novels of 20th-century literature.
یکی از بهترین رمان های قرن بیستم.
Modern Library

The influence of William Faulkner’s immersive tale can be felt to this day.
تأثیر شگرف داستان جامع و چندوجهی ویلیام فاکنر، تا همین امروز محسوس است.
Guardian Guardian

He is the greatest artist the South has produced.
فاکنر، بزرگترین هنرمند برخاسته از جنوب است.
LA Times LA Times

قسمت هایی از کتاب گور به گور (لذت متن)
خیال می کردم مرگ پدیده ای است مربوط به بدن آدم، حالا می فهمم که فقط یکی از احوال روحی آدم است.

من این را قبلا هم تو زن ها دیده ام. دیده ام آدم هایی را از اتاق بیرون می کنند که با محبت و دلسوزی آمده اند سراغ شان، آمده اند کمک شان کنند، آن وقت به یک جانور بی قابلیتی می چسبند که هیچ وقت برایشان چیزی به جز یابوی بارکش نبوده اند.

مغز آدمیزاد عین ماشین است. زیاد نمی شود با آن ور رفت. بهترین صورتش این است که یک نواخت کار کند، هر روز، کار همان روز را بکند، هیچ قسمتی از آن، بیش از اندازه ی لازم کار نکند.