خانم دلوی

Mrs Dalloway

مشخصات کتاب خانم دلوی
مترجم :
شابک :978-964-448-418-6
قطع :رقعی
تعداد صفحه :432
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1925
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :31 تیر

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

فیلمی با همین عنوان و بر اساس این کتاب در سال 1997 ساخته شده است.

معرفی کتاب خانم دلوی اثر ویرجینیا وولف | ایران کتاب

کتاب خانم دلوی، رمانی است نوشته ی ویرجینیا وولف که یک روز از زندگی زنی اشرافی به نام کلاریسا دلوی را در انگلستان پس از جنگ جهانی اول روایت می کند. در داستان این رمان که از دل دو داستان کوتاه به وجود آمده، کلاریسا در حال آماده شدن برای مهمانی ای است که عصر همان روز به میزبانی خودش برگزار خواهد شد. داستان به منظور ایجاد تصویری بی نقص از زندگی کلاریسا و ساختار اجتماعی انگلستان در زمان میان دو جنگ جهانی، به طور مکرر در زمان به جلو و عقب رفته و از ذهن و زبان شخصیت های گوناگونی روایت می شود. به عقیده ی بسیاری از منتقدین، رمان خانم دلوی، دربردارنده ی برخی از زیباترین، پیچیده ترین و بدیع ترین جملاتی است که تا به حال به زبان انگلیسی نوشته شده است و همین موضوع، دلیلی محکم برای خواندن این کتاب است.

کتاب خانم دلوی

ویرجینیا وولف
آدلاین ویرجینیا وولف، زاده ی ۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ و درگذشته ی ۲۸ مارس ۱۹۴۱، بانوی رمان نویس، مقاله نویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی بود که آثار برجسته ای چون خانم دالووی (۱۹۲۵)، به سوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته ی تحریر درآورده است.پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه ی غنی پدر بهره بسیاری...
نکوداشت های کتاب خانم دلوی
One of the most moving, revolutionary artworks of the twentieth century.
یکی تکان دهنده ترین و منقلب کننده ترین آثار هنری قرن بیستم.
Barnes & Noble

A complex and compelling modernist novel.
رمانی نوگرا، پیچیده و جذاب.
Thoughtco

Woolf's great novel makes a day of party preparations the canvas for themes of lost love, life choices and mental illness.
این رمان بزرگ از وولف، یک روز مهمانی را به یک بوم نقاشی برای موضوعاتی چون عشق از دست رفته، انتخاب های زندگی و بیماری های روانی تبدیل می کند.
Guardian Guardian

قسمت هایی از کتاب خانم دلوی (لذت متن)
خانم دلوی گفت که گل را خودش می خرد. آخر لوسی خیلی گرفتار بود. قرار بود درها را از پاشنه درآورند، قرار بود کارگران رامپلمیر بیایند. خانم دلوی در دل گفت، عجب صبحی، دل انگیز از آن صبح هایی که در ساحل نصیب کودکان می شود. چه چکاوکی! چه شیرجه ای! آخر همیشه وقتی، همراه با جیر جیر ضعیف لولاها، که حال می شنید، پنجره های قدی را باز می کرد و در بورتن به درون هوای آزاد شیرجه می زد، همین احساس به او دست می داد.

صداقت احساسش به سلی مثل احساس آدم به یک مرد نبود. بی هیچ چشمداشتی بود، و به علاوه کیفیتی داشت که فقط بین زنان امکان پذیر بود؛ بین زنانی که تازه بالغ شده اند. از جانب او حمایتگرانه بود.

او در نظر پیتر، احساساتی به نظر می رسید. همین طور هم بود. چرا که به این نتیجه رسیده بود که تنها چیزی که ارزش گفتن دارد، احساسات آدم است. باهوش بودن احمقانه بود، آدم باید خیلی ساده احساسش را بیان می کرد.