ویلیام فاکنر

ویلیام فاکنر

ویلیام کاتبرت فاکنر زاده ی ۱۸۹۷ و درگذشته ی ۱۹۶۲، رمان نویس آمریکایی و برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات بود. فاکنر در سبک های گوناگون شامل رمان، داستان کوتاه، نمایشنامه، شعر و مقاله صاحب اثر است.فاکنر در نیو آلبانی، می سی سی پی به دنیا آمد. در ۱۹۰۲ خانواده اش به آکسفورد، مرکز دانشگاهی می سی سی پی، نقل مکان کرد. به دلیل وزن کم و قد کوتاه در ارتش ایالات متحده پذیرفته نشد ولی به عنوان دانشجوی دانشگاه افسری در یگان پرواز سلطنتی در تورنتوی کانادا نام نویسی کرد و در ۲ دسامبر ۱۹۱۸ به عنوان افتخاری ستوان دومی نایل شد.فاکنر وارد دانشگاه می سی سی پی شد و در سال ۱۹۲۴ از دانشگاه انصراف داد و در ۱۹۲۵ همراه با دوستش با یک کشتی باربری به ایتالیا رفت و از آنجا پای پیاده رهسپار آلمان و فرانسه شد. در ژوئن ۱۹۲۹ با استل اولدم ازدواج کرد. سفرهایی به هالیوود و نیویورک داشت و در این فاصله چندین فیلمنامه و نمایشنامه نوشت.مطالعات در مورد فاکنر در ۱۹۴۶ به صورت جدی توسط ملکم کاوی آغاز شد. در ۱۹۴۹ جایزه ی نوبل ادبیات به او داده شد و خطابه ی مشهور خود را در آنجا خواند. بعدا نیز جایزه ی پولیتزر را برای کتاب شهر در سال ۱۹۵۷ دریافت نمود. او در ۶ ژوئیه ۱۹۶۲، سه هفته بعد از آنکه از اسب افتاد، بر اثر سکته ی قلبی در بیهالیا، می سی سی پی در گذشت.شهرت فاکنر به سبک تجربی او و توجه دقیقش به شیوه ی بیان و آهنگ نوشتار است. در مقابل شیوه ی مینیمالیستی نویسنده ی معاصرش، ارنست همینگوی، فاکنر در نوشته هایش مکرر از جریان سیال ذهن بهره می گیرد و اغلب داستان های عمیقا عاطفی، ظریف، پیچیده، و گاه گوتیک با شخصیت های گوناگون شامل برده های آزاد شده، یا اعقاب برده ها، سفیدپوستان تهی دست، جنوبی های طبقه ی کارگر و یا اعیان می نوشت.
جایزه نوبل ادبیات
برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1949

:: به دلیل مشارکت های تأثیرگذار و منحصر به فردِ هنریِ او در عرصه ی رمان آمریکایی مدرن. ::

کتاب های ویلیام فاکنر

میس جینی و زنان دیگر


رکوئیم برای یک راهبه


کارآگاه دهکده


جنگل بزرگ


برخیز، ای موسی


گور به گور


حومه


خرس


گنج نامه


اسب ها و آدم ها


حرامیان


ابشالوم، ابشالوم!


ویلیام فاکنر


آن خورشید عصرگاهی


پیرمرد


سرخپوست می رود


تسخیر ناپذیر


خشم و هیاهو


بیشتر بخوانید

رمزگشایی آثار «ویلیام فاکنر»

داستان های «فاکنر» مانند محاکمه ای در دادگاه است که به تدریج پیش می رود و مخاطب را در مقام قاضی قرار می دهد

«وحشت» چگونه پس از جنگ جهانی اول تغییر کرد

بخش زیادی از چیزی که آن را «زندگی طبیعی انسان» می نامیم، از ترس از مرگ و مردگان سرچشمه می گیرد.

اعتیاد ما به ادبیات داستانی: چرا انسان به داستان ها نیاز دارد؟

به هر طرف نگاه کنید، با داستان ها روبه رو می شوید. از گذشته های خیلی دور که اجداد ما دور آتش می نشستند و داستان تعریف می کردند تا به امروز که شبکه های تلویزیونی، سریال های محبوبی تولید می کنند

6 دلیل برای خواندن داستان های کوتاه

ضرباهنگ سریع، طرح داستانیِ یک وجهی، و وجود ایجاز از ویژگی های «داستان های کوتاه» هستند

مدرنیسم، غوطه وری در جریان سیال ذهن

مطالعه ی آثار مدرن به صخره نوردیِ ذهن تشبیه شده است. مدرنیسم به مخاطبی فعال و کنش گر نیاز دارد و خواننده ی اثر برای درک مفهوم آن، باید از ذهن خود کار بکشد.