0

کتاب خشم و هیاهو The Sound and the Fury


  • قیمت : ۲۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر خشم و هیاهو
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

خشم و هیاهو، چهارمین کتاب ویلیام فاکنر و اولین شاهکار ادبی اوست. این رمان، اثر موردعلاقه ی خود نویسنده نیز بوده و فاکنر آن را «درخشان ترین شکست» خود توصیف کرده است. رمان با پیگیری داستان افول خانواده ی کومپسون، به چهار بخش تقسیم شده و هر بخش، توسط راوی جداگانه ای روایت می شود. بخش اول توسط فردی عقب افتاده به نام بنجی کومپسون روایت شده و اولین اتفاقات رمان را با فلاش بک برای مخاطب بازگو می کند. بنجی که از بهره ی هوشی بالایی برخوردار نیست، یادآور اثر تراژیک شکسپیر، مکبث است. او زبان ساده ای دارد و خیلی کوتاه و سرراست صحبت می کند. بخش دوم، از دید کوئنتین کومپسون تعریف می شود. داستان این بخش، حدود هجده سال قبل از وقایع بخش اول اتفاق افتاده و بنابراین، از ساختار خطی پیشروی داستان رمان تبعیت نمی کند. بخش سوم توسط سومین برادر کومپسون ها، جیسون روایت شده و در روز جمعه ی قبل از عید پاک می گذرد. جیسون برخلاف برادرانش، بسیار بیشتر بر روی زمان حال تمرکز دارد و از فلاش بک های کمتری استفاده می کند؛ گرچه او هم اغلب به اتفاقاتی در گذشته اشاره دارد. بخش چهارم و پایانی کتاب، توسط راوی دانای کل روایت شده و به خاطر نقش عمده ی شخصیتی به نام دیلسی، گاهی اوقات با عنوان بخش دیلسی از آن یاد می شود؛ اما او تنها نقش آفرین این بخش نیست و شخصیت های دیگری نیز، داستان خود را در این قسمت به پیش می برند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی خشم و هیاهو



انتشارات: نگاهنگاه
مشخصات خشم و هیاهو
قطع : رقعی
شابک : 978-964-351-230-9
وزن : 460
تعداد صفحه : 414
سال انتشار شمسی : 1390
سال انتشار میلادی : 1929
سری چاپ : 3

ویژگی ها

جزو فهرست ۱۰۰ کتاب قرن لوموند

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1949

نکوداشت
No man ever put more of his heart and soul into the written word than did William Faulkner.
هیچ کس به اندازه ی ویلیام فاکنر، از قلب و روح خود در نوشته هایش مایه نگذاشته است.
New Yorker New Yorker

A haunting masterpiece.
شاهکاری به یاد ماندنی.
Newsweek Newsweek

Voted one of the greatest novels of the 20th century.
انتخاب شده به عنوان یکی از بهترین رمان های قرن بیستم.
Guardian Guardian

لذت متن
پاروها آفتاب را در برق های فاصله دار می گرفتند، بوی تاریک و روشن یاس دیواری، تاریکی نجواگر تابستان و ماه اوت درخت ها روی دیوار خم شده بودند... به نظر می رسید که در این هوا حتی صدا هم درمی ماند، انگار که هوا آنقدر صدا حمل کرده بود که خسته شده بود. ما در برگ های خشک که با دم زدن آهسته انتظار ما نجوا می کردند و تنفس آهسته خاک و ماه اکتبر بدون باد، می نشستیم. رشته های ظریف، چون حرکت خواب آهسته می جنبند.

هیچ نبردی فتح نمی شود. میدان نبرد تنها ابلهی و نومیدی بشر را به رخش می کشاند و پیروزی، خیال باطل فیلسوف ها و احمق هاست.

همیشه کسانی که در هیچ کاری موفق نشده اند، می خواهند به آدم راه کار یاد بدهند.