داستان های کهن اسکاندیناوی

Norse Mythology

  • قیمت : ۲۲,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۱۷,۶۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود
انتشارات: یوبانیوبان
نویسنده:

معرفی کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی اثر نیل گیمن

کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی، اثری نوشته ی نیل گیمن است که اولین بار در سال 2017 به چاپ رسید. نیل گیمن که مدت ها از اساطیر کهن برای خلق دنیاهای شگفت انگیز داستان های خود الهام گرفته، در این کتاب به پرداختی نوین از خدایان نورس، و ریشه ها و داستان های مربوط به آن ها دست زده است. گیمن در کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی، با وفاداری و تعهدی خاص از خدایان چندگانه ی نورس سخن می گوید: اودین، خدای خدایان، خردمند، جسور و زیرک؛ ثور، پسر اودین که بی نهایت قدرتمند است اما باهوش ترینِ خدایان به حساب نمی آید؛ و لوکی، برادر خونی اودین و شخصیتی حیله گر و فوق العاده فرصت طلب. گیمن با نثر جذاب و هیجان انگیز خود به داستان های افسانه ای این خدایان می پردازد و به آن ها، با همه ی پیچیدگی ها و ظرافت های شخصیتیشان، جان دوباره ای می بخشد.

کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی


ویژگی ها کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی

برنده جایزه Audie

مشخصات کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-8349-39-6
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2017
تعداد صفحه :270
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی
Gaiman presents a dazzling version of the Norse myths.
گیمن، نسخه ای خیره کننده از اساطیر نورس ارائه می کند.
Amazon Amazon

A gripping, suspenseful and quite wonderful reworking of these famous tales.
یک پرداخت مجدد جذاب، پرتعلیق و شگفت انگیز به این داستان های مشهور.
The Washington Post

Superb.
خارق العاده.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

بخش هایی از کتاب داستان های کهن اسکاندیناوی (لذت متن)
پیش از آغاز هیچ نبود - نه این جهان، نه آن جهان، نه ستاره، نه آسمان، تنها جهانی غبارگونه، بی شکل و بدون قالب، و جهان آتش که همواره می سوخت. نیفلهایم یا جهان تاریک، در شمال بود. در آن منطقه یازده رود سمی راه خود را از دل غبار پیدا کرده بودند. همه ی آن رودها از منبعی مشترک در مرکز همه چیز، که کلان گردباد غرانی موسوم به کورگلمیر بود، سرچشمه می گرفتند. نیفلهایم سردتر از سرما بود و غباری تاریک که همه چیز را فرا می گرفت، در آن حضوری سنگین داشت. آسمان پشت غبار پنهان شده بود و مه سرد سراسر زمین را می پوشاند و از نظر محو می کرد. در جنوب، موسپل قرار داشت. موسپل آتش بود. در آن جا همه چیز برق می زد و می سوخت. اگر نیفلهایم تیره و تار بود، موسپل روشن می نمود...