رمان هجوآمیز درخشانی که به کاوش در ارزش های مهم در زندگی معاصر می پردازد.
سرشار از شوخی های گزنده، و پیچ و خم های لذت بخش.
ماجراجویی طنزآمیز لذت بخشی که به ما یادآوری می کند هیچ وقت برای شروع دوباره دیر نیست.
اتفاقا از آن دست نقشه ها بود که آدم می تواند حسابی ازش پول به جیب بزند. در ازای یک هزار کرون، افکار شما را آزاد خواهیم کرد. در ازای پنج هزار کرون، به جای شما فکر خواهیم کرد. چیزی در همین مایه ها.
«اندرس قاتل» مأموریتش این بود که درباره سخاوت، سخاوت و سخاوت حرف بزند و پشت بندش، یک کمی از مسیح بگوید و باز هم سخاوت.
باقی عبارات این را شامل می شدند که بخشیدن، شایسته تر است تا ستاندن، این که بهشت در انتظار آن کسی است که کیف پولش را داخل ظرف اعانات خالی کند و این که ورود آن کس که سر کیسه را شل نمی کند، به همان بهشت قدغن است.
«قاتلی که در آرزوی جایی در بهشت بود» سومین کتابی بود که از یوناس یوناسون خواندم و چون دو کتاب قبلیاش را هم خوانده بودم، تا حدی با سبک نوشتاریاش آشنا بودم. چیزی که در نوشتههای یوناسون دوست دارم، نثر روان و خوشخوان اوست. روایتش هم برای من جذاب بود و باعث میشد بهراحتی با داستان همراه شوم. طنز کتاب را هم دوست داشتم؛ طنزی که در کنار داستان، به موضوعاتی مثل مذهب و رفتارهای اجتماعی هم نگاه متفاوتی دارد. بعضی قسمتهای داستان برایم جذابتر از بقیه بود و احساس میکردم ریتم کتاب در جاهایی کمی افت میکند، اما در مجموع تجربهی خوبی از خواندنش داشتم. شاید این کتاب برای من به اندازهی دو اثر قبلی نویسنده جذاب نبود، اما همچنان سبک نوشتاری یوناسون و نوع روایتش را دوست داشتم و از خواندنش لذت بردم.
ترجمه انتشارات چترنگ عالیه
فک کنم هر کسی داستان پیرمرد صد ساله رو از یوناسن خونده باشه حتما دنبال بقیه آثارشم میگرده 😁
کدوم ترجمه بهتره؟
من هردو رو توی کتابفروشی با هم مقایسه کردم و ترجمهی انتشارات بهنگار خیلی خیلی بهتر بود. طنزش هم بهتر در اومده.