کتاب آبلوموف

Oblomov
کد کتاب : 15666
مترجم :
شابک : 964-8637342
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 912
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1859
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 9
زودترین زمان ارسال : 19 مرداد

نامزد جایزه AATSEEL

معرفی کتاب آبلوموف اثر ایوان گنچاروف

این پرتره ی ماهرانه از فردی از طبقه ی اشزاف ، که با شوخ طبعی و دلسوزی خاص نگاشته شده است ، باعث شد ایوان گونچاروف در سال 1859 در سراسر روسیه مشهور شود. ایلیا ایلیچ اوبلوموف شخصیت اصلی رمان است که به عنوان تجسم نهایی انسانی سطحی ، یک شخصیت نمادین در ادبیات روسی قرن نوزدهم به تصویر کشیده شده است. اوبلوومف یک نجیب جوان و سخاوتمند است که به نظر می رسد نمی تواند در تصمیم گیری های مهم یا انجام هرگونه اقدام مهمی عمل کند. در طول رمان او به ندرت اتاق خود را ترک می کند. در 50 صفحه اول ، او فقط قادر است از تختخواب خود به صندلی حرکت کند.
ایلیا ایلیچ آبلوموف یکی از اعضای حکومت اشرافی در حال مرگ در روسیه است – مردی که آنقدر تنبل است که کارش را در خدمات کشوری رها کرد ، از کتابهای خود غافل شد ، به دوستانش توهین کرد و خود را در بدهی و مقروض یافت. او که بیش از حد نسبت به انجام هر کاری برای حل مشکلات خود بی تفاوت است ، در یک آپارتمان کوبیده و فروریخته زندگی می کند ، و منتظر زاخار است ، بنده ی او که به اندازه او بیکار است. آبلوموف که از فعالیت لازم برای مشارکت در دنیای واقعی وحشت دارد ، از انجام هر کاری خودداری می کند؛ تغییرات را به تعویق انداخته و در آخر اینکه خطر از دست دادن عشق زندگی خود را به جان می خرد.

کتاب آبلوموف

ایوان گنچاروف
ایوان الکساندروویچ گنچاروف ۱۸ ژوئن ۱۸۱۲ در سیبری به دنیا آمد. والدینش از طبقه تجار بودند و کودکی نویسنده در خانه سنگی بزرگ گنچاروف‌ها واقع در مرکز شهر با ساختمان‌های بی‌شمار سپری شد. گنچاروف به یاد دوران کودکی و خانه پدریش، اتوبیوگرافی «در میهن» را نوشت. او هفت سال داشت که پدرش را از دست داد و پدرخوانده‌اش نیکلای نیکلایویچ ترگوبف نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت درونی و سرنوشت وی ایفا کرد. تحصیلات ابتدایی را در منزل تحت نظارت ترگوبف و سپس در پانسیون خصوصی گذراند...
نکوداشت های کتاب آبلوموف
Oblomov is a truly great work, the likes of which one has not seen for a long, long time. I am in rapture over Oblomov and keep rereading it
آبلوموف واقعا اثری بزرگ است. از آنهایی که نمونه اش را مدت های طولانی است که ندیده ام. این اثر مرا از خود بیخود کرده است و من مشغول دوباره خواندن آن هستم.
Leo Tolstoy

[Goncharov is] ten heads above me in talent
استعداد گنچارف ده تای من است.
Anton Chekhov

قسمت هایی از کتاب آبلوموف (لذت متن)
ایلیا ایلیچ آبلوموف، یک روز صبح در آپارتمان خود واقع در یکی از عمارت های بزرگ خیابان گاراخووایاتی که شمار ساکنان آن از جمعیت یک شهر مرکز ناحیه چیزی کم نداشت روی تخت در بستر خود آرمیده بود. مردی بود سی و دو سه ساله و میان بالا که چشمان خاکستری تیره و صورت ظاهر مطبوعی داشت، اما هیچ اثری از اندیشه ای مشخص و تمرکز حواس در سیمایش پیدا نبود.

حرکاتش، حتی در حال هیجان با نرمی و رخوتی مهار می شد که از گونهای لطف تنبلی خالی نبود. هرگاه غبار غمی بر روحش مینشست نگاهش تار می شد و چین بر پیشانی اش می افتاد و بازی تردید و اندوه و اضطراب در سیمایش آغاز می شد، اما این اضطراب به ندرت صورت اندیشه ای مشخص می گرفت و تقریبا هرگز به تصمیمی منجر نمی گردید، بلکه یک سر در آهی تحلیل می رفت و در بی دردی و چرت غرقه میشد.